سفارش تبلیغ
صبا

اسم مستأثر نیز چون اسم اعظم در روایات ادعیه مذکور است؛ چنانچه به نقل از رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ می‌خوانیم:«اللهم انی... أسئلک بکل اسم هو لک سمیت به نفسک... او استأثرت به فی علم الغیب عندک» و یا «اللهم انی اسئلک باسمک الذی خلقته من ذاتک و استقر فیک فلا یخرج منک الی شیء ابداً»و غیر اینها که در کتب روایی منقول و مضبوط است که در این میان به روایات برخورد می‌کنیم که اسم مستأثر را حرفی از حروف اسم اعظم معرفی می‌کنند که عندالله است. از جمله، در اصول کافی از امام محمدباقر ـ علیه‌السلام ـ منقول است که فرمودند:مجموعه کمالات حق را که تمام عوالم هستی در کنار هم دارا هستند، انسان کامل یکجا و به تنهایی داراست انسان کامل جامع بین عوالم غیب و شهادت است عالم در حقیقت مظهر عین ثابت انسان کامل و حقیقت محمدیه است«ان اسم الله الاعظم علی ثلثة و سبعین حرفا... و نحن عندنا من الاسم الاعظم اثنان و سبعون حرفا و حرف واحد عندالله تعالی استأثر به فی علم الغیب عنده»و به نقل از امام حسن عسگری ـ علیه السلام ـ «اسم الله الاعظم ثلاثة و سبعون حرفاً، ...و عندنا منه اثنان و سبعون حرفا و حرف عندالله، مستأثر به فی علم الغیب»امام بر این عقیده‌اند که اسم مستأثر منطبق با وجه غیبی فیض اقدس است. و نتیجه تجلی غیبی احدی حق که این وجه با جهت غیبی و بطون اسم اعظم نیز متحد است و لذا اسم مستأثر همان وجه غیبی و بطون اسم اعظم است. چنانچه در روایات نیز به عنوان حرفی از حروف اسم اعظم معرفی شده است.

«همانا وجود یا به تجلی غیبی احدی تجلی می‌کند که همه اسما و صفات در آن مستهلک هستند و این تجلی، تجلی به اسم مستأثر و حرف هفتاد و سوم اسم اعظم می‌باشد پس آن مقام بشرط لائیه است، و در این مقام، برای حق اسمی هست جز این که آن اسم مستأثر در علم غیب الهی است و این تجلی، تجلی غیبی احدی به وجه غیبیه فیض اقدس می‌باشد.»«ان المقید بباطنه هو الاسم المستأثر لنفسه و هو الغیب الذی لایعلمه الا هو، لان باطنه مطلق و بتعینه ظهر، لابحقیقته»اما می‌توان گفت چنانچه اسم اعظم خود حاکم بر تمامی اسما است و عین ثابته‌اش سیادت بر تمامی اعیان ثابته دارد، وجه غیبی و بطون آن و به عبارتی اسم مستأثر آن نیز بر بطون و اسامی مستأثر دیگر اسما، سیادت و حکومت دارد.

با این بیان شاید بتوان گفت اسم مستأثر که همان مرتبه غیبی اسم اعظم است، به اعتباری همان احدیت و عالم قدس است و بدین‌ترتیب چنانچه گذشت، اسم اعظم به اعتبار حقایق متفاوت خود و سریانش در عوالم غیبی و عینی، قابل انطباق بر تمام حضرات خمس می‌باشد؛ و یا هر حضرت از حضرات خمس، مرتبه‌ای و جلوه‌ای از اسم اعظم است.مطلبی که در مورد اسم مستأثر در کلمات امام حائز اهمیت است، این است که با عنایت به ظاهر کلمات عرفانی چون شیخ کبیر قونوی و شیخ اکبر، به نظر می‌رسد که ایشان قائل به مظهر، برای اسم‌ مستأثر در خارج نیستند. چنانچه، شیخ کبیر در مفاتیح‌الغیب و الوجود، اسماء ذاتیه را تقسیم می‌کند به اسمایی که برای آنها اثری در خارج هست و اسمایی که برای آنها اثری در خارج نیست و این قسم دوم را اسم مستأثر می‌داند.و هم‌چنین علامه قیصری به نقل از ابن عربی می‌فرماید:

اسم اعظم در تمام مراتب مادون خود سریان دارد و در حقیقت تمام مراتب هستی مادون اسم اعظم، از عالی تا دانی، مظهر و مرتبه‌ای از آن حقیقت اعظمند

«عندی ان الاسم المستأثر ایضا له اثر فی العین الا ان اثره ایضا مستأثر»

عرفا متفقند بر این که موجودات هم با واسطه و هم بی‌واسطه با حق مرتبط می‌باشند و از آن کسب فیض می‌نمایند. رسیدن فیض حق به هر موجودی بدون واسطه، از طریق «وجه خاص» و ارتباط خاصی است که موجودات با حق دارند و کسی به کیفیت آن علم و آگاهی ندارد.

«و منها ما تحقق عند المحققین ان لکل موجود غیر جهة سلسلة الترتیب من الوجه الخاص الذی به یستند الیه... و به بتأتی له قبول فیض الحق بلاواسطة» و همچنین:

«فبالفیض الاقدس الذی هو التجلی بحسب اولیة الذات و باطنیها یصل الفیض من الحضرة الذات الیها و الی الاعیان دائما ثم بالفیض المقدس... و ان کان یصل الفیض الی ما له وجود من الوجه الخاص الذی له مع الحق بلاواسطة»

«همانا، برای احدیت ذاتیه وجه خاصی است با هر شیء که آن سر وجودای است و آن را احدی جز خداوند نمی‌شناسد... پس وجه غیبیه را اثری است که مستأثر و غیبی است تدبر تعرف»

باز در همان کتاب کلامی دارند که تصریح بیشتری دارد می‌فرمایند:

«الغیب الاحدی فلها ظهور بمعنی آخر، بل لها ظهور فی کل موجود بمعنی غیبی احدی سری لایعرفه الا الله... فهذا الوجه الخاص بلاواسطة اسم من الاسما او مظهر من المظاهر»

و به نظر می‌رسد به آن جهت که فرمودند «لایکون اسم بلا مظهر اصلاً» آنچه موجب این نظر و عقیده است، اسم بودن اسم مستأثر است. زیرا هر اسمی از آن جهت که اسم است طالب ظهور و تأثیر است و این اسم نیز از این قاعده مستثنی نمی‌باشد.




تاریخ : چهارشنبه 89/5/6 | 12:23 عصر | نویسنده : سیدامیرعلی موسوی الحسینی