سفارش تبلیغ
صبا

{چـرا بــه خاطـر من گریه می کنی آقا}
{************«»**********}
{منـی کـه مایه ی ننگم برای مثل شما}
{************«»**********}
{فدای قلب رئوفت که نیمه شب تا صبح}
{************«»**********}
{بـرای عـفـو گـنـاهـم تو می کنی نجوا}
{************«»**********}
{منی که مایه ی ننگم بـرایتان یک عمر}
{************«»**********}
{اســیــر بــار گـنــاه و لـذایـذ دنـیــا}
{************«»**********}
{شـنـیده ام شب جمعه تو بی قرار منی}
{************«»**********}
{و غـافل از همه جا من اسیر خواب اما}
{************«»**********}
{اگـر چه مایه ی ننگم اگر چه بد هستم}

{************«»**********}
{همیـن که نام تـو را می برند در هر جا}
{************«»**********}
{دلم هوای تـو را مـی کنـد، نمی دانـم}

{************«»**********}

{کـدام گـوشـه بـرم ایـن دل خرابم را؟}
{************«»**********}
{اگــر کـه لایـق درگاهتان نخواهم شد}

«»التماس دعا«»




تاریخ : پنج شنبه 90/9/17 | 8:46 عصر | نویسنده : سیدکمیل | نظر

 

*^*بر در میکده‌ام دست فشان خواهی دید*^*
*^*پای کوبان چو قلندر صفتان خواهی دید*^*
*^*از اقامت‌گه هستی به سفر خواهم رفت*^*
*^*به سوی نیستیم، رقص‌کنان خواهی دید"*^*




تاریخ : پنج شنبه 90/3/12 | 11:48 صبح | نویسنده : سیدکمیل | نظر

«... وقتی درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازوی اوزدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛
آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشته‏های بدر واُحد که به دست علی کشته شده بودند... افتادم، آتش غضبم افروخته‏تر شد و چنان لگدیبر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد." فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَةُ صَرْخةً... فَقالَتْ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ الله‏ِ هکَذا کانَ یُفْعَلَبِحَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ... ؛ -

در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند." سپسفریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من اورا به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال می‏خواست مانع (بردن علی) شود، مناز روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد...» -  

نه مثل ساره ای و مریم! نه مثل آسیه و حوا

فقط شبیه خودت هستی! فقط شبیه خودت زهرا!

اگر شبیه کسی باشی، شبیه نیمه شب قدری

شبیه آیه تطهیری شبیه سوره «اعطینا»

شناسنامه تو صبح است، پدر تبسم و مادر نور

سلام ما به تو ای باران، سلام ما به تو ای دریا!

کبود شعله ور آبی ، سپیده طلعت مهتابی

به خون نشستن تو امروز، به گل نشستن تو فردا

بگیر آب و وضویی کن، ز چشمه سار فدک امشب

نماز عشق بخوان فردا، به سمت قبله عاشورا

************************************

دود بود و دود بود و دودبود
گل میان آتش نمرود بود
شعله می پیچید برگرد بهار
خون دل می خورد تیغ ذوالفقار
یک طرف گلبرگ اما بی سپر
یک طرف دیوار بود و میخ در
..
قلب آهن را محبت نرم کرد
میخ از چشمان زینب شرم کرد
شعله تا از داغ غربت سرخ شد
میخ کم کم از خجالت سرخ شد
گفت با در رحم کن سویش مرو
غنچه دارد سوی پهلویش مرو
حمله طوفان سوی دود شمع کرد
هرچه قوت داشت دشمن جمع کرد
روز رنگ تیره ی شب را گرفت
مجتبی چشمان زینب را گرفت
پای لیلی چشم مجنون می گریست
میخ بر سر می زد و خون می گریست

 
آن چه بیان شد و قلم با صد شرمساری آن را بر صفحه کاغذ آورد،تنها گوشه‏ ای از ستم‌هایی است که بر آن بانوی دو جهان رفته است
- بحار الانوار، ج30، ص293، (چاپ جدید)؛ ج8، ص230، (چاپ قدیم) و ریاحین الشریعة، ج1، ص267. -
 
 



تاریخ : جمعه 90/1/26 | 7:3 عصر | نویسنده : سیدکمیل | نظر

 

 

قال امیرالمومنین(ع):ان الله یقول انا حق من سئدواولی من تضرع الیه فقولوا عند افتتاح کل امر صغیراو عظیم بسم الله الرحمن الرحیم ای استعین علی هذا امر بالله.

امیر المومنین علی (ع) همانا خداوند (جل جلاله)می فرمایند:که من سزاوارتر از کسی هستم که از او سئوال شود.شایسته تر از کسی هستم که بسوی او تضرع و زاری شود.پس در شروع هر کارکوچک و بزرگی بگوئید(بسم الله الرحمن الرحیم)یعنی یاری میجویم در کار از خدا..

منبع:به نقل از کتاب شهادته شهدا(ایت الله سید اسمعیل هاشمی)




تاریخ : سه شنبه 89/11/26 | 12:33 عصر | نویسنده : سیدکمیل | نظر

»مولای من! ای کاش آن اوایل که زبان گشودم، نزدیکانم مرا به گفتن یا مهدی«

» وا می‌داشتند. ای کاش مهد کودکم، مهد، آشنایی با تو بود. کاشکی در کلاس«

» اول دبستان، آموزگارم الفبای عشق تو را برایم هجی می‌کرد و نام زیبای تو«

» را سر مشق دفترچة تکلیفم قرار می‌داد. آقای من! از کجا آغاز کنم؟ از خود«

» بگویم یا از دیگران؟ از نسل‌های گذشته بگویم یا از نسل امروز؟ از دوستان«

» شکوه کنم یا از دشمنان؟ از آنانی بگویم که خاطر شریف تو را می‌آزارند؟ از«

 »آنها که دستان پدرانه و مهربانت را خون ریز معرفی می‌‌کنند؟ از آنها که«

» چنان برق شمشیرت را به رخ می‌کشند که حتی دوستانت را از ظهورت«

»می‌ترسانند؟ می‌خواهم به سوی تو برگردم. یقین دارم برگذشته‌های پر از«

» غفلتم، کریمانه چشم می‌پوشی؛ می‌دانم توبه‌ام را قبول می‌کنی و با آغوش«

» باز مرا می‌پذیری. من از تو گریزان بودم؛ اما تو هم چون پدری مهربان،«

» دورادور مرا زیر نظر داشتی... العفو... العفو.... .«

***********************************************
{برداشت شده ازکتاب آشتی با امام عصر «هراتی»}

***********************************************

فریب ما نخور اقا دروغ می گوییم///به جان حضرت زهرا دروغ می گوییم///چه ناله ای؟چه فراقی؟چه درد هجرانی///نیا نیا گل طاها دروغ می گوییم//// .تمام چشم به راهی انتظار و فراغ////وندبه های فرج را دروغ می گوییم////دلی که مامن دنیاست جای مولا نیست////اسیر شهوت دنیاست .دروغ می گوییم///زبان سخن ز تو گوید ولی برای مقام///به پیش چشم خدا هم دروغ می گوییم///کدام ناله غربت!کدام درد فراق؟///قسم به ام ابیها دروغ می گوییم///خلاصه ای گل نرگس کسی به فکر تو نیست///وما به وسعت دریا دروغ می گوییم///مرا ببخش عزیزم که باز می گویم////نیا نیا گل طاها دروغ می گوییم.....




تاریخ : دوشنبه 89/11/25 | 10:9 صبح | نویسنده : سیدکمیل | نظر

  • چکیده

    سنّت عزاداری امام حسین علیه‏السلام از سنّت‏های مهم و مؤثر شیعی است که در طول تاریخ دچار تحوّلاتی گردیده است. برای دست‏یابی به شیوه‏های اصیل و دور از خرافات و تحریفات این سنّت مهم، تأسّی به امامان معصوم شیعه علیهم‏السلام یکی از بهترین راه‏ها به شمار می‏آید. در این مقاله، تلاش شده است در حدّ مقدور، شیوه برگزاری سنّت عزاداری بر امام حسین علیه‏السلام توسط امامان شیعه علیهم‏السلام و اهدافی که آن بزرگواران از این کار دنبال می‏کردند، ترسیم گردد.

    مقدّمه

    بی‏تردید، یکی از سنّت‏های مهم شیعی، عزاداری برای شهادت امام حسین علیه‏السلام ، امام سوم شیعیان، است که در عاشورای 61 ه با وضعیتی دلخراش و بی‏سابقه همراه با عده‏ای از خویشان و اصحابش در کربلا به شهادت رسید.
    قیام امام حسین علیه‏السلام چنان تأثیری در استمرار حرکت شیعه داشته که در این‏باره گفته شده است: «اِنَّ الاسلامَ عَلویٌ، و التّشیّعُ حسینی»؛(1) اسلام، علوی است و تشیّع، حسینی.

    امام سجّاد علیه‏السلام در سوگ پدر

    سوگواری و بزرگداشت شهادت امام حسین علیه‏السلام و یارانش از همان آغاز و توسط فرزندش علی بن حسین علیه‏السلام ملقّب به «امام سجّاد» علیه‏السلام و خواهر گرامی‏اش حضرت زینب علیهاالسلام و دیگر همراهان آن حضرت، که شاهد ماجرا بودند، برپا شده است.
    امام سجّاد علیه‏السلام با توجه به حاکمیت مطلق و قساوت امویان، که اوج بی‏رحمی خود را در حادثه کربلا نشان داده بودند، دوران امامت خود را در انزوای سیاسی به سر برد و از مناقشات سیاسی کناره‏گیری کرد. ایشان در جریان رویارویی عبداللّه بن زبیر با حکومت اموی دخالت نکرد و حتی در قیام مردم مدینه در واقعه «حرّه» بر ضد حکومت یزید، بی‏طرفی اختیار کرد و به تقاضای مروان بن حکم، عامل مدینه، پناهندگی همسر و خانواده‏اش را پذیرفت و آن‏ها را به همراه خانواده خود به «ینبع» (چشمه‏سرای نزدیک مدینه، سمت راست کوه رضوی) برد. این در حالی بود که مروان ابتدا این خواهش را از عبداللّه بن عمر کرد، ولی او نپذیرفت.(2)
    علاوه بر فراهم نبودن شرایط برای قیام امام سجّاد علیه‏السلام علت مهم دیگر، عظمت واقعه کربلا و رسالت بزرگی بود که این امام برای رساندن پیام عاشورا و جلوگیری از به فراموشی سپردن آن بر دوش خود احساس می‏کرد. وی بهترین راه مبارزه با حکومت اموی را زنده نگه داشتن حادثه عاشورا و افشای جنایات امویان در این واقعه می‏دانست.
    امام سجّاد علیه‏السلام از هر فرصتی برای زنده نگه داشتن خاطره عاشورا و یاد امام حسین علیه‏السلام و یارانش استفاده می‏کرد. نقل شده است که ایشان هنگام نوشیدن آب به شدت می‏گریست و وقتی با پرسش اطرافیان در این‏باره روبه‏رو می‏شد، پاسخ می‏داد: «چگونه گریه نکنم، در حالی که آبی را که پرندگان و جانوران وحشی از آن آزادانه استفاده می‏کردند، بر پدرم منع نمودند؟»(3)
    از امام صادق علیه‏السلام نقل شده است که علی بن حسین علیه‏السلام پس از شهادت امام حسین علیه‏السلام تا آخرین لحظات زندگی بر مصیبت پدرش گریه می‏کرد و هر گاه می‏خواست دست به سوی طعام ببرد و یا آب بنوشد گریه می‏کرد، تا جایی که یکی از غلامانش به او گفت: یابن رسول‏اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، چقدر گریه می‏کنید؟! می‏ترسم خود را هلاک کنید! حضرت در جواب فرمود: «همانا اندوه و غصّه‏ام را به خدا شکوه می‏کنم و می‏دانم از خدا آنچه را که شما نمی‏دانید.»(4)
    در پاسخ یکی دیگر از کسانی که به گریه‏های شدید ایشان معترض بود، فرمود: «وای بر تو! یعقوب پیامبر دوازده فرزند داشت که خدا یکی را از چشم پدر دور کرد. یعقوب در فراق یوسف به قدری گریه کرد که دو چشمش نابینا و سفید شد و کمرش از غصّه یوسف خمیده گشت، در حالی که فرزندش زنده و سالم بود. ولی من با دو چشمم دیدم که پدر و برادر و عموهایم و هفده تن از اهل بیت در کنارم کشته شدند، چگونه می‏توانم گریه نکنم؟»(5)
    در برخی از روایات نقل شده است که پس از خواب عجیب و عبرت‏انگیزی که همسر یزید دید و برای شوهرش نقل کرد، یزید اسرای اهل بیت علیهم‏السلام را خواست و برای دل‏جویی و جلب رضایت آنان، آمادگی خود را برای برآوردن خواسته‏ای از آنان اعلام کرد. اهل بیت امام حسین علیه‏السلام گفتند: ما بیش از هر چیز دوست داریم بر حسین علیه‏السلام گریه و زاری کنیم. سپس یزید مقدّمات عزاداری را برای آن‏ها فراهم کرد و اسرای اهل بیت هفت روز بر آن حضرت ندبه و زاری کردند.(6)
    نویسنده کتاب سیاهپوشی در سوگ ائمّه نور علیهم‏السلام ، در این باره چنین آورده است: هند، همسر یزید، می‏گوید: در عالم خواب دیدم دری از آسمان باز شده است و فرشتگان گروه گروه به سوی سر حسین علیه‏السلام فرود می‏آیند و می‏گویند: السلام علیک یا ابا عبداللّه، السلام علیک یابن رسول‏اللّه. در ادامه، او در عالم رؤیا شاهد بوسیدن سر امام حسین علیه‏السلام توسط پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و مناظر دیگری بود. هند می‏گوید: ناراحت و نگران از خواب بیدار شدم و ناگهان چشمم به نوری افتاد که از سر بریده امام حسین علیه‏السلام متصاعد بود. با مشاهده این صحنه، به جست‏وجوی یزید برخاستم و او را در اتاقی تاریک یافتم که محزون و غمگین می‏گفت: مرا چه به کار حسین؟ خواب خویش را برای او نقل کردم و او سرش را به زیر افکنده بود.
    نویسنده با ذکر این رؤیا، یزید را پشیمان و نادم از جنایت خویش در کربلا دانسته است و این موضوع را عامل برخورد ملایم وی با اهل بیت علیهم‏السلام می‏داند،(7) در حالی که باید توجه داشت ترس یزید از خشم عمومی مردم و قیام بر ضد حکومت را باید عامل اصلی مدارا با اسرای اهل بیت علیهم‏السلام و سعی در جلب رضایت آنان دانست. کافی است مروری بر واقعه «حَرّه» و جنایات لشکریان یزید در مدینه، که دو سال پس از واقعه کربلا روی داد، داشته باشیم تا نادم و پشیمان بودن یزید از جنایاتش در کربلا را داستانی نادرست بدانیم.
    دکتر شهیدی در این‏باره می‏نویسد: «مسلم بن عقبه، فرمانده سپاه اعزامی یزید به مدینه، سه روز شهر را به اختیار سپاهیان خونخوار شام نهاد تا هرچه خواهند بکنند و چه مردان دیندار و پارسا و شب‏زنده‏دار که کشته شد و چه حرمت‏ها که در هم شکست و چه زنان و دختران که از تجاوز این مردم وحشی نرستند! خدا می‏داند از این فاجعه تنها یک حقیقت را می‏توان دریافت و آن اینکه در این لشکرکشی، امیر و مأمور هیچ‏یک از فقه اسلام آگاهی نداشتند، و اگر داشتند بدان بی‏اعتنا بودند.»(8)
    یکی از شیوه‏های امامان شیعه در برگزاری عزاداری بر امام حسین علیه‏السلام و زنده نگه‏داشتن یاد و خاطره قیام عاشورا استفاده از خطیبان و شاعران و افراد خوش‏صدا بود. به این افراد «مُنْشِدْ» می‏گفتند که معادل «مدّاح» امروزی بود. البته مسلّم است این افراد، که در محضر امامان معصوم به شعرخوانی و مرثیه‏سرایی می‏پرداختند، از هرگونه گزافه‏گویی و غلو و سخن نادرست به دور بودند و اساسا حادثه کربلا آن‏قدر دلخراش و حزن‏انگیز است که برای تحریک احساسات، نیازی به قصه‏پردازی و بیان مطالب نادرست، که متأسفانه کار برخی از مدّاحان شده، نیست.
    هنگام بازگشت اهل بیت علیهم‏السلام به مدینه، کاروان آن‏ها در نزدیکی شهر اقامت کوتاهی کرد. چند تن از اهالی مدینه با کاروان اسرا برخورد کردند. یکی از آنان بشیر بن جذلَمْ بود. امام سجّاد علیه‏السلام او را شناخت و به او فرمود: ای بشیر، پدرت شاعر بود، تو هم از شاعری بهره‏ای داری؟ بشیر گفت: بلی، من خود نیز شاعرم. حضرت فرمود: ابیاتی بگو و جلوتر از ما به مدینه برو و خبر ورود ما و مصیبت قتل سیدالشهداء علیه‏السلام را به مردم اعلام کن. بشیر این ابیات را ساخت و با گریه و صدای رسا بر مردم مدینه فراخواند:
    یا اهلَ یثرب لا مُقامَ لکم بِها
    قُتِلَ الحسینُ و ادمعی مِدرارٌ
    الجسمُ منه بکربلاءِ مفّرجٌ
    والرأسُ منه علیَ القناةِ یُدارُ.
    یعنی: ای اهل مدینه، دیگر در مدینه اقامت نکنید که حسین علیه‏السلام شهید شد و به این سبب، سیلاب اشک از چشم من روان است. بدن شریفش در کربلا و در میان خاک و خون افتاده و سر مقدّسش را بر سر نیزه‏ها در شهرها می‏گردانند.
    بنا به قول ابی مخْنَفْ، زنی در مدینه باقی نماند، جز آنکه از خانه بیرون رفت و مردمان سیاه پوشیدند و فریاد گریه و ناله سر دادند.(9)

    امام جعفر صادق علیه‏السلام و عزاداری امام حسین علیه‏السلام

    شیعه امامیه بسیاری از احادیث و روایات خود، به ویژه در مسائل فقهی، را از امام ششم، جعفر بن محمّد صادق علیه‏السلام ، گرفته و بسیاری از سنّت‏ها و آداب و رسوم شیعه منسوب به ایشان است، تا آنجا که مذهب شیعه امامیه را «مذهب جعفری» می‏نامند. این مسئله مرهون شرایطی بود: سلسله بنی‏امیّه در سراشیبی سقوط قرار داشتند و خاندان عبّاسی هم هنوز قدرت تثبیت‏شده‏ای نداشتند.
    امامت امام صادق علیه‏السلام از سال 114 تا 148 ق طول کشید که دوران نسبتا طولانی 34 ساله را شامل می‏شد. از این مدت، 18 سال در اواخر دوران اموی سپری شد و 16 سال در اوایل دوران خلافت عبّاسی گذشت. امام صادق علیه‏السلام با استفاده از این شرایط، نسبت به بسط و گسترش فرهنگ اسلامی و شیعی تلاش وافری نمود و به تدوین و تعمیق فقه و مبانی و سنن شیعی همّت گمارد و شاگردان زیادی در این جهت پرورش داد. روایات زیادی از بزرگداشت واقعه کربلا و شهادت حسین بن علی علیه‏السلام و یارانش توسط این امام نقل شده است که به برخی از آن‏ها اشاره می‏شود:
    از عبداللّه بن سنان روایت شده است که در روز عاشورا بر امام جعفر صادق علیه‏السلام وارد شدم، در حالی‏که جمع زیادی اطراف ایشان را فرا گرفته بودند و ایشان چهره‏ای اندوهناک و غمگین و اشکبار داشت. عرض کردم: یابن رسول اللّه، از چه می‏گریید؟ خداوند دیده شما را نگریاند. فرمود: آیا تو در بی‏خبری به سر می‏بری؟ مگر نمی‏دانی در چنین روزی حسین علیه‏السلام به شهادت رسید؟ گریه به او امان نداد تا سخن بیشتری بگوید و همه مردم به گریه افتادند.(10)
    چنانچه این روایت را درست بدانیم، به اوج خفقان عصر اموی و شدت برخورد آنان با سنّت‏های شیعی و به ویژه عزاداری امام حسین علیه‏السلام پی می‏بریم که حتی یاران نزدیک امامان شیعه را نیز در بی‏خبری نگه می‏داشت که البته جای تأمّل دارد.
    زید الشحّام نقل می‏کند که روزی نزد امام صادق علیه‏السلام بودیم. جعفر بن عثمان وارد شد و نزدیک امام نشست. امام به او فرمود: شنیده‏ام که تو درباره حسین علیه‏السلام شعر می‏گویی. جعفر گفت: آری. با درخواست امام، جعفر اشعاری در رثای امام حسین علیه‏السلام خواند و امام و جمع حاضر گریه کردند. اشک بر چهره امام جاری گشت و فرمود: ای جعفر، فرشتگان مقرّب الهی سخن تو را شنیدند و گریه کردند، همچنان‏که ما گریه کردیم. سپس فرمود: «کسی که برای حسین علیه‏السلام شعر بگوید، خود گریه کند و دیگران را بگریاند، خدا بهشت را بر او واجب می‏کند و گناهانش را می‏آمرزد.»(11)
    محمّد بن سهل می‏گوید: در ایام تشریق(12) به همراه کمّیت شاعر، خدمت امام جعفر صادق علیه‏السلام رسیدیم. کمّیت به امام عرض کرد: اجازه می‏فرمایید: شعر بخوانم؟ حضرت فرمود: بخوان که این ایّام روزهای بزرگی هستند. پس حضرت خانواده خود را گفت که نزدیک آیند و به اشعار کمّیت گوش دهند. کمّیت اشعاری در رثای امام حسین علیه‏السلام خواند. امام در حق کمیّت دعا کرد و برای او آمرزش طلبید.(13)
    شیخ فخرالدین طریحی در کتاب منتخب روایت کرده است: چون هلال عاشورا پدیدار می‏شد، حضرت صادق علیه‏السلام اندوهناک می‏گردید و بر جدّ بزرگوارش سیدالشهداء علیه‏السلام می‏گریست و مردم از هر جانب به خدمت ایشان می‏آمدند و با او نوحه و ناله می‏نمودند و بر آن حضرت تعزیت می‏دادند و چون از گریه فارغ می‏گشتند، حضرت می‏فرمود: «ای مردم، بدانید که حسین علیه‏السلام نزد پروردگار خود زنده و مرزوق است و پیوسته به عزاداران خود نگاه می‏کند و بر نام‏های ایشان و پدرانشان و جایگاهی که در بهشت برای آن‏ها مهیّاست از همه داناتر است.»(14)
    همچنین امام صادق علیه‏السلام از امام حسین علیه‏السلام نقل می‏کند: «اگر زائر و عزادار من بداند که خداوند چه اجری به وی عطا خواهد فرمود، هر آینه شادی او از اندوهش بیشتر خواهد بود و زائر امام حسین علیه‏السلام با اهل خود برنمی‏گردد مگر مسرور، و عزادار من از جای برنخیزد، مگر آنکه جمیع گناهانش آمرزیده می‏گردد و مانند روزی می‏شود که از مادر متولّد شده است.»(15)
    تأکید امام صادق علیه‏السلام به زنده و گواه بودن امام حسین علیه‏السلام ، اشاره به آیاتی از قرآن کریم است که ویژگی‏های شهید را بیان می‏کند.(16) این مسئله بیانگر آن است که امام صادق علیه‏السلام تلاش می‏کردند فضای مسمومی را که بنی‏امیّه برای امامان شیعه از جمله امام حسین علیه‏السلام در جامعه ایجاد کرده بودند و آن‏ها را افرادی طاغی و یاغی نسبت به حاکم اسلامی و امیرالمؤمنین می‏دانستند، با برپایی مجالس عزاداری و بیان حقایقی پیرامون شخصیت و قیام امام حسین علیه‏السلام پاک کنند و مسلمانان را به حقایق آگاه سازند و در این‏باره، به قرآن، که مورد وثوق و اجماع مسلمانان است، متوسّل می‏شدند.

    عزاداری امام حسین علیه‏السلام در محضر امام رضا علیه‏السلام

    در منابع، اشاراتی به چگونگی برپایی مراسم عزاداری امام حسین علیه‏السلام توسط امامان دیگر شیعه از جمله امام موسی کاظم و امام رضا علیهماالسلام نیز شده است. در مورد امام موسی بن جعفر علیه‏السلام از قول فرزند بزرگوارش نقل شده است: «همین که محرّم فرامی‏رسید، دیگر کسی خنده‏ای بر لب آن حضرت نمی‏دید و همواره اندوهگین بود تا دهه عاشورا بگذرد و چون روز دهم فرامی‏رسید، این روز، روز نهایت غم و مصیبت بود و می‏فرمود: این است آن روزی که جدّم حسین علیه‏السلام در چنین روزی کشته شد.»(17)
    ریّان بن شبیب نقل می‏کند که روز اول محرّم بر ابی الحسن الرضا علیه‏السلام وارد شدم. حضرت به من فرمود: «ای پسر شبیب، اگر بر حسین علیه‏السلام بگریی چندان‏که اشک بر گونه‏هایت جاری شود، خدای تعالی هر گناهی که کرده‏ای بیامرزد» سپس فرمود: «اگر می‏خواهی در درجات بهشت با ما باشی، برای اندوه ما اندوهناک باش و در خوشحالی ما شادمان.»(18)
    دِعْبِل خُزاعی، شاعر معروف اهل بیت علیهم‏السلام ، روایت کرده است: در ایّام عاشورا خدمت علی بن موسی علیه‏السلام رسیدیم. دیدیم آن حضرت با اصحاب خود ملول و محزون نشسته‏اند. چون مرا دید، فرمود: «مرحبا به تو ای دعبل! مرحبا به یاری‏کننده ما به دست و زبان خود!» پس مرا طلبید و نزد خود نشاند و فرمود: «ای دعبل، دوست دارم که شعری برای من بخوانی که این ایّام، ایام حزن ما اهل بیت و ایام سرور اعدای ما، بخصوص بنی‏امیّه، بوده است. ای دعبل، کسی که بگرید و بگریاند بر مصیبت ما و آنچه که دشمنان بر ما وارد کرده‏اند، حق تعالی او را در زمره ما محشور گرداند. ای دعبل، کسی که در مصیبت جدّم امام حسین علیه‏السلام بگرید، البته خداوند گناهان او را بیامرزد» و بعد برخاست و پرده در میان ما و اهل حرم زد و ایشان را بین پرده نشانید تا در مصیبت جدّ خود بگریند. سپس به من فرمود: «ای دعبل، مرثیه بخوان برای حسین علیه‏السلام که تو تا زنده‏ای ناصر و مادح ما هستی. با این کار، به ما یاری کن و در این‏باره کوتاهی مکن.»
    دعبل می‏گوید: اشک از چشمان من جاری شد و شروع به شعرخوانی در رثای امام حسین علیه‏السلام کردم.(19)
    شیخ صدوق روایت کرده است که امام رضا علیه‏السلام می‏فرمود: «محرّم ماهی بود که مردم در زمان جاهلیت قتال و جدال را در آن حرام می‏دانستند. اما این امّت جفاکار حرمت این ماه را نگه نداشتند و خون ما را حلال و احترام ما را ضایع و اهل بیت ما را اسیر کردند. خیمه‏های اهل بیت را سوزاندند و اموال آنان را به غارت بردند و هیچ حرمتی از برای رسول‏اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در حق ما لحاظ نکردند. روز قتل امام حسین علیه‏السلام چشم‏های ما را مجروح و اشک ما را جاری و عزیز ما را ذلیل گردانیدند. پس بر مثلِ حسین علیه‏السلام باید گریه‏کنندگان بگریند؛ زیرا که گریستن بر او گناهان بزرگ را محو می‏کند.»(20)

    نتیجه

    در پایان، لازم است به چند نکته در مورد اهداف و چگونگی عزاداری امام حسین علیه‏السلام از سوی امامان شیعه علیهم‏السلام اشاره شود: اول اینکه امامان شیعه با برپایی عزاداری امام حسین علیه‏السلام تلاش می‏کردند حقّانیت امام حسین علیه‏السلام و باطل بودن ادعاهای یزید و امویان را ثابت کنند، و این نشان‏دهنده آن است که جوّ عمومی جامعه اسلامی چنان مسموم بود که حتی برخی از اصحاب و یاران امامان شیعه از این موضوع غافل بودند؛(21) چنان‏که در بسیاری از روایات و دعاهایی که از امامان شیعه بر جای مانده‏اند به‏طور مرتّب تکرار می‏شود که امام حسین علیه‏السلام برای خدا و برپا کردن احکام اسلامی همچون نماز و امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد.(22)
    دوم اینکه امامان شیعه علیهم‏السلام با برپایی عزای امام حسین علیه‏السلام و منسوب کردن خویش به ایشان، سعی در اثبات حقّانیت خود و ستمگری و بطلان دشمنان و حکومت زمان خود داشتند و برپاداری عزای امام حسین علیه‏السلام را بهترین و مؤثرترین شیوه مبارزه در زمان خویش می‏دانستند. امام رضا علیه‏السلام وقتی مصیبت‏های امام حسین علیه‏السلام و یارانش را بیان می‏کرد، به جای ایشان، کلمه ما را به کار می‏برد: «این امّت جفاکار، خون ما را حلال و احترام ما را ضایع و اهل بیت ما را اسیر کردند و خیمه‏های حرم ما را سوختند و اموال ما را به غارت بردند و هیچ حرمتی از برای رسول‏اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در حق ما لحاظ نکردند.»(23) در روایت معروف «سلسلة الذهب» نیز امام رضا علیه‏السلام شرط وارد شدن به قلعه توحید و ایمن ماندن از عذاب را پذیرفتن امامت خویش بیان می‏کنند.(24)
    در این زمینه، امامان شیعه علیهم‏السلام به آیات قرآن، که مورد وثوق همه فرقه‏های اسلامی است، متمسّک می‏شدند؛ چنان که آیاتی از قرآن که در رابطه با حقوق اهل بیت پیامبر علیهم‏السلام بر امّت اسلامی هستند،(25) در روایت اخیر مورد توجه قرار گرفته‏اند و یا در روایتی دیگر به آیاتی از قرآن که خصوصیات شهید راه خدا را بیان می‏کند، اشاره شده است.(26)
    در مورد کیفیت و مدت برگزاری مراسم عزاداری در حضور امامان شیعه علیهم‏السلام نیز از روایات و شواهد تاریخی چنین برمی‏آید که بر خلاف ادعای پنهانی بودن این مراسم در زمان ایشان، امامان شیعه علیهم‏السلام برای رسیدن به اهداف مقدّس خویش، سعی می‏کردند این مراسم را به صورت دسته‏جمعی، حتی اگر شده با حضور خانواده خویش، علنی و در ملأ عام و در هر فرصت ممکن برپا دارند.
    ابن قولویه از ابن هارون مکفوف(27) روایت کرده است: خدمت امام جعفر صادق علیه‏السلام رسیدم، به من فرمود: در مصیبت حسین علیه‏السلام شعری بخوان. ابوهارون به شیوه رسمی و ـ به قول معروف ـ «کتابی» اشعار خود را خواند. حضرت به او فرمود: به همان نحوی که نزد قبر آن حضرت می‏خوانی، مرثیه‏سرایی کن؛ یعنی همراه با حزن و اندوه و سوز و گداز. او می‏گوید: پس من این بیت را خواندم:
    اَمِر علی حدثِ الحسین
    ِ فقُل لاِعظُمهِ الزکیّه.
    یعنی بر مزار حسین گذر کن و به استخوان‏های پاکش بگو.
    و چون حضرت گریست، من ساکت شدم. فرمود: بخوان. من چند بیت دیگر خواندم، بعد فرمود: باز هم بخوان. من این بیت را خواندم:
    یا مریم قومی فانّه بی مولاکِ
    و علی الحسینِ فاسعدیِ ببکاکِ.
    پس حضرت گریست و اهل حرم به ناله و شیون آمدند و چون ساکت شد، فرمود: «ای اباهارون، هر که شعری در مصیبت حسین علیه‏السلام بسراید، پس بگریاند ده نفر را، بر او بهشت واجب است» و سپس نفرات را کم کرد تا به یک نفر رسید و فرمود: «هر که بخواند شعری در مصیبت حسین علیه‏السلام و یک نفر را بگریاند، بهشت بر او واجب است.»(28)
    از این روایت برمی‏آید که امامان شیعه علیهم‏السلام عزاداری با سوز و گداز و همراه با گریه و زاری را تشویق و تبلیغ می‏کردند و برای آن ثواب زیادی قایل بودند. همچنین سعی می‏کردند اقوام و بستگان خود را نیز در این‏گونه مراسم شرکت دهند.
    امام صادق علیه‏السلام با لحنی تشویق‏گونه خطاب به فضیل بن یسار می‏فرماید: «آیا مجلس تشکیل می‏دهید و با هم درباره ما سخن می‏گویید؟» فضیل می‏گوید: آری. امام می‏فرماید: «من این مجالس را دوست دارم. پس هدف ما را زنده نگه دارید. خدا رحمت کند کسی را که هدف و امر ما را احیا کند. ای فضیل، کسی که ما را به یاد آورد و یا نزدش از ما یاد شود و از دیدگانش به اندازه بال مگسی اشک بیرون آید، خداوند گناهانش را بیامرزد.»(29)
    نکته قابل توجه در مورد روایت اخیر، این است که برخی بخشیدن گناه در اثر عزاداری و گریستن بر امام حسین علیه‏السلام را بهانه‏ای برای مرتکب شدن گناهان و محرّمات الهی و ترک واجباتی همچون نماز قرار داده‏اند، و حال آنکه حضرت امام حسین علیه‏السلام برای ترک حرام الهی (بیعت با حاکم ظالم و فاسد) و انجام واجبات شرعی (امر به معروف و نهی از منکر) قیام کرد و در این راه به شهادت رسید. خواندن نماز ظهر عاشورا در شرایط بسیار دشوار و فرصت گرفتن از دشمن در شب آخر برای خواندن قرآن و نماز، حکایت از عشق امام حسین علیه‏السلام به نماز و قرآن دارد. بنابراین، شاید بتوان سیره امامان شیعه علیهم‏السلام و نقل برخی از این‏گونه روایات را این‏گونه تفسیر کرد که عزاداری امام حسین علیه‏السلام باید عامل دمیدن روح امید در آحاد جامعه اسلامی، حتی گناه‏کاران باشد. گریه بر امام حسین علیه‏السلام می‏تواند به گناه‏کاران این امید را ببخشد که در آن‏ها تحوّل ایجاد شود و بین آن‏ها و گناه فاصله ایجاد کند و آن‏ها را آماده انجام واجبات الهی تا حدّ شهادت در راه خدا گرداند. بنابراین، عزاداری بر امام حسین علیه‏السلام گناهان گذشته را می‏آمرزد، نه گناهان آینده را.
    در کتاب وسائل الشیعه از قول امام صادق علیه‏السلام آمده است: «در ماجرای کربلا، زنان فاطمی در عزای حسین بن علی علیه‏السلام گریبان چاک نمودند و صورت‏ها خراشیدند و باید در مثل چنین مصیبتی، گریبان‏ها چاک زد.»(30)
    کتاب عزاداری از دیدگاه مرجعیت شیعه، این روایت را منطبق بر فرموده حضرت صاحب‏الامر(عج) در زیارت «ناحیه مقدّسه» می‏داند. در این زیارت، از قول امام زمان علیه‏السلام آمده است: «چون زنان اهل بیت در روز عاشورا، اسب تو را بدان حالت دیدند، از پس پرده‏ها بیرون آمدند، گیسوان خود را پریشان کردند و سیلی بر صورت می‏نواختند.»(31)
    اما چه بسا نشر این‏گونه روایات عامل رفتارهایی خارج از ضوابط اسلامی در دوران حکومت آل‏بویه گردید. بنا به نوشته مورّخانی همچون ابن کثیر و ابن خلدون، در زمان معزّالدوله دیلمی، روز عاشورا زنان با موی پریشان و چهره سیاه کرده از خانه‏هایشان خارج می‏شدند و بر سر و صورت می‏کوفتند و جامعه بر تن می‏دریدند و در عزای امام حسین علیه‏السلام می‏گریستند.(32)
    روشن است که عزاداری امام حسین علیه‏السلام از امور مستحب است، و غیرمنطقی و غیرعقلانی و طبیعتا غیرشرعی است که پیشوایان شیعه علیهم‏السلام عمل مستحبی را انجام دهند که مقدّمات آن حرام شرعی باشد. از ساحت مقدّس امامان شیعه علیهم‏السلام و علمای راستین تشیّع، تأیید چنین اعمالی به دور است. بنابراین، باید در صحّت این‏گونه روایات و ادعیه، که با اصول اسلامی و سیره معصومان علیهم‏السلام مغایرت دارد، تردید جدّی نمود.

    پی‏نوشت‏ها:

    1. محمدحسین مظفّر، تاریخ شیعه، ترجمه محمدباقر حجتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1368، ص 69.
    2. محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری (تاریخ الرسل والملوک)، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، 1362، ج 7، ص 3103. در واقعه حرّه، که در سال 62 ق روی داد (برخی سال 63 و بعضی سال 64 نوشته‏اند)، عبداللّه بن حنظله با پشتیبانی مردم مدینه علیه حکومت یزید قیام کرد و پس از پیروزی بر امویان به سرکردگی مروان بن حکم، عامل یزید در مدینه، حکومت را به دست گرفت.
    3. ابی الفداء (اسماعیل) ابن کثیر الدمشق، البدایة و النهایة، بیروت، مکتبه المعارف، 1977 م، ج 9، ص 107.
    4. این عبارت ترجمه آیه‏ای از قرآن است: «قال اِنّما اَشکو بَثّی و حَزنی الی اللّه و اَعلمُ مِنَ اللّه مَا لاتَعلمون.» (یوسف: 86) ر. ک: محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، امالی، ترجمه محمدباقر کمره‏ای، تهران، کتابخانه اسلامی، 1362 ش، مجلس 29، ص 141.
    5. جعفر بن محمّد بن قولویه، کامل الزیارات، نجف، مطبعة المرتضویه، 1356 ق، باب 32، ص 115.
    6. لوط بن یحیی بن سعید العامدی ازدی کوفی، نصوص من تاریخ ابی محنف، بیروت، دارالحجّة البیضاء، 1419 ق / 1999 م، ج 1، ص 500 / همچنین ر. ک: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، 1403 ق (1983 م)، ج 45، ص 196 / فخرالدین طریحی، المنتخب، قم، منشورات الرضی، 1362 ش، ج 2، ص 482.
    7. علی ابوالحسنی (منذر)، سیاهپوشی در سوگ ائمّه نور علیهم‏السلام ، قم، الهادی، 1357، ص 126.
    8. جعفر شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام تا پایان امویان، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1380، ص 190. برای اطلاع بیشتر درباره واقعه حرّه ر. ک: طبری، پیشین، ج 7، ص 3116 به بعد / عزالدین ابی الحسن ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، 1402 ق / 1982 م، ج 5، ص 2301 به بعد.
    9. ازدی کوفی، نصوص من تاریخ ابی مخنف، ج 1، ص 503 به بعد.
    10. شیخ صدوق، امالی، مجلس 27.
    11. سید شرف‏الدین، فلسفه شهادت و عزاداری حسین بن علی علیه‏السلام ، ترجمه علی صحّت، تهران، مرتضوی، 351، ص 68.
    12. روزهای دهم، یازدهم و دوازدهم ذی‏حجّه را که حجّاج در سرزمین «منی» بیتوته می‏کنند و حالت اعتکاف دارند، «ایّام تشریق» می‏گویند.
    13. ابن قولویه، پیشین، باب 32، ص 112.
    14. فخرالدین طریحی، پیشین، ج 2، ص 483.
    15. همان.
    16. برای مثال، آیه «ولا تحسبنَّ الذین قُتلوا فی سبیلِ اللّهِ امواتا بَل احیاء عندَ ربِّهم یُرزقون.» (بقره: 155)
    17. شیخ صدوق، پیشین، مجلس 27.
    18. همان.
    19. ابن قولویه، پیشین، باب 32، ص 112.
    20. شیخ صدوق، پیشین، مجلس 27، ص 129 و 130.
    21. امام صادق علیه‏السلام در پاسخ عبداللّه بن سنان، یکی از اصحابش، که علت اندوهگین و عزادار بودن حضرت و اطرافیانش در عاشورا را پرسیده بود، فرمود: «آیا تو در بی‏خبری به سر می‏بری؟ مگر نمی‏دانی در چنین روزی حسین علیه‏السلام به شهادت رسید.» (ر. ک: علی ربّانی خلخالی، عزاداری از دیدگاه مرجعیت شیعه، قم، مکتب الحسینی، 1400 ق، ص 30.)
    22. برای مثال، دعای زیارت «امین اللّه»، که منسوب به امام سجّاد علیه‏السلام ، و زیارت عاشورا، که به امام باقر علیه‏السلام منسوب است.
    23. شیخ صدوق، پیشین، مجلس 27، ص 128.
    24. «کلمة لااله الااللّه حصنی فَمن دَخلَ حصنی اَمِن مِن عذابی بشرطها و شروطها و اَنا مِن شروطها.» (ابی جعفر محمد بن علی بن الحسن بن موسی بن بابویه (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا علیه‏السلام ، ترجمه محمد تقی اصفهانی، بی‏جا، علمیه اسلامی، بی‏تا، ج 1، ص 374.)
    25. «قُل ما اسألکم علیه اجرا الاّ المودةَ فِی القُربی.» (شوری: 23)
    26. همان.
    27. «مکفوف» به معنای نابیناست و به دلیل نابینا بودن ابوهارون، به او «مکفوف» می‏گفتند.
    28. شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، تهران، مقدّس، 1379، ص 707 به بعد.
    29. سید شرف‏الدین، پیشین، ص 7.
    30. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، باب 31، ص 66.
    31. علی ربّانی خلخالی، پیشین، ص 66.
    32. ابن کثیر، پیشین، ج 11، ص 259 / عبدالرحمن بن محمّد ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، المسمّی بکتاب العبر و دیوان المبتدأ و الخبر فی ایّام العرب و العجم البربر و من عاصرهم من ذوی السلطان الاکبر، بیروت، مؤسسة جمال للطباعة و النشر، بی‏تا، ج 3، ص 425.
    * دانشجوی دکتری تاریخ اسلام دانشگاه تربیت مدرّس.

    منبع: فصلنامه شیعه شناسی




تاریخ : دوشنبه 89/9/15 | 8:45 عصر | نویسنده : سیدکمیل | نظر

 

نهضت امام حسین(ع)از نادرترین رخدادهایى است که تفکر انسانهارا به خود معطوف داشته است و در تاریخ اسلام ارزش والایى دارد. شهادت حسین بن على(ع)حیات تازه‏اى به اسلام بخشیده، خونها رابه جوشش آورد و تنها را از رخوت خارج ساخت. امام حسین(ع)باحرکت قهرمانانه خود روح مردم مسلمان را زنده و احساس ذلت وزبونى و اسارت را که از اواخر حکومت عثمان بر روح جامعه‏اسلامى حکمفرما شده بود، تضعیف کرد.
آنچه امت اسلامى از زمان وقوع این حادثه عظیم تا امروز بر آن‏متفق است، این است که انقلاب کربلا هیبت و ابهت اسلام را که به‏علت‏حاکمیت فرمانروایان ضعیف النفس و تحقیر ارزشها و مقدسات‏دینى رو به افول گذارده بود، احیا کرد. حرکت امام حسین(ع)،حرکتى است مستمر براى همه نسلها و همه عصرها است.
این انقلاب تنها انقلابى است که اگر کلیه صحنه‏هایش چنان که‏بوده، تصویر شود، هیچ کس نمى‏تواند از بروز احساسها و عواطف‏فطرى‏اش جلوگیرى کند; زیرا این فاجعه به قول شافعى دنیا رالرزانده و نزدیک است قله کوهها را آب کند.
حادثه کربلا در میان اهل تسنن موجى ایجاد کرد که زبان و قلم‏دانشمندان آنان گاه ناخواسته و زمانى با شجاعت‏به توصیف وتجزیه و تحلیل آن پرداخته است. شوکانى در کتاب «نیل الاوطار»در رد بعضى از سخنوران دربارى مى‏گوید: به تحقیق عده‏اى از اهل‏علم افراط ورزیده، چنان حکم کردند که:
«حسین(ع)نوه پیامبر که خداوند از او راضى باشد. نافرمانى‏یک آدم دائم الخمر را کرده و حرمت‏شریعت‏یزید بن معاویه را هتک‏کرده است.» خداوند لعنتشان کند، چه سخنان عجیبى که از شنیدن‏آنها مو بر بدن انسان راست مى‏گردد.
تفتازانى در کتاب «شرح العقاید» مى‏نویسد:حقیقت این است که رضایت‏یزید به قتل حسین(ع)و شاد شدن اوبدان خبر و اهانت کردنش به اهل‏بیت پیامبر(ص)از اخبارى است که‏در معنى متواتر است; هر چند تفاصیل آن متواتر نیست. درباره‏مقام یزید بلکه درباره ایمان او که لعنت‏خدا بر او و یارانش‏باد. توافقى نداریم.
جاحظ مى‏گوید: منکراتى که یزید انجام داد، یعنى قتل حسین(ع)وبه اسارت گرفتن زن و فرزند او و ترساندن اهل مدینه و منهدم‏ساختن کعبه، همه اینها بر فسق و قساوت و کینه و نفاق و خروج ازایمان او دلالت مى‏کند.
بنابراین، یزید فاسق و ملعون است و کسى که از لعن او جلوگیرى‏کند، نیز ملعون است.
ابن حجر هیثمى مکى در کتاب «الصواعق المحرقه‏» مى‏نویسد: پسرامام حنبل در مورد لعن یزید از وى پرسید. احمد در جواب گفت: چگونه لعنت نشود کسى که خداوند او را در قرآن لعن کرده است.
آنجا که مى‏فرماید: «فصل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فى الارض و تقطعوا ارحامکم‏اولئک الذین لعنهم‏الله‏» و چه مفاسدى و قطع رحمى از آنچه یزیدانجام داد، بالاتر است؟!
عبدالرزاق مقرم در کتاب «مقتل الحسین‏» مى‏گوید: به تحقیق‏گروهى از علما از جمله قاضى ابویعلى و حافظ ابن الجوزى وتفتازانى و سیوطى در مورد کفر یزید نظر قطعى داده‏اند و باصداقت تمام لعن او را جایز شمرده‏اند.
مولف کتاب «شذرات الذهب‏» مى‏نویسد: در مورد لعن یزید، احمدبن حنبل دو قول دارد که در یکى تلویح و در دیگرى تصریح به لعن‏او مى‏کند. مالک و ابوحنیفه نیز هر کدام هم‏تلویحا و هم تصریحایزید را لعنت کرده‏اند; و به راستى چرا این‏گونه نباشد و حال‏آنکه او فردى قمار باز و دائم الخمر بود.
شیخ محمد عبده مى‏گوید: هنگامى که در دنیا حکومت عادلى وجوددارد که هدف آن اقامه شرع و حدود الهى است و در برابر آن‏حکومتى ستمگر است که مى‏خواهد حکومت عدل را تعطیل کند، بر هرفرد مسلمانى کمک کردن حکومت عدل واجب است; و از همین باب است‏انقلاب امام حسین که در برابر حکومت‏یزید که خدا او را خوارکند. ایستاد.
از سبط بن جوزى در مورد لعن یزید پرسیده شد. او در جواب گفت: احمد حنبل لعن او را تجویز کرده است، ما نیز به خاطر جنایاتى‏که درباره پسر دختر رسول خدا مرتکب شد، او را دوست نداریم; واگر کسى به این حد راضى نمى‏شود، ما هم مى‏گوییم اصل، لعنت کردن‏یزید است.
حادثه کربلا چنان در قلوب نفوذ کرد که بسیارى از بزرگان اهل‏تسنن آن را در قالب شعر مطرح ساخته، اندوه خویش را ابرازکردند. امام شافعى که در دوستى اهل‏بیت زبانزد است. درباره‏نهضت کربلا چنین سروده است:
قتیل بلا جرم کان قمیصه صبیغ بماء الارجوان خصیب نصلى على المختار من آل هاشم و نوذى بنیه ان ذاک عجیب لئن کان ذنبى حب آل محمد(ص) فذلک ذنب لست عنه اتوب هم شفعائى یوم حشرى و موقفى و بغضهم للشافعى ذنوب
حسین(ع)کشته‏اى بى گناه است که پیراهن او به خونش رنگین شده وعجب از ما مردم آن است که از یک طرف به آل پیامبر درودمى‏فرستیم و از سوى دیگر فرزندانش را به قتل مى‏رسانیم و اذیت‏مى‏کنیم!
اگر گناه من دوستى اهل‏بیت پیامبر است، پس من هیچ‏گاه از آن‏توبه نمى‏کنم.
اهل‏بیت پیامبر(علیهم السلام)در روز محشر شفیعان من هستند واگر نسبت‏به آنان دشمنى داشته باشم، گناهى نابخشودنى است.




تاریخ : دوشنبه 89/9/15 | 8:42 عصر | نویسنده : سیدکمیل | نظر

                   آثار دعای فرج:

 

روایات مختلفی به بیان آثار،فوائد و ویژیگی‌های که برای دعا کردن برای تعجیل فرج منزتب است، پرداخته است که به پاره ایی از آن‌ها

اشاره می‌کنیم:

1_ فرمایش حضرت ولی عصر (عج): بسیار دعا کنید برای تعجیل

فرج که فرج شما در آن است.

2_این دعا سبب زیاد شدن نعمتها است.

3_اضهار محبت قلبی است.

4_ نشانه انتظار است.

5_ مایه ناراحتی شیطان می‌شود.

6_زنده کردن امرائمه اطهار (ع) است.

7_نجات یافتن از فتنه های آخر الزمان است.

8_حضرت صاحب الامر در حق او دعا می‌کند.

9_شفاعت پیغمبر (ص) ان شاء الله شامل حالش می‌شود.

10_این دعا امتثال امرالهی و__ فضل و عنایت او است.

11_سبب رجعت به دنیا در زمان ظهور آن حضرت می‌شود.

12_فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان (ع) زودتر واقع می‌شود.

13_رسیدن به نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به کمک خداوند است.

14_از عقوبتهای اخروی ان شاء الله در امان می‌ماند.

15_با امیر المومنین (ع) و در درجه آن حضرت خواهد بود.

16_ثواب احترام به بزرگ‌ تر و تواضع نسبت به ائ را دارد.

17_دعا هنگام غیبت بهتر از دعا هنگام ظهور امام (ع) است.

18_فرشتگان درباره اش دعا می‌کنند.

19_سبب کامل شدن ایمان است.

20_دعای حضرت سید الساجدی (ع) که نکات و فوائد متعددی دارد

شامل حالش می‌گردد.

21_این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانی خواهد بود.

22_مایه خشنودی پیغمبر (ص) می‌گردد.

23_باعث دوری غصه های می شود.

24_به بالاترین درجات شهدای روز قیامت نائل می‌شود.

25_ثواب کسی که زیر پرچم حضرت قائم (ع) شهید شده را دارد .

26_در این دعا، ثواب گرامی داشتن عالم هست.

27_مجلسی که در آن برای حضرت قائم (عج) دعا می‌شود، محل حضور فرشتگان می‌گردد.

28_در سایه گسترده خداوند قرار گرفته و رحمت بر او نازل می‌شود مادامی که مشغول

آن دعا باشد.

29_مایه خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل او است.

30_از بدی حساب در روز قیامت در امان می‌ماند.

31_رستگاری به سبب شفاعت فاطمه الزهراء (س) رادر پی دارد.

32_در میان گروه ائمه اطهار (ع) محشور می‌شود.

33_این دعا اطاعت از اولی الامر است که خداوند اطاعتشان را واجب ساخته‌است.

34_دعا کننده مورد مباهات خداوند می‌شود.

35_ثواب احسان به مولای ما حضرت صاحب الزمان (عج) را دارد.

 

 

  بر گرفته از کتاب مکیال المکارم جلد 1




تاریخ : سه شنبه 89/8/11 | 5:59 عصر | نویسنده : سیدکمیل | نظر

شب قدر،  شبی است که در تمام سال هیچ شبی به فضیلت آن نمی رسد و عمل در آن بهتراز عمل در هزار ماه است. دراین شب برنامه های یک سال هر کس مقدر می گردد . درشب قدر ملائکه و روح که اعظم ملائکه است به اذن پروردگار، خدمت امام زمان علیه السلام مشرف می شوند و مقدرات هر کس را به امام عرضه می دارند.

اعمال شب قدر به دو گونه اعمال مشترک و اعمال مخصوص تقسیم می شود.

 

اعمال مشترک شبهای قدر

1- مقارن غروب آفتاب شب قدر غسل شود.

2- دورکعت نماز اقامه شود، در هر رکعت بعد از حمد ، هفت مرتبه سوره توحید خوانده شود. بعد از نماز هفتاد بارذکر " استغفرالله و اتوب الیه"  گفته شود .

3- قرآن به سرگرفتن و به خدا را به چهارده مصوم سوگند دادن .

4- زیارت امام حسین علیه السلام .

5- احیای این شبها .

6- اقامه صد رکعت نماز به صورت دورکعتی وافضل آن است که درهر رکعت بعد از حمد ، ده مرتبه سوره توحید خوانده شود.

7- دعایی از امام زین العابدین علیه السلام که درمفاتیح الجنان آمده است . اللهم انی امسیت لک عبداً...

8- قرائت دعای جوشن کبیر.

9- طلب آمرزش از خدای متعال . و در خواست از خدا جهت نیازهای دنیا و آخرت .

10- ذکر گفتن و صلوات بر محمد وآل محمد علیهم السلام.

 

اعمال مخصوص شب نوزدهم

1- صد بار ذکر " استغفرالله ربی واتوب الیه ".

2- صد بار ذکر " اللهم العن قتلة امیرالمومنین"

3- دعای اللهم اجعل فیما تقضی و تقدر من الامر المحتوم ...

 

اعمال مخصوص شب بیست و یکم

1- دعای اللهم صل علی محمد وال محمد و اقسم لی حلما یسد عنی باب الجهل ... .

2- لعن بر قاتل امیرالمومنین .

3- زیارت حضرت علی علیه السلام .

 

اعمال مخصوص شب بیست و سوم

1- تلاوت سوره های عنکوبت و روم که امام صادق علیه السلام فرمود: که تلاوت کنند که این دو سوره دراین شب از اهل بهشت است .

2- قرائت سوره های ... .

3- هزار مرتبه سوره قدر .

4- خواندن و تکرار دعای اللهم کن لولیک حجة ابن الحسن ... .

5- دعای اللهم امددلی فی عمری واوسع لی فی رزقی ... .

6- تلاوت قرآن کریم به هر مقدار که توانستی .

7- دعاوی " یا باطنا  فی ظهوره و یا ظاهراً فی بطونه... .

منبع: تبیان




تاریخ : یکشنبه 89/6/7 | 1:33 عصر | نویسنده : سیدکمیل | نظر

بنام ساقی و میزبان ماه مبارک رمضان

 

درود و سلام بر لیالی قدر ماه مبارک رمضان

 

رمضان ماه عشق

رمضان تجلیگاه عشق و رحمت محبوب عالم هستی

رمضان ماه تجدید عشق و آغاز آزمونی مجدد

رمضان ماه اثبات مدعاها

رمضان ماه امتحان اشتها  و میل دلها برای طعام ایزد منان

رمضان سفره گسترده محبوب عالم برای محبان راستین

رمضان مطب طبیب عالم برای دلهای بیمار

رمضان ماه مسابقه عاشقان عالم

رمضان ماه گریز از زندان زمان و ورود به پهنه ازلیت و ابدیت

رمضان ماه معرفی لیله القدر شب رهایی از محدودیتها

رمضان حمام دلها وجانها

رمضان ماه تمرین عشق

رمضان کتاب عشق





تاریخ : شنبه 89/5/30 | 5:29 عصر | نویسنده : سیدکمیل | نظر
مطالب قدیمی‌تر >>

کد مداحی و آهنگ مذهبی