سفارش تبلیغ
صبا



وهابیت؛ سلاح ولیعهد سعودی ضد منطقه
ولیعهد عربستان سعودی برای تقویت جایگاه خود به منظور مقابله با شاهزادگان سعودی مخالفش و به منظور تهدید امنیت منطقه و جهان در تازه ترین اقدام به دلجویی از شیوخ وهابی و جلب حمایت آنها دست زده است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبری العالم، رادیو نروژی" اوستن " در تحلیلی به بررسی تلاش ولیعهد عربستان سعودی برای مقابله با دشمنان داخلی خود در خاندان سعودی و استفاده او از اهرم وهابیت برای پیشرد نقشه هایش پرداخت.

این رادیوی نروژی درباره خطرات حمایت مسئولان سعودی از رویکرد سلفی وهابی برای آینده عربستان هشدار داد.

رادیو اوستن در تحلیل خود درباره "همایش شیوه سلفی" که روز جمعه در شهر "ریاض" عربستان بکار خود پایان داد، گفت: خط مشی مسئولان سعودی مبتنی بر رویکرد سلفی تندروانه ای است که شیوخ نزدیک به رژیم حاکم درپیش گرفته اند؛ شیوخی که فتواهای تکفیری درباره بسیاری از مسائل اجتماعی، مطبوعاتی و مذهبی صادر می کنند.

براساس این تحلیل، برگزاری همایش سلفی ها که با حمایت و نظارت "نایف بن عبد العزیز" ولیعهد عربستان برگزار شد، دربردارنده نشانه های خطرناکی از تکیه بر وهابیت به عنوان سلاحی برای سلطه بر نظام است و خطرات امنیتی برای منطقه و جهان به دنبال دارد.

رادیو اوستن افزود: کشورهای غربی وعربی واسلامی باید متوجه خطرناک بودن اقدام ولیعهد عربستان سعودی و "فهد بن عبدالعزیز" وزیر کشور عربستان در برگزاری این همایش سلفی در این سطح باشند.

به گفته رادیو اوستن، نگاهی اولیه به توصیه های همایش سلفی وهابی نشان دهنده پافشاری رژیم آل سعود بر استفاده از جریان سلفی وهابی به عنوان وسیله ای برای تقویت خود، استفاده از مذهب تندروی سلفی وهابی به عنوان وسیله ای برای سلطه بیشتر بر مردم و اعطای نفوذ بیشتر به شیوخ وهابی و تلاش برای برقراری ارتباط با دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی است.

رادیو اوستن افزود: این درحالیست که این شیوخ وهابی " یک پدیده دینی عقب مانده " به حساب می آیند که با صدور فتوا ، رانندگی را برای زنان حرام اعلام کرده و مقاله نویسانی را که از آنها در مطبوعات سعودی انتقاد می کنند، " مفسدان فی الارض" می خوانند و همچنین پیروان مذاهب دیگر به ویژه شیعیان را تکفیر می کنند.

رادیو اوستن، انگیزه های ولیعهد عربستان از نظارت بر این همایش سلفی وهابی را سیاسی و امنیتی دانست و اعلام کرد: ولیعهد عربستان در شرایطی که شیوخ سلفی وهابی با انتصاب وی به عنوان ولیعهد مخالفند، نیازمند این است که توجه و رضایت آنان را برای این مساله جلب کند.

رادیو اوستن یکی دیگر از اهداف نایف بن عبد العزیز از نظارت بر همایش سلفی وهابی و حمایت از آن را تلاش برای استفاده از موسسات و مراکز دینی سلفی به منظور سلطه بر محافل داخلی عربستان، استفاده از " سلفی وهابیه " به عنوان یک ایدئولوژی، استفاده از فتواهای شیوخ وهابی به عنوان ابزاری برای تحمیل دوستی و وفاداری کورکورانه به آل سعود و همچنین بهره برداری از آن برای حمایت از رژیمی دانست که از تاثیرات و پیامدهای انقلاب در کشورهای عربی رنج می برد.

این رادیو در تحلیل خود درباره خطرناک بودن حمایت بی حد وحصر مسئولان سعودی از وهابیت به ویژه پس از برگزاری این همایش هشدار داد و به بخشی از سخنرانی نایف بن عبد العزیز در این همایش اشاره کرد که گفته بود: " ما دراین جا به شما اعلام می کنیم که این کشور به خواست خدا ، پیرو رویکرد مستحکم سلفی خواهد بود و تاکید می کنیم که حاضر به کنار گذاشتن این مسلک و عقب نشینی از آن نخواهیم بود".

دراین تحلیل همچنین درباره حمایت این مسلک تندروی وهابی سلفی از تشکیلات تروریستی مانند القاعده و دیگر گروه های تروریستی منشعب شده از آن هشدار داده شده است.

رادیو اوستن در ادامه تحلیل خود این پرسش را مطرح کرد که آیا این رویکرد خطرناک عربستان و این حمایت گسترده آل سعود از جریان وهابی سلفی بعد از کسب حمایت ولیعهد عربستان از حمایت مستقیم آمریکا دراین زمینه صورت گرفته است؟

این رادیو همچنین این پرسش را مطرح کرد که آیا علت این حمایت آمریکا تمایل این کشور در بکارگیری رویکرد سلفی وهابی برای خدمت به طرح خاورمیانه خود به منظور مقابله با ایران و حزب الله لبنان و تلاش برای براندازی نظام سوریه بوده است؟

رادیو اوستن درپایان تحلیل خود به آمریکا درباره دنبال کردن این رویکرد و حمایت از جریان سلفی وهابی هشدار داد و عواقب دراز مدت آن برای امنیت جهانی را یادآور شد.
بار دیگر، دست عناد و لجاج وهابی‌ها در مدینه منوره، گریبان اسلام را گرفته و در اقدامی خصمانه، نام مبارک "محمد المهدی حیّ" را به "محمد المهدی" تغییر داده است.

 
به گزارش فارس، در دو حیاط جانبی مسجدالنبی(ص) که به‌کمک چتر‌هایی مسقف می‌شوند، نام‌های شریف اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به شیوه زیبایی حک شده است. در کنار این اسامی، نام‌ برخی صحابه رسول خدا(ص) نیز به چشم می‌خورد.
این حکاکی‌ها توسط عثمانی‌ها صورت گرفته و جلوه زیبایی به این قسمت‌ بخشیده است. به ویژه‌ آن‌که شیعیان با دیدن این اسامی شریف، حال و هوای دیگری را در شهر پیامبر(ص) تجربه می‌کنند.
متأسفانه از دو سال پیش، دست عناد و لجاج وهابی‌ها گریبان این اسامی منقوش را نیز گرفته است. به طوری که در اصلاحاتی ناشیانه، نام مبارک "محمد المهدی حی" را ـ چنانچه در تصویر مشهود است ـ به "محمد المهدی" تغییر داده‌اند.
این معاندان که وجهه اسلام را نیز خدشه‌دار کرده‌اند، با دست‌بردن در حکاکی نام زیبای امام زمان(عج)، اتصال حرف "ح" به حرف "ی" را که نمادی از حیات و زنده‌بودن امام زمان(عج) است را به هم زده‌اند و به صورت ناشیانه‌ای، زائده‌ای بر حرف "ی" افزوده‌اند.
 ترویج فحشا زیر پوست وهابیت سعودی + تصاویر
به گزارش گروه بین‌الملل مشرق، کشمکش‌های جریان افراطی وهابیت و لیبرال‌های حاکم بر عربستان سعودی و افکار مربوط به هر یک از این جریانات که بخشی از پازل قدرت در عربستان را در اختیار دارند، باعث شده است که تناقض‌ها و ابهامات زیادی در بسیاری از جنبه‌های زندگی اجتماعی و فعالیت‌های اسلامی در عربستان ایجاد شود.
یکی از این موارد، مشکل حجاب‌ستیزی در عربستان سعودی است که همواره عرصه افراط و تفریط‌های مخرب کارگزاران وهابیت در عربستان و جریان لیبرال در خاندان حاکم بوده است.



راز افراط و تفریط در مسأله حجاب در عربستان

هیئت امر به معروف و نهی از منکر عربستان، سازمانی متشکل از وهابیون افراطی و علمای سلفی سعودی است که از قدرت بالایی در این کشور بویژه در شهرهای مذهبی برخوردار است. این هیئت، مجری اصلی سیاست‌های افراط گرایانه سعودی در زمینه حجاب زنان در عربستان است. هیئت امر به معروف و نهی از منکر که نام مقدس یکی از مبانی مهم دین اسلام را یدک می کشد، بنا به دلایل مذهبی و سیاسی، کنترل فضای فرهنگی شهرهای مدینه و مکه را بر عهده دارد و حجاب در این شهرها را بر اساس رویکردهای خاص خود تعریف می‌کند.

ملک "عبدالله بن عبدالعزیز" شاه سعودی، در حال حاضر ریاست جریان چپ‌گرای لیبرال را در آل سعود در اختیار دارد. این جریان که معمولاً اهمیت چندانی به مسائل دینی نمی دهد، اعتقاد دارد که حجاب نه یک تکلیف دینی، بلکه مسؤولیتی عرفی و اجتماعی است که جامعه بر عهده مردم قرار داده است. مظاهر فسق و فجور و تجاهر به شرب خمر در میان مقامات ارشد سعودی از جمله شاه عربستان و دست دادن وی با زنان نامحرم در برخی مراسم ها، ناشی از این رویکرد است.

به رغم حاکمیت این جریان در عربستان، عبدالله آزادی عمل کافی در اجرای ایده‌های خود در زمینه سیاست‌های فرهنگی را ندارد و نمی‌تواند از زیر نفوذ هیئت امر به معروف به نهی از منکر رها شود.

تناقض‌ها و افراط و تفریط‌های موجود در زمینه حجاب گاهی در محافل افراطی وهابی نیز رسوخ می‌کند؛ به عنوان مثال در حالی که "عبدالرحمن البراک" یکی از مفتیان سعودی در فتوایی افراطی، بی‌حجابی زنان در مقابل یکدیگر و بدون حضور مردان را نیز حرام می‌داند.

"احمد بن قاسم الغامدی" مفتی جوان اهل سنت که سمت‌های مهمی در اداره کل امر به معروف و نهی از منکر نیز دارد، بتازگی فتوای عجیبی درباره حجاب صادر کرده و مدعی شده که آیه وجوب حجاب صرفاً برای حفظ شان زنان پیامبر نازل شده و عموم مسلمانان را شامل نمی‌شود.

در دو شهر مدینه منوره و مکه مکرمه، نوع حجاب عمومی خانم‌ها پوششی است که بر اساس آن، زنان حتی باید دست‌ها و صورت خود را نیز بپوشانند و تنها چشم‌های آنها برای دیدن اطراف باز خواهد بود. فضای عمومی و فرهنگی شهرهای مکه و مدینه به این صورت است و همین فضاست که برخی زائران ایرانی را به این گمان باطل می‌رساند که حاکمیت عربستان سعودی نسبت به رعایت اصول مربوط به حجاب موفق بوده است و این درست همان اشتباهی است که برخی درباره نمازهای جماعت در این کشور که منحصر به رعایت ظواهر است، مرتکب می‌شوند.

اما روی دیگر سکه حجاب در دیگر شهرهای عربستان غیر از دو شهر مذهبی این کشور نمود بیشتری به خود گرفته است. جریان افراطی دینی با وجود قدرت بلامنازع خود، توجه زیادی به حجاب در شهرهای دیگر نمی‌کند و این جریان لیبرال حاکم است که فضای فرهنگی این شهرها را مطابق میل خود پیش می‌برد، فساد و فحشا در شهرهای مذهبی که زیر پوسته سنگین نظارت هیئت مذکور قرار گرفته بود، در دیگر شهرهای سعودی به امری علنی تبدیل شده و این روند در ابعاد مختلف زندگی در این کشور قابل رؤیت است.



اینجا عربستان است؟

بر خلاف فضای سنگین مکه و مدینه، در سایر شهرهای عربستان مقوله حجاب رنگ دیگری به خود می‌گیرد، در محل‌‌های کاری و تفریحی شهرهای دیگر نظیر ریاض و سواحل تفریحی جده فضای فرهنگی به صورتی ترسیم شده که بیننده در نگاه اول از مشاهده چنین تصاویری در عربستان سعودی شوکه می‌شود، بویژه اگر این بیننده زائری باشد که تنها شهرهای مذهبی مانند مکه و مدینه را می‌بیند و اوضاع آن را به تمام شهرهای این کشور تعمیم می‌دهد.



بی‌حجابی و هرج و مرج جنسی

شهرها و اماکن تفریحی در عربستان مانند ریاض و جده از مناطقی هستند که میزان فساد و بی‌حجابی در آنها در حد بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. برای روشن شدن ابعاد این فساد تنها به ذکر یکی از اماکن تفریحی درشهر جده می‌پردازیم.

منطقه "درة العرس" تفرجگاهی ساحلی است که با عبور از حجاب افراطی مد نظر مفتیان وهابی، به اوج بی بندوباری و هرج و مرج جنسی رسیده است. در این منطقه که تحت تدابیر شدید قرار دارد، از گرفتن تصاویر مربوط به تفریحات ناسالمی که در آن وجود دارد ممانعت می‌شود اما چندی پیش، انتشار برخی تصاویر از داخل این مجتمع تفریحی، عمق رسوایی خاندان سعودی در برداشت چندگانه از مفاهیم دینی را نشان داد. اختلاط دختر و پسر،‌ اسکی روی آب زنان، اختلاط شهروندان سعودی با گردشگران فاسدالاخلاق بیگانه، شرب خمر و بی حجابی از جمله مظاهر ناهنجاری های اخلاقی و دین ستیزی در منطقه درة العرس است.

رواج هم‌جنس گرایی در عربستان

از سوی دیگر افزایش فشارها در مورد روابط طبیعی و مشروع زنان و مردان و نیز تحریم ازدواج موقت و همچنین اختراع ازدواج‌های موقت من‌درآوردی توسط مفتیان این کشور در جامعه سعودی باعث شده است که انواع فسادهای غیرطبیعی در عربستان روند رو به رشدی به خود بگیرد.

همجنسگرایان سعودی
یکی از انواع این فسادها رشد گسترده همجنس‌بازی است، رشد این فعالیت‌ها در عربستان به حدی است که بتازگی یک دختر سعودی با ظاهر شدن در شبکه ماهواره‌ای "الدانة" در عربستان، از وضعیت دانشگاه‌های این کشور سخن گفت و تأکید کرد که 85درصد از دانشجویان دختر در دانشگاه‌ها به همجنس‌بازی روی می‌آورند. او براحتی از فعالیت‌های همجنس‌بازی خود در دانشگاه نیز سخن گفت.

این اظهارات طبق معمول با واکنش تند وهابی‌های سعودی همراه شد و آنها به جای اینکه به بررسی ریشه‌ای این مشکل بپردازند، سعی کردند تا با تخریب چهره این دختر سعودی موضوع را از اساس دروغ فرض کرده و او را متهم به ترویج فرهنگ غرب در این کشور کنند.

شبکه‌های تلویزیونی عربستان نیز هرگز حامی حجاب و رعایت پرده‌های عفاف و حیا در جامعه سعودی نیستند و اکثر بازیگران سعودی و فیلم‌ها و سریال‌های تولیدی این شبکه‌ها عاری از مفاهیم اسلامی نظیر حجاب و عفت هستند.

مختصر از وهابیت
وهابیت دیدگاه جدیدی در مذهب سنی حنبلی است که بنیان‌گذار آن محمد بن عبدالوهاب[sup]عربستان سعودی است. وی خود پیرو ابن تیمیه بود و با ایدئولوژی‌های شیعه و تصوف آن زمان به مخالفت برخاست. وی تنها به حدیث و قرآن اعتقاد داشت و واسطه کردن شخص و بندگان خدا را کفر به خدا و شرک مطلق می‌دانست.[/sup] ابن تیمیه در سال 1263 میلادی در حران از شهرهای ترکیه کنونی به دنیا آمد و در سال 1328 میلادی وفات یافت.
ابن تیمیه، 1308 میلادی و ابن قیم جوزی، 1350 و محمد بن عبدالوهاب، 1791 میلادی، هرگونه تصویر و مجسمه را به طور مطلق، حرام اعلام کرده بودند و بر این اساس بود که وهابی‌ها در سال 1816 ضریح و گنبد حرم حسین بن علی را تخریب و بیش از پنج هزار نفر را قتل عام کردند و در سال 1926 نیز وهابی‌ها، مقبره‌های بقیع را در مدینه از بین بردند.

برخی از فتواهای وهابیون

رضاع کبیر
در پی صدور حکم شرعی «رضاع کبیر» (شیر خوردن مردان از زنان برای محرمیت) از سوی مفتیان وهابی سعودی، روزنامه‌های منطقه گزارش‌هایی را منتشر کردند که در آن مشخص شده این فتوا موجب افزایش اذیت و آزار زنان در عربستان سعودی و دیگر کشورهای پیرو فرقه? وهابیت شده‌است... شیخ شمس الدین بوربی، یکی از مشهورترین رجال افتاء کشور الجزایر، اعلام کرد: چندین مورد درباره این فتوا داشتیم که موثرترینش در نفس من این حالت بود که این زن با حالت گریه می‌گفت که شوهر وهابی متدینش به او دستور داده که به دوستش شیر دهد تا با هم محرم شوند و دوستش بتواند ماه رمضان را با آن‌ها در یک خانه بگذراند و آن زن هم خیلی منفعل و متاثر شده بود.
یک بچه و چند پدر
وهابیان در فتوایی در مورد بچه‌ای که دو نفر درباره وی ادعای پدری داشته باشند می‌گویند: اگر هیچ ییک از آن دو نفر دلیل و مدرک قانع کننده‌ای نداشته باشند و یا دلایل در تضاد و مخالف یک دیگر بود باید آن کودک را بر کسی که قیافه شناس است عرضه کنند پس اگر او تشخیص داد که هر دو نفر پدر کودک هستند به هر دو ملحق می‌شود و اگر تشخیص داد که هر دو نفر پدر کودک هستند به هر دو ملحق می‌شود و از هر دو ارث می‌برد و آن دو نفر هم از اون ارث می‌برند.
هم چنین اگر بیش از یک نفر ادعا داشته باشند، با تشخیص قیافه شناس به همه? آنان تعلق خواهد داشت.
نظر روزنامه‌ها
روزنامه عرب زبان احداث المغربیه در مورد باورهای این مکتب چنین می‌نویسد:
افکار ابن تیمیه (مرگ 728هجری) روشن و صریح است، او با اندیشه و عقل به کلی مخالف است و خواستار الغای عملکرد عقل از تمام شئون زندگی روزانه‌است و با فکر کردن و اندیشیدن دشمن است، مگر اینکه آن فکر و اندیشه در راستای تأیید نقل باشند. در واقع او همه نمادها و مظاهر زندگی این عصر را نفی می‌کند. به نظر او مهمترین مصلحت در این است که با کفار دشمن باشیم. برای او مهم نیست که در این راه غیر مسلمان اذیت و آزار شوند و مسلمان نیز ضرر اقتصادی ببینند. او با این کار، افکار تندروانه و نژادپرستانه و کراهیت را مورد تأیید قرار می‌دهد و می‌گوید: اینکه برخی از پیامبر نقل کرده‌اند که:
هرکس کافری را آزار دهد، من را آزار داده، این یک دروغ بزرگ است.
شاگرد او ابن القیم الجوزی روایت کرده‌است: وزیر اتار در اینکه یهودیان می‌توانند بر دین خود باقی بمانند، به این آیه استناد کرد:

«قل یا أیها الکافرون لا أعبد ما تعبدون و لا أنتم عابدون ما أعبد و...» و این آیه از محکمات است و منسوخ نیست، ولی او با آنها در مورد تفسیر این آیه به جدل برخواست و گفت: آنها کافر هستند و جایگاه ابدی آنها جهنم است.

ابن تیمیه می‌گوید: کسانی که به دین اسلام پایبند نیستند، دو دسته‌اند"

یا کافرند یا منافق و مردم پس از هجرت پیامبر (ص) تاکنون سه طبقه هستند: «مؤمن، منافق وکافر». سپس او خون غیرمومن (منافق و کافر) را حلال شمرده و حتی در این راه دسته دیگری از مسلمانان مانند شیعیان دوازده امامی را که از شیوه و روش فهم او از اسلام پیروی نمی‌کنند، نیز در زمره منافقان و کافران قرار می‌دهد.

ابن تیمیه از نظر شرعی، قتل و سلب و اغتصاب و مصادره اموال و آزار زنان و کودکان و... را حلال اعلام می‌کند. اما در مورد مسلمانان مانند شیعه بر حسب ابن تیمیه، کفر آنها بزرگتر و گناه آنها عظیمتر از کفار اصلی است و بنابراین مجازات آنها هم شدیدتر از مجازات کفار اصلی است.

-به هر حال این برداشت فکری، نه برای فکر و نه برای فرهنگ و تمدن احترامی قایل نیست.
وهابیت چند تا شاخصه داره
یکی از شاخصه هاش این است که هرگونه توصل به پیغمبر و توصل به دیگر اولیا شرک است
رفتن به زیارت قبر پیامبر یا قبر ائمه (ع ) شرک است
شفاعت خواستن از پیامبر یا ائمه شرک است
برای پیامبر اسلام مراسم جشن گرفتن و مراسم شهادت گرفتن شرک است
کسی برای پدر و مادرش قرآن بخواند و ثواب قرآن را هدیه کند شرک است
برای بچه جشن تولد گرفتن شرک است
کسی برای خود و همسرش سالگرد ازدواج بگیرد شرک است
تسبیح به دست گرفتن و ذکر گفتن با آن شرک است
رفتن به غار حرا شرک است
بعد از قرآن خواندن بگوید صدق الله و العظیم شرک است
قرآن دسته جمعی خواندن شرک است
اگر 5 تا یا 4 تا شیعه بکشید در آخرت به دیدار پیامبر خواهید رفت
اگر 7 تا شیعه بکشید پیامبر در آخرت به دیدار شما خواهد آمد ضمن اینکه حتما وارد بهشت میشوید و اصلا وارد جهنم نمیشید
اینم لینکش
http://www.mediafire.com/?4523mskt47imkbl


مناظره محمد بن عبدالوهاب با خدا !!!

خداوند متعال

:
و إذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین (بقره /34)
؛ هنگامی که به ملائکه گفتیم برای آدم سجده کنید , همه سجده کردند جز ابلیس که امتناع کرد و تکبر ورزید و از کافرین بود.

- محمد بن عبدالوهاب : خدایا این شرک است که تو به ملائکه فرمان داده ای آدم را سجده کنند . چرا مردم را به سجده بر آدم وادار می کنی ؟


- خداوند متعال: و رفع ابویه علی العرش و خرُّوا له سُجدا و قال یا ابت هذا تأویل رویای من قبل قدجعلها ربی حقا (یوسف/100)
؛ یوسف پدر و مادرش را بر تخت نشاند و برادران یوسف پیش او به سجده افتادند . یوسف گفت : ای پدر! این تأویل خواب من است که پیش از این دیده بودم و خداوند آن را محقق ساخت.


- محمد بن عبدالوهاب : خدا یا چرا پیامبرت یعقوب و یوسف باید اجازه دهند که برادرانش پیش او سجده کنند . برادران یوسف مشرک شده اند و قتل شان واجب . یعقوب و یوسف باید آن ها را می کشتند.



- خداوند متعال:
و إذ جعلنا البیت مثابه للناس و أمنا و اتخذوا من مقام ابراهیم مصلی (بقره/125)
؛ [به یاد بیاورید] هنگامی که ما کعبه را محل بازگشت مردم و محلی امن قرار دادیم. [برای تجدید خاطره] مقام ابراهیم را محل عبادت خود قرار دهید .


- محمد بن عبدالوهاب : خدایا چرا گفته ای مقام ابراهیم را محل عبادت خود قرار دهید . چرا مکان یک بشر را محل عبادت خود قرار می دهی ؟ این شرک است . هیچ بشری به هیچ وجهی نباید دخلی در عبادت تو پیدا کند. چرا یک بیابان نامربوط به بشر را محل عبادت خود قرار ندادی که مقام ابراهیم را محل عبادت خود قرار دادی ؟ این باعث می شود مردم یاد بگیرند و محل اولیای دیگری چون رسول خدا(ص) و علی (رض) و... را محل عبادت خود قرار دهند . این ها همه شرک است .




- خداوند متعال:
فی بیوت أذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الآصال(نور/36)
؛ خانه هایی که خداوند اذن داده که بالا برده شود و در آن ها اسم خداوند برده شود که برای او صبح و شب تسبیح بگویند .


- محمد بن عبدالوهاب : خدایا ! چرا تو اذن داده ای که خانه هایی محل عبادت قرار گیرند؟ در آن صورت مردم می آیند در قبر رسول الله (ص) نماز می گذارند که این خانه رسول خدا بوده است . چون رسول الله در تفسیر این آیه گفته این خانه ها خانه های پیامبر است و خانه های علی و فاطمه هم از افضل ترین این خانه ها است . مردم می آیند در این خانه ها عبادت می کنند و مشغول نماز می شوند . محل قبر علی و فاطمه را هم چون پیامبرت گفته که خانه های آن ها هم از خانه های مأذون است , محل عبادت قرار می دهند. این ها همه شرک است .




- خداوند متعال: ما من شفیع الا من بعد إذنه ذالکم الله ربکم فاعبدوه افلا تذکرون(یونس/3)؛
هیچ شفاعت کننده ای وجود ندارد مگر پس از اذن خداوند . این خدای شما است آن را پرستش کنید . آیا به یاد نمی آورید؟ .


- خداوند متعال: و کم من مَلَک فی السماوات لاتغنی شفاعتهم شیئا الا من بعد أن یأذن الله لمن یشاء و یرضی (نجم/26)
؛ چه بسیارند فرشتگانی در آسمان که شفاعت شان هیچ سودی ندارد جز پس از آنکه خداوند اذن بدهد برای کسانی بخواهد و راضی گردد.


- خداوند متعال:
و لا تنفع الشفاعه عنده الا لمن أذن له (سبأ/23) ؛
شفاعت سودی ندارد جز برای کسی که اذن داده شده باشد .


-محمد بن عبدالوهاب : خدا چرا استثنا کرده ای که جز برای کسیکه اذن شفاعت داده شود . باید بگویی به هیچ وجه شفاعتی در کار نیست و هیچ کسی نمی تواند شفیع باشد . اینکه تو استثنا کرده ای سبب می شود برخی از پیامبر و اولیایت بخواهند او را نزد تو شفاعت کنند . این شرک است که از غیر خدا شفاعت بخواهی .




- خداوند متعال:
قالوا یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین (یوسف /97) قال ساستغفر لکم ربی انه هو الغفور الرحیم (یوسف/98) ؛
برادران یوسف گفتند : ای پدر برای گناهان ما از خدا طلب بخشش کن. یعقوب گفت : بزودی برای شما طلب آمرزش می کنم از خدای خود که او بخشنده مهربان است.


- محمد بن عبدالوهاب : دیدی گفتم اگر اجازه بدهی مردم بلافاصله طلب شفاعت می کنند . این برادران یوسف پدر خود را شفیع قرار دادند و از تو طلب آمرزش کردند. این شرک است .




- خداوند متعال: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون(مائده /35) ؛
ای مومنان از خدا بترسید و بسوی او وسیله ای بجویید و در راه خدا کوشش کنید باشد که به رستگاری برسید.


- محمد بن عبدالوهاب : خدایا ! چرا امر کرده ای که مومنان به نزد تو وسیله بجویند. آنان باید مستقیما نزد تو مراجعه کنند نه که نزد شفیعی رفته او را وسیله ای جهت تقرب به تو قرار دهند. این شرک است که مردم به غیر تو مراجعه کنند.




- خداون متعال:
اذهبوا بقمیصی هذا فألقوه علی وجه ابی یأت بصیرا وأتونی باهلکم اجمعین(یوسف/93) فلما أن جاء البشیر القاه علی وجهه فارتد بصیرا قال الم اقل لکم انی اعلم مالا تعلمون (یوسف96) ؛
یوسف گفت : این پیراهن مرا ببرید و آن را بر صورت پدرم بیاندازید تا بینا شود و تمام اهل خود را بیاورید. وقتی قاصد رسید پیراهن را به صورت یعقوب انداخت و یعقوب بینا شد. و یعقوب گفت مگر من نگفتم من چیزی می دانم که شما نمی دانید.


- محمد بن عبدالوهاب : خدا یا ! چرا این آیه را آورده ای . پیراهن که هیچ تأثیری ندارد . اینکه پیراهنی بتواند چشم نابینا را بینا کند نادرست است و این باعث خواهد شد مردم به ضریح پیامبر و اولیای تو چشم بمالند و از پیامبر و اولیا شفاطلب کنند چون فکر می کنند وقتی پیراهن یوسف بتواند چشم یعقوب را بینا کند , ضریح رسول خدا(ص) که افضل انبیاء است حتما این کار را می تواند انجام دهد. درحالیکه درخواست شفا از غیر خدا شرک است و مشرک واجب القتل .




- خداوند متعال: و کذالک اعثرنا علیهم لیعلموا أن وعد الله حق و ان الساعه لا ریب فیها إذ یتنازعون بینهم أمرهم فقالوا ابنوا علیهم بنیانا ربهم اعلم بهم . قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذن علیهم مسجدا(کهف/21) ؛
و این چنین مردم را متوجه حال آن ها کردیم تابدانند که وعده خداوند در مورد رستاخیز حق است. و در پایان جهان و قیام قیامت شکی نیست . در آن هنگام که میان خود نزاع داشتند ؛ گروهی می گفتند: بنایی بر آنان بسازید(تابرای همیشه از نظر پنهان شوند و از آن ها سخن نگویید که ) پروردگارشان از وضع آن ها آگاه تر است . ولی آن ها که از راز شان آگاهی یافتند (و آن را دلیلی بر رستاخیز دیدند) گفتند : مامسجدی در کنار مدفن آن ها می سازیم (تا خاطره آنان فراموش نشود).


- محمد بن عبدالوهاب : خدا یا چرا این داستان را نقل کردی . وقتی هم نقل کرده بودی باید آن را شدیدا رد می کردی . چرا از کنار بنای مسجد بر قبر بدون هیچ انکار و ردی گذشتی در حالیکه در آیه بعدی که مردمان بعدا در مورد تعداد اصحاب کهف اختلاف خواهند کرد , بدنبال نقل داستان فرموده ای : فلاتمار فیهم الا مراءا ظاهرا ؛ بدون دلیل در مورد آن ها حرف نزنید. اینجا کار جدال کنندگان را تقبیح کرده ای اما آن جا کار بناکنندگان مسجد را تقبیح نکرده ای . در حالیکه بنای مسجد بر قبر ها شرک است .




- خداون متعال: ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه (بینه /7) ؛
کسانی به خدا و رسولش ایمان آورده و اعمال صالح انجام می دهند , آن ها بهترین مخلوقاتند.


- محمد بن عبدالوهاب : خدا یا پیامبرت گفته : منظور از خیر البریه در این آیه علی و شیعیانش هستند . چرا تو این آیه را فرموده ای در حالیکه شیعیان کافر هستند و مشرک و آن ها واجب القتل هستند در حالیکه تو آن ها را بهترین مخلوقات دانسته ای .

 
منابع:
1) صحیح بخارى، ج2، ص16، ح1010، کتاب الإستسقاء، باب 2، باب سؤال الناس الإمامه استسقاء اذا قَحَطُوا .
2) صحیح بخارى، ج 2، ص 70، کتاب الجنائز، باب الدخول على المیت بعد الموت، ج 5، ص 143، کتاب المغازى، باب مرض النبی صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله.
3) الدرر السنیّه فى الردّ على الوهابیه، ص 34، ط. مکتبه ایشیق، استانبول، 1396 در ط. مصر 36، سیره زینى دحلان، در حاشیه سیره حلبى، ج 3، ص 391، چاپ مصر.
4) تاریخ بغداد، ج 1، ص 135؛ و خوارزمى در مناقب ابى حنیفه، ج 2، ص 199 و ابن جوزى در منتظم، ج 16، ص 100.
5) صحیح ترمذى، ج 5، ص 229 ح 3649، ط. دار الفکر بیروت، تحقیق عبدالرحمن محمّد عثمان و سنن ابن ماجه، ج 1، ص 448.
6) مستدرک على الصحیحین، ج 1، ص 313، 519 و 526.
7) کتاب الدعاء، ص 320؛ معجم الکبیر، ج 9، ص 31 و مجمع الزوائد: ج 2، ص 279.







تاریخ : چهارشنبه 93/10/17 | 9:30 صبح | نویسنده : سیدامیرعلی موسوی الحسینی