سفارش تبلیغ
صبا

 دیوانه خودش را عاقل می پندارد و عاقل هم می داند که دیوانه ای بیش نیست.((ویلیام شکسپیر(( 

ای مهربان من، من دوست دارمت، چون سبزه های دشت چون برگ سبز رنگ درختان نارون . *** معیار تازه زیبایی، با قامت بلند تو سنجیده می شود . زیبایی عجیب تو معیار تازه ای ست، با غربت غریب فراوانش . *** مانند شعر من، - این

گلی جان سفره دل را برایت پهن خواهم کرد گلی جان وحشت از سنگ است و سنگ انداز و گرنه من برایت شعرهای ناب خواهم خواند در اینجا وقت گل گفتن زمان گل شنفتن نیست نهان در آستین همسخن ماری درون هر سخن خاری ست گلی جان

دل منطقی دارد که عقل از آن بی خبر است.((بلز پاسکال((

ساکنان نزدیک دریا پس از مدتی صدای امواج دریا را نمی فهمند چه سخت است غصه عادت

 

اگر حسادت ویژگیهای سوختن را داشت، نیاز به هیچ سوخت دیگری نبود.((مثل یوگوسلاوی)) 

 

در مرز نگاه من از هرسو دیوارها بلند، دیوارها بلند، چون نومیدی بلندند. آیا درون هر دیوار سعادتی هست وسعادتمندی و حسادتی؟- که چشم اندازها از این گونه مشبـّکند و دیوارها ونگاه در دور دست های نومیدی دیدار می کن

از حسادت تنها یک نتیجه عاید حسود می شود و آن از بین رفتن تدریجی خود اوست.((مثل انگلیسی((

 بی روی دوست،‌دوش شب ما سحر نداشت مهر بلند، چهره ز خاور نمی نمود آمد طبیب بر سر بیمار خویش، لیک دانی که نوشداروی سهراب کی رسید دی،‌ بلبلی گلی ز قفس دید و جان فشاند بال و پری نزد چو بدام اندر اوفتاد پروانه جز بشوق در

دیگرزمان، زمانه مجنون نیست فرهاد، در بیستون مراد نمی جوید ، زیرا بر آستانه خسرو، بی تیشه ای به دست کنون سر سپرده است . در تلخی تداوم و تکرار لحظه ها، آن شور عشق - عشق به شیرین را، از یاد برده است . تنهاست گر

بدگویی حسود دلیل برتری شماست.((تن((

حسود قبل از اینکه چاقی دیگران را بگیرد، خودش از لاغری خواهد مرد.((امیر قلی امین((

حسود تصور می کند چنانچه پای همسایه اش بشکند، او بهتر راه تواند رفت.((مثل دانمارکی((

مردها را شجاعت به جلو می راند و زنها را حسادت.((؟((

آنکس که به کسی دیگر حسد ورزد، دلیل بر آن است که اعتراف به برتری او کرده است.((هراس وال پول))

یکی از بینش هایی که به انسانها لطمه می زند، آرزوی برابری است؛ این آرزو سرچشمه حسادت و تنگ نظری است((خودم))

حرف ها دارم با تو ای مرغی که می خوانی نهان از چشم و زمان را با صدایت می گشایی ! *** چه ترا دردی است کز نهان خلوت خود می زنی آوا و نشاط زندگی را از کف من می ربایی ؟ در کجا هستی نهان ای مرغ ! زیر تور سبزه های تر یا

 

گر حسد در پی آن است که خویشتن را به چنگ و دندان بدرد؛ او را در نیت خیر خود آزاد بگذار




تاریخ : چهارشنبه 89/4/30 | 3:55 عصر | نویسنده : سیدامیرعلی موسوی الحسینی