سفارش تبلیغ
صبا

در خبری دیگر است:

تا به صاحب الامر ختم شود . (6)

مشخصه‏ی سیره‏ی ائمه‏ی نه گانه، در اختیار داشتن کتاب‏های جامعه و جفر است که امام علی به نقل از پیامبر، در دیدارهای خصوصی که داشتند، نوشت و اخبار غیبی و کراماتی که از امامان دیده شد که جز از برگزیدگان مورد تایید خداوند، ساخته نیست .

برادران اهل سنت کوشیده‏اند ادعای نام بردن امامان و نخستین امام; علی علیه السلام توسط پیامبر را رد کنند . اینان می‏گویند: احادیث نبوی که گواه ادعای شیعه است، دلالت ندارد یا سند آن ضعیف است، اما علمای شیعی با سنی‏ها مناقشه کرده، اشتباه اهل سنت را بیان کرده‏اند .

برخی فرقه‏های شیعی به ویژه زیدیه، امامت دوازده امام را نپذیرفته‏اند، اما علمای شیعی بدانان پاسخ داده‏اند .

برخی نویسندگان معاصرنیز می‏گویند: مهدی متولد نشده است; زیرا فقط یک فرقه از دوازده فرقه‏ی پیرو حسن عسکری، معتقد به ولادت مهدی‏اند . «نوبختی‏» در کتاب «فرق الشیعه‏» و اشعری شیعی در «المقالات و الفرق‏» چنین گفته‏اند .

جواب اینان را به تفصیل در کتاب «حول امامة اهل البیت و وجود المهدی‏» داده‏ام .

غیبت‏به معنای وا نهادن عمل به احکام اسلامی نیست

غیبت‏به معنی توقف عمل به احکام اسلام نیست . چگونه می‏تواند چنین باشد، در حالی که وجود اوصیای پیامبر، برای حفظ اسلام است تا راهی صحیح برای کسانی باشد که می‏خواهند به دین عمل کنند . امامان این وظیفه را به بهترین صورت انجام داده‏اند، بدین سان که گروهی امین را برای فراگیر علوم تربیت کرده‏اند .

پذیرش حکومت‏بر جامعه‏ی اسلامی توسط امامان، جزئی از فعالیت‏های اینان بود، اما شرط اساسی برای پذیرش حکومت ، که وجود یاورانی شایسته و پیرو امامان است، فراهم نشد . چنان که امیر مؤمنان فرمود:

اما والذی فلق الحبة و براالنسمة، لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر لالقیت‏حبلها علی غاربها و لسقیت آخرها بکاس اولها .

سوگند به آن‏که دانه را شکافت و بشر را آفرید! اگر بیعت کنندگان نبودند و یاران، حجت‏بر من تمام نمی‏نمودند، رشته‏ی کار را از دست می‏گذاشتم و پایانش را چون آغازش می‏انگاشتم .

غیبت امام، راه چاره‏ای الهی در برابر مکر عباسی‏ها بود که خواستند امام را بکشند، اما خدای متعال می‏خواست او را حفظ و برای روز موعود ذخیره کند . بارزترین حکمت غیبت و سر آشکارش در مورد امت ویژه (شیعه‏ی اهل بیت) دادن فرصتی به میراث داران ائمه بود که مسؤولیت فکری و علمی و سیاسی خود را بر اساس فهم بشر غیر معصوم، از قرآن اجرا کنند و میراث فکری را که تجربه‏ی معصومانه‏ی پیامبر و امامان برجا گذاشته بود، انجام دهند . اندیشه‏ی بازگشت معصوم غایب در آخر زمان و ظهور دوباره‏ی وی در صحنه‏ی اجتماعی و سیاسی، برای ارزیابی تجارب گذشته‏ی غیرمعصومانه‏ی بشر است . نیز کشف میزان تاثیر و صدق تعبیر و درستی تجربه‏های بشر و تحقق وعده‏ی الهی [در برقراری عدالت کامل و حکومت صالحان] است . (7)

مفهوم انتظار فرج، مربوط به مهدی محمد بن حسن عسکری است که رانده شده و مخفیانه زیست و هنوز وجود شریفش در این حال است . خدایا! در فرج ولی‏ات; حجت‏بن الحسن، تعجیل فرما! و ارتباط فرج به امت از آن روست که مهدی موعود (عج)، رهبر معصوم آنان است که برای انجام وظیفه‏ی خاص الهی آماده شده است . تقدیر خداست که پایان سرنوشت زمین، چنین باشد و حضرت عیسی علیه السلام او را کمک کند . بنابراین، حکمت وجود این اعتقاد در شیعه روشن می‏شود، گرچه سنیان به مهدی موعود (عج) و غایب که رانده شده و نگران [وضع امت ] است، ایمان ندارند .

نشانه‏های ظهور

احادیثی که از نشانه‏های ظهور مهدی سخن می‏گوید، چه در کتب شیعه و چه سنی، غالبا درباره‏ی دو موضوع بحث می‏کند:

نخست: حوادث مستقل و جداگانه‏ای که رخ خواهد داد .

دوم: وضع اجتماعی و سیاسی و تکنولوژی (فن‏آوری) که جهان، پیش از ظهور دارد . به عبارت دیگر، وضع دنیای سیاست و اجتماع و فن‏آوری پیش از ظهور را برای ما ترسیم می‏کند .

در مورد رویکرد دوم، هر که درباره‏ی نشانه‏های ظهور پژوهش کند، درمی‏یابد که جهان کنونی، از هر وقت دیگری، به زمان ظهور نزدیک‏تر است .

از جنبه‏ی تکنولوژی، احادیث از جهانی سخن می‏گوید که در آن هواپیماهایی است که مسافران را از کشوری به کشور دیگر می‏برند و ایستگاه‏های رادیویی به تعداد مردم دنیا وجود دارد که می‏تواند خبر را در آن واحد، برای تمامی دنیا پخش کند و تلفن‏های تصویری هست و هر که در مشرق است، صدای برادرش رادر مغرب می‏شنود و چهره‏ی او را می‏بیند و رایانه‏های دستی وجود دارد که دارای برنامه‏های گوناگون است و دارنده‏اش را از همراه داشتن هزاران کتاب، بی‏نیاز می‏کند .

از جنبه‏ی اجتماعی، احادیث از وضع اجتماعی سخن می‏گوید که زنان، لباس مدی پوشیده یا برهنه‏اند که گویای کشف حجاب یا آرایش‏های جاهلانه است و انواع منکرات به ظهور می‏رسد که پیش از پیدایش، آدمی تصورش را نمی‏کرد .

از جنبه‏ی سیاسی، سخن از کشف معبد هیکل‏سلیمان می‏گوید که لازمه‏ی بر پایی دولت اسراییل در دل جهان عرب و اسلام است . نیز وجود جنبش‏های اسلامی در جوامع مسلمان که تلاش دارد حکومت اسلامی بر پا کند، اما بسیاری از افراد مجاهد زندانی می‏شوند . هم‏چنین از تاسیس دولتی در مشرق سخن می‏گوید که زمینه ساز دولت مهدی است . نیز اختلاف کارگزاران شیعی و چند گانگی سخن‏شان که با بیعت‏با مهدی، وحدت کلمه پیدا می‏کنند . هم‏چنین مهدیان دروغینی ظاهر می‏شوند . تمامی آن‏چه برشمردیم، در احادیث نشانه‏های ظهور آمده است .

تشخیص مدعیان مهدویت

تنها اصلی که می‏توان برای شناخت مدعیان دروغ‏گوی مهدویت، بدان اعتماد کرد، تایید و امداد الهی است که توسط مدعی راست‏گوی مهدویت نشان داده می‏شود . وی نبوت خاتم و جنبش اوصیای پیامبر را که پدرانش بودند، تصدیق می‏کند . این کاری لازم برای مدعی نبوت و رسالت است . امداد و تایید الهی، با ظهور عیسی بن مریم نشان داده می‏شود که قرآن، قصه‏ی وی را گفته است که مردگان را زنده می‏کرد و کور مادر زاد و مبتلایان به پیسی را شفا می‏داد . (8)

این اصل، راه را بر هر مدعی دروغینی می‏بندد، خواه شخص به عمد دروغ گوید یا قربانی مکاشفه‏ی عرفانی پنداری شود، مانند آن‏چه برای «مهدی سودانی‏» پیش آمد که پنداشت مهدی موعود (عج) است . وی خیال کرد پیامبر به او گفته که مهدی موعود (عج) است . مهدی سودانی در یکی از نوشته‏هایش در تاریخ 16 شعبان 1299 هجری می‏گوید:

سید وجود صلی الله علیه و آله به من خبر داد: من مهدی منتظرم . پیامبر چندین بار مرا بر کرسی‏اش نشاند و خلفای چهارگانه [ ابوبکر، عمر، عثمان و امام علی] و قطب‏ها [ی دراویش ] و خضر علیه السلام حضور داشتند، و مرا با ملایکه‏ی مقرب و اولیای زنده و مرده از فرزندان آدم تا زمانی کنون، نیز جنیان مؤمن، تایید و یاری کرد .

در هنگام جنگ، سید وجود صلی الله علیه و آله به عنوان امام و فرمانده‏ی سپاه حاضر می‏شود; نیز خلفای چهارگانه و قطب‏ها و خضر حاضرند . حضرتش، شمشیر نصرت و پیروزی را به من داد و فرمود: با داشتن آن شمشیر، کسی بر من پیروز نمی‏شود، گرچه گروه انس و جن باشند .

آن گاه سرور وجود فرمود . . . پرچمی از نور برافراشته می‏شود و در جنگ، همراه من است . عزراییل پرچم‏دار است . از این رو، یارانم ثابت قدم می‏شوند و در دل دشمنانم، ترس افکنده می‏شود و هر که با من دشمنی کند، خداوند خوارش می‏کند . پس هر که به راستی سعادتمند باشد، می‏پذیرد من مهدی منتظرم . اما خداوند در دل کسانی که جاه‏طلب‏اند، نفاق می‏افکند . پس به سبب حرص بر جاه‏طلبی، مرا تصدیق نخواهند کرد . . . سید وجود صلی الله علیه و آله به من دستور داد به منطقه‏ی «ماسه‏» در کوه قدیر هجرت کنم و از آن جا به تمامی مکلفان، دستور کلی را بنویسم . ما هم به امیران و بزرگان دینی نوشتیم، اما بدبختان نپذیرفتند و درستکاران تصدیق کردند . . . سید وجود صلی الله علیه و آله سه بار به من خبر داد: آن‏که در مهدویت تو شک کند، به خدا و رسول کافر شده است .

تمام آن‏چه درباره‏ی خلافتم و مهدویت‏به شما گفتم، در بیداری و در حال صحت، سید وجود صلی الله علیه و آله به من گفت، بی آن‏که مانعی شرعی باشد . نه خوابی بود و نه ربایشی و نه مستی و نه دیوانگی . . . . (9)

وی در نامه‏ی دیگری می‏گوید:

اگر من نوری از جانب خدا نداشتم و رسول‏الله صلی الله علیه و آله تاییدم نکرده بود، توان کاری نداشتم و روا نبود برایتان سخنی بگویم . آن‏چه گفتم که پیامبر فرمود، به دستور رسول الله بود . به من اخباری گفت که اولیا و علما از آن خبر ندارند . باید بدانید جز به دستور پیامبر یا فرشته‏ی الهام که از طرف پیامبر اجازه دارد، کاری نمی‏کنم . ایشان به من خبر داد: امت‏به دست من هدایت‏خواهد شد، بی آن‏که رنج‏هایی را که پیامبر تحمل کرد، بر دوش کشم .

من از نور دل پیامبر آفریده شده‏ام . ایشان به من بشارت داد یارانم مانند اصحاب ایشانند و رتبه و درجه‏ی [ملت من و] عوام نزد خدا، مانند رتبه‏ی شیخ عبدالقادر گیلانی است . (10)

محتوای دو نامه نشان می‏دهد: دلیل راستی مهدی سودانی، مدعی مهدویت، فقط گفته‏ی خودش است و دلیلی دیگر در تایید وی یافت نمی‏شود; افزون بر این‏که پیروزی جنبش وی که ادعا داشت‏با امداد الهی پشتیبانی می‏شود، تحقق نیافت .

به تصور شیعه، مهدی، انسان مشخصی است که فرزند [امام] حسن عسکری است و در 255 (یا 256) هجری زاده شده و از قرن سوم تا پانزدهم هجری با مردم زندگی می‏کند، تا هر وقت که خدا بخواهد . پس باید این مطلب را با دلیل ثابت کند; یعنی معجزه داشته باشد، چنان که آصف بن برخیا; وزیر سلیمان معجزه نشان داد، در حالی که پیامبر نبود . وی تخت ملکه‏ی سبا را در کم‏تر از چشم بر هم زدنی حاضر کرد . در آیات 38- 40 سوره‏ی نمل آمده است:

سلیمان گفت: ای بزرگان! کدام یک از شما، تخت او را برای من می‏آورد، پیش از آن‏که به حال تسلیم نزد من آیند؟

عفریتی از جن گفت: من آن را نزد تو می‏آورم، پیش از آن‏که از مجلست‏برخیزی و من نسبت‏به این امر توانا و امینم .

اما کسی که دانشی از کتاب [آسمانی] داشت، گفت: پیش از آن‏که چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد!

هنگامی که سلیمان، تخت را نزد خود ثابت و پابرجا دید، گفت: این از فضل پروردگار است تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را به جا می‏آورم یا کفران می‏کنم و هر کسی شکر کند، به نفع خود شکر می‏کند و هر کس کفران کند [به زیان خویش نموده است; که ] پروردگار من غنی و کریم است!» .

طریق دیگر اثبات امامت مهدی (عج) این است که راه‏های عادی را به کار گیرد که نشان دهنده‏ی عمر بسیار وی و هویتش باشد . مثلا به اهالی لندن بگوید: در قرن دهم میلادی، از کشورشان عبور کرده و نامه‏ای را به خط خود بر پوست آهو در فلان منطقه نهاده که در آن زمان کتاب‏خانه‏ی شهر بوده است، اما بر اثر عوامل مختلف، کتاب‏خانه از بین رفته است . سپس به انگلیسی‏ها بگوید: می‏توانید چند متر بکنید تا بر کتاب‏خانه‏ی از بین رفته، دست‏یابید که در آن اسناد قابل قبولی است . می‏توانید فلان پرونده را باز کنید و نامه‏ی مرا بیابید و این، نسخه‏ی دوم آن است .

همین کار را با روس‏ها و ایرانی‏ها و چینی‏ها و دیگران که در زمان ظهورش زنده‏اند، می‏تواند انجام دهد . می‏بایست درخواست وی نشان دهنده‏ی درایت و آگاهی‏اش از حلقه‏های گم‏شده‏ی مهم برای هر کشوری باشد، تا اهالی را به فعالیت و کنکاش برای کشف حقیقت وا دارد . می‏بایست از موضع و موقعیتی قوی و برتر، خواسته‏اش را مطرح کند، کمی پیش از آن‏که در ظهور دولتش موفق شود، تا ادعا و درخواستش، به عنوان رییس دولتی باشد که داعیه دارد و توانمند است و تحرک می‏آفریند و شگفتی‏های بسیار دارد . اگر سال 1455 هجری، 2034 میلادی ظهور کند و ادعا نماید محمد بن حسن عسکری است و عمرش 1200 سال است، در حالی که سی ساله به نظر می‏رسد، مسلما سیاستمداران آن زمان خواهند پنداشت دیوانه است‏یا خرفت‏شده است، اما وقتی ادعا و درخواستش را بشنوند و ببینند وی هزینه‏ی کنکاش و پی‏آمدهای جنجال برانگیز را می‏پردازد و دانشمندان هر کشور، نتایج را ارزیابی خواهند کرد، هر که موافق ادعای وی است، با او همراه خواهد شد و دیگران به آزمایش و کنکاش دست‏خواهند زد .

ویژگی‏های دولت مهدی (عج)

دولت مهدی - که انتظار آن می‏رود - بدان معنا نیست که اسلام معطل بماند، تا پس از ظهور مهدی، دولت اسلامی برپا شود، بلکه به معنای ایجاد دولت‏خاصی است که نمونه‏ی کوچک آن، دولت و ملک سلیمان بود . ملک و حکومت‏سلیمان، با نیروهای جن و باد و حیوانات و نیز انسان‏های مؤمن، پشتیبانی می‏شد . مزیت دولت مهدی بر دولت‏سلیمان، این است که بر تمامی زمین حکم می‏راند و دولتی پس از آن نیست و به قیامت صغری متصل است، سپس زندگی بر کره‏ی خاکی پایان می‏پذیرد . قرآن به قیامت صغری در آخر الزمان در آیات 82- 88 سوره‏ی نمل اشاره کرده است:

و هنگامی که فرمان عذاب آن‏ها رسد [و در آستانه‏ی رستاخیز قرار گیرند]، بنده‏ای را از زمین برای آن‏ها خارج می‏کنیم که با آن‏ها تکلم می‏کند [و می‏گوید: ] مردم به آیات ما ایمان نمی‏آورند .

[و به خاطر آور] روزی را که ما از هر امتی، گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب می‏کردند، محشور می‏کنیم و آن‏ها را نگه می‏داریم تا به یکدیگر ملحق شوند!

تا زمانی که [به پای حساب] می‏آیند، [خدا به آنان] می‏گوید: آیا آیات مرا تکذیب کردید و درصدد تحقیق برنیامدید؟ ! شما چه اعمالی انجام می‏دادید؟ !

در این هنگام، فرمان عذاب به خاطر ظلم‏شان بر آن‏ها واقع می‏شود و آن‏ها سخنی ندارند که بگویند .

آیا ندیدید که ما شب را برای آرامش آن‏ها قرار دادیم و روز را روشنی بخش؟ ! در این امور، نشانه‏های روشنی است‏برای کسانی که ایمان می‏آورند [و آماده‏ی قبول حق‏اند] .

[و به خاطر آورند] روزی را که در صور دمیده می‏شود و تمام کسانی که در آسمان‏ها و زمین هستند، در وحشت فرو می‏روند، جز کسانی که خدا خواسته است و همگی با خضوع در پیشگاه او حاضر می‏شوند .

کوه‏ها را می‏بینی و آن‏ها را ساکن و جامد می‏پنداری، در حالی که مانند ابر در حرکت‏اند . این صنع و آفرینش خداوند است که همه چیز را متقن آفرید . او از کارهایی که انجام می‏دهید، مسلما آگاه است .

توضیح بیشتر آیات

اذا وقع القول علیهم;

یعنی وقت مشخص و حادثه‏ی موعود رخ نماید .

دابة; به هر جنبنده بر روی زمین می‏گویند، چنان که در آیه‏ی 56 هود آمده است:

هیچ جنبنده‏ای نیست مگر این‏که خدا بر آن تسلط دارد .

در سوره‏ی نمل به معنای انسان مرده‏ای است که خدا زنده‏اش می‏کند [و او با مردم سخن می‏گوید] به قرینه‏ی اخرجنا من الارض و تکلمهم .

ذکر آیه بدان سبب است که پس از ظهور مهدی و مسیح، بسیاری از مردم، بر دین و مذهب پدری خود که بدان خو و الفت گرفته‏اند، باقی خواهند ماند، چنان که قرآن درباره‏ی مردم زمان پیامبران در آیه‏ی 104 سوره‏ی مائده گفته است:

و هنگامی که به آن‏ها گفته شود: به سوی آن‏چه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر بیایید، می‏گویند: آن‏چه از پدران خود یافته‏ایم، ما را بس است; آیا اگر پدران آن‏ها چیزی نمی‏دانستند و هدایت نیافته بودند [باز از آن‏ها پیروی می‏کنند؟ ! ] .

یوم نحشر من کل امة . . . ;

یعنی از هر امتی، گروهی که آیات ما را تکذیب کنند، محشور می‏کنیم .

یوم ینفخ فی الصور . . . ;

اشاره به حشر اکبر و قیامت کبری‏ست .




تاریخ : سه شنبه 89/4/22 | 10:21 صبح | نویسنده : سیدامیرعلی موسوی الحسینی