سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی



وهابیت؛ سلاح ولیعهد سعودی ضد منطقه
ولیعهد عربستان سعودی برای تقویت جایگاه خود به منظور مقابله با شاهزادگان سعودی مخالفش و به منظور تهدید امنیت منطقه و جهان در تازه ترین اقدام به دلجویی از شیوخ وهابی و جلب حمایت آنها دست زده است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبری العالم، رادیو نروژی" اوستن " در تحلیلی به بررسی تلاش ولیعهد عربستان سعودی برای مقابله با دشمنان داخلی خود در خاندان سعودی و استفاده او از اهرم وهابیت برای پیشرد نقشه هایش پرداخت.

این رادیوی نروژی درباره خطرات حمایت مسئولان سعودی از رویکرد سلفی وهابی برای آینده عربستان هشدار داد.

رادیو اوستن در تحلیل خود درباره "همایش شیوه سلفی" که روز جمعه در شهر "ریاض" عربستان بکار خود پایان داد، گفت: خط مشی مسئولان سعودی مبتنی بر رویکرد سلفی تندروانه ای است که شیوخ نزدیک به رژیم حاکم درپیش گرفته اند؛ شیوخی که فتواهای تکفیری درباره بسیاری از مسائل اجتماعی، مطبوعاتی و مذهبی صادر می کنند.

براساس این تحلیل، برگزاری همایش سلفی ها که با حمایت و نظارت "نایف بن عبد العزیز" ولیعهد عربستان برگزار شد، دربردارنده نشانه های خطرناکی از تکیه بر وهابیت به عنوان سلاحی برای سلطه بر نظام است و خطرات امنیتی برای منطقه و جهان به دنبال دارد.

رادیو اوستن افزود: کشورهای غربی وعربی واسلامی باید متوجه خطرناک بودن اقدام ولیعهد عربستان سعودی و "فهد بن عبدالعزیز" وزیر کشور عربستان در برگزاری این همایش سلفی در این سطح باشند.

به گفته رادیو اوستن، نگاهی اولیه به توصیه های همایش سلفی وهابی نشان دهنده پافشاری رژیم آل سعود بر استفاده از جریان سلفی وهابی به عنوان وسیله ای برای تقویت خود، استفاده از مذهب تندروی سلفی وهابی به عنوان وسیله ای برای سلطه بیشتر بر مردم و اعطای نفوذ بیشتر به شیوخ وهابی و تلاش برای برقراری ارتباط با دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی است.

رادیو اوستن افزود: این درحالیست که این شیوخ وهابی " یک پدیده دینی عقب مانده " به حساب می آیند که با صدور فتوا ، رانندگی را برای زنان حرام اعلام کرده و مقاله نویسانی را که از آنها در مطبوعات سعودی انتقاد می کنند، " مفسدان فی الارض" می خوانند و همچنین پیروان مذاهب دیگر به ویژه شیعیان را تکفیر می کنند.

رادیو اوستن، انگیزه های ولیعهد عربستان از نظارت بر این همایش سلفی وهابی را سیاسی و امنیتی دانست و اعلام کرد: ولیعهد عربستان در شرایطی که شیوخ سلفی وهابی با انتصاب وی به عنوان ولیعهد مخالفند، نیازمند این است که توجه و رضایت آنان را برای این مساله جلب کند.

رادیو اوستن یکی دیگر از اهداف نایف بن عبد العزیز از نظارت بر همایش سلفی وهابی و حمایت از آن را تلاش برای استفاده از موسسات و مراکز دینی سلفی به منظور سلطه بر محافل داخلی عربستان، استفاده از " سلفی وهابیه " به عنوان یک ایدئولوژی، استفاده از فتواهای شیوخ وهابی به عنوان ابزاری برای تحمیل دوستی و وفاداری کورکورانه به آل سعود و همچنین بهره برداری از آن برای حمایت از رژیمی دانست که از تاثیرات و پیامدهای انقلاب در کشورهای عربی رنج می برد.

این رادیو در تحلیل خود درباره خطرناک بودن حمایت بی حد وحصر مسئولان سعودی از وهابیت به ویژه پس از برگزاری این همایش هشدار داد و به بخشی از سخنرانی نایف بن عبد العزیز در این همایش اشاره کرد که گفته بود: " ما دراین جا به شما اعلام می کنیم که این کشور به خواست خدا ، پیرو رویکرد مستحکم سلفی خواهد بود و تاکید می کنیم که حاضر به کنار گذاشتن این مسلک و عقب نشینی از آن نخواهیم بود".

دراین تحلیل همچنین درباره حمایت این مسلک تندروی وهابی سلفی از تشکیلات تروریستی مانند القاعده و دیگر گروه های تروریستی منشعب شده از آن هشدار داده شده است.

رادیو اوستن در ادامه تحلیل خود این پرسش را مطرح کرد که آیا این رویکرد خطرناک عربستان و این حمایت گسترده آل سعود از جریان وهابی سلفی بعد از کسب حمایت ولیعهد عربستان از حمایت مستقیم آمریکا دراین زمینه صورت گرفته است؟

این رادیو همچنین این پرسش را مطرح کرد که آیا علت این حمایت آمریکا تمایل این کشور در بکارگیری رویکرد سلفی وهابی برای خدمت به طرح خاورمیانه خود به منظور مقابله با ایران و حزب الله لبنان و تلاش برای براندازی نظام سوریه بوده است؟

رادیو اوستن درپایان تحلیل خود به آمریکا درباره دنبال کردن این رویکرد و حمایت از جریان سلفی وهابی هشدار داد و عواقب دراز مدت آن برای امنیت جهانی را یادآور شد.
بار دیگر، دست عناد و لجاج وهابی‌ها در مدینه منوره، گریبان اسلام را گرفته و در اقدامی خصمانه، نام مبارک "محمد المهدی حیّ" را به "محمد المهدی" تغییر داده است.

 
به گزارش فارس، در دو حیاط جانبی مسجدالنبی(ص) که به‌کمک چتر‌هایی مسقف می‌شوند، نام‌های شریف اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به شیوه زیبایی حک شده است. در کنار این اسامی، نام‌ برخی صحابه رسول خدا(ص) نیز به چشم می‌خورد.
این حکاکی‌ها توسط عثمانی‌ها صورت گرفته و جلوه زیبایی به این قسمت‌ بخشیده است. به ویژه‌ آن‌که شیعیان با دیدن این اسامی شریف، حال و هوای دیگری را در شهر پیامبر(ص) تجربه می‌کنند.
متأسفانه از دو سال پیش، دست عناد و لجاج وهابی‌ها گریبان این اسامی منقوش را نیز گرفته است. به طوری که در اصلاحاتی ناشیانه، نام مبارک "محمد المهدی حی" را ـ چنانچه در تصویر مشهود است ـ به "محمد المهدی" تغییر داده‌اند.
این معاندان که وجهه اسلام را نیز خدشه‌دار کرده‌اند، با دست‌بردن در حکاکی نام زیبای امام زمان(عج)، اتصال حرف "ح" به حرف "ی" را که نمادی از حیات و زنده‌بودن امام زمان(عج) است را به هم زده‌اند و به صورت ناشیانه‌ای، زائده‌ای بر حرف "ی" افزوده‌اند.
 ترویج فحشا زیر پوست وهابیت سعودی + تصاویر
به گزارش گروه بین‌الملل مشرق، کشمکش‌های جریان افراطی وهابیت و لیبرال‌های حاکم بر عربستان سعودی و افکار مربوط به هر یک از این جریانات که بخشی از پازل قدرت در عربستان را در اختیار دارند، باعث شده است که تناقض‌ها و ابهامات زیادی در بسیاری از جنبه‌های زندگی اجتماعی و فعالیت‌های اسلامی در عربستان ایجاد شود.
یکی از این موارد، مشکل حجاب‌ستیزی در عربستان سعودی است که همواره عرصه افراط و تفریط‌های مخرب کارگزاران وهابیت در عربستان و جریان لیبرال در خاندان حاکم بوده است.



راز افراط و تفریط در مسأله حجاب در عربستان

هیئت امر به معروف و نهی از منکر عربستان، سازمانی متشکل از وهابیون افراطی و علمای سلفی سعودی است که از قدرت بالایی در این کشور بویژه در شهرهای مذهبی برخوردار است. این هیئت، مجری اصلی سیاست‌های افراط گرایانه سعودی در زمینه حجاب زنان در عربستان است. هیئت امر به معروف و نهی از منکر که نام مقدس یکی از مبانی مهم دین اسلام را یدک می کشد، بنا به دلایل مذهبی و سیاسی، کنترل فضای فرهنگی شهرهای مدینه و مکه را بر عهده دارد و حجاب در این شهرها را بر اساس رویکردهای خاص خود تعریف می‌کند.

ملک "عبدالله بن عبدالعزیز" شاه سعودی، در حال حاضر ریاست جریان چپ‌گرای لیبرال را در آل سعود در اختیار دارد. این جریان که معمولاً اهمیت چندانی به مسائل دینی نمی دهد، اعتقاد دارد که حجاب نه یک تکلیف دینی، بلکه مسؤولیتی عرفی و اجتماعی است که جامعه بر عهده مردم قرار داده است. مظاهر فسق و فجور و تجاهر به شرب خمر در میان مقامات ارشد سعودی از جمله شاه عربستان و دست دادن وی با زنان نامحرم در برخی مراسم ها، ناشی از این رویکرد است.

به رغم حاکمیت این جریان در عربستان، عبدالله آزادی عمل کافی در اجرای ایده‌های خود در زمینه سیاست‌های فرهنگی را ندارد و نمی‌تواند از زیر نفوذ هیئت امر به معروف به نهی از منکر رها شود.

تناقض‌ها و افراط و تفریط‌های موجود در زمینه حجاب گاهی در محافل افراطی وهابی نیز رسوخ می‌کند؛ به عنوان مثال در حالی که "عبدالرحمن البراک" یکی از مفتیان سعودی در فتوایی افراطی، بی‌حجابی زنان در مقابل یکدیگر و بدون حضور مردان را نیز حرام می‌داند.

"احمد بن قاسم الغامدی" مفتی جوان اهل سنت که سمت‌های مهمی در اداره کل امر به معروف و نهی از منکر نیز دارد، بتازگی فتوای عجیبی درباره حجاب صادر کرده و مدعی شده که آیه وجوب حجاب صرفاً برای حفظ شان زنان پیامبر نازل شده و عموم مسلمانان را شامل نمی‌شود.

در دو شهر مدینه منوره و مکه مکرمه، نوع حجاب عمومی خانم‌ها پوششی است که بر اساس آن، زنان حتی باید دست‌ها و صورت خود را نیز بپوشانند و تنها چشم‌های آنها برای دیدن اطراف باز خواهد بود. فضای عمومی و فرهنگی شهرهای مکه و مدینه به این صورت است و همین فضاست که برخی زائران ایرانی را به این گمان باطل می‌رساند که حاکمیت عربستان سعودی نسبت به رعایت اصول مربوط به حجاب موفق بوده است و این درست همان اشتباهی است که برخی درباره نمازهای جماعت در این کشور که منحصر به رعایت ظواهر است، مرتکب می‌شوند.

اما روی دیگر سکه حجاب در دیگر شهرهای عربستان غیر از دو شهر مذهبی این کشور نمود بیشتری به خود گرفته است. جریان افراطی دینی با وجود قدرت بلامنازع خود، توجه زیادی به حجاب در شهرهای دیگر نمی‌کند و این جریان لیبرال حاکم است که فضای فرهنگی این شهرها را مطابق میل خود پیش می‌برد، فساد و فحشا در شهرهای مذهبی که زیر پوسته سنگین نظارت هیئت مذکور قرار گرفته بود، در دیگر شهرهای سعودی به امری علنی تبدیل شده و این روند در ابعاد مختلف زندگی در این کشور قابل رؤیت است.



اینجا عربستان است؟

بر خلاف فضای سنگین مکه و مدینه، در سایر شهرهای عربستان مقوله حجاب رنگ دیگری به خود می‌گیرد، در محل‌‌های کاری و تفریحی شهرهای دیگر نظیر ریاض و سواحل تفریحی جده فضای فرهنگی به صورتی ترسیم شده که بیننده در نگاه اول از مشاهده چنین تصاویری در عربستان سعودی شوکه می‌شود، بویژه اگر این بیننده زائری باشد که تنها شهرهای مذهبی مانند مکه و مدینه را می‌بیند و اوضاع آن را به تمام شهرهای این کشور تعمیم می‌دهد.



بی‌حجابی و هرج و مرج جنسی

شهرها و اماکن تفریحی در عربستان مانند ریاض و جده از مناطقی هستند که میزان فساد و بی‌حجابی در آنها در حد بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. برای روشن شدن ابعاد این فساد تنها به ذکر یکی از اماکن تفریحی درشهر جده می‌پردازیم.

منطقه "درة العرس" تفرجگاهی ساحلی است که با عبور از حجاب افراطی مد نظر مفتیان وهابی، به اوج بی بندوباری و هرج و مرج جنسی رسیده است. در این منطقه که تحت تدابیر شدید قرار دارد، از گرفتن تصاویر مربوط به تفریحات ناسالمی که در آن وجود دارد ممانعت می‌شود اما چندی پیش، انتشار برخی تصاویر از داخل این مجتمع تفریحی، عمق رسوایی خاندان سعودی در برداشت چندگانه از مفاهیم دینی را نشان داد. اختلاط دختر و پسر،‌ اسکی روی آب زنان، اختلاط شهروندان سعودی با گردشگران فاسدالاخلاق بیگانه، شرب خمر و بی حجابی از جمله مظاهر ناهنجاری های اخلاقی و دین ستیزی در منطقه درة العرس است.

رواج هم‌جنس گرایی در عربستان

از سوی دیگر افزایش فشارها در مورد روابط طبیعی و مشروع زنان و مردان و نیز تحریم ازدواج موقت و همچنین اختراع ازدواج‌های موقت من‌درآوردی توسط مفتیان این کشور در جامعه سعودی باعث شده است که انواع فسادهای غیرطبیعی در عربستان روند رو به رشدی به خود بگیرد.

همجنسگرایان سعودی
یکی از انواع این فسادها رشد گسترده همجنس‌بازی است، رشد این فعالیت‌ها در عربستان به حدی است که بتازگی یک دختر سعودی با ظاهر شدن در شبکه ماهواره‌ای "الدانة" در عربستان، از وضعیت دانشگاه‌های این کشور سخن گفت و تأکید کرد که 85درصد از دانشجویان دختر در دانشگاه‌ها به همجنس‌بازی روی می‌آورند. او براحتی از فعالیت‌های همجنس‌بازی خود در دانشگاه نیز سخن گفت.

این اظهارات طبق معمول با واکنش تند وهابی‌های سعودی همراه شد و آنها به جای اینکه به بررسی ریشه‌ای این مشکل بپردازند، سعی کردند تا با تخریب چهره این دختر سعودی موضوع را از اساس دروغ فرض کرده و او را متهم به ترویج فرهنگ غرب در این کشور کنند.

شبکه‌های تلویزیونی عربستان نیز هرگز حامی حجاب و رعایت پرده‌های عفاف و حیا در جامعه سعودی نیستند و اکثر بازیگران سعودی و فیلم‌ها و سریال‌های تولیدی این شبکه‌ها عاری از مفاهیم اسلامی نظیر حجاب و عفت هستند.

مختصر از وهابیت
وهابیت دیدگاه جدیدی در مذهب سنی حنبلی است که بنیان‌گذار آن محمد بن عبدالوهاب[sup]عربستان سعودی است. وی خود پیرو ابن تیمیه بود و با ایدئولوژی‌های شیعه و تصوف آن زمان به مخالفت برخاست. وی تنها به حدیث و قرآن اعتقاد داشت و واسطه کردن شخص و بندگان خدا را کفر به خدا و شرک مطلق می‌دانست.[/sup] ابن تیمیه در سال 1263 میلادی در حران از شهرهای ترکیه کنونی به دنیا آمد و در سال 1328 میلادی وفات یافت.
ابن تیمیه، 1308 میلادی و ابن قیم جوزی، 1350 و محمد بن عبدالوهاب، 1791 میلادی، هرگونه تصویر و مجسمه را به طور مطلق، حرام اعلام کرده بودند و بر این اساس بود که وهابی‌ها در سال 1816 ضریح و گنبد حرم حسین بن علی را تخریب و بیش از پنج هزار نفر را قتل عام کردند و در سال 1926 نیز وهابی‌ها، مقبره‌های بقیع را در مدینه از بین بردند.

برخی از فتواهای وهابیون

رضاع کبیر
در پی صدور حکم شرعی «رضاع کبیر» (شیر خوردن مردان از زنان برای محرمیت) از سوی مفتیان وهابی سعودی، روزنامه‌های منطقه گزارش‌هایی را منتشر کردند که در آن مشخص شده این فتوا موجب افزایش اذیت و آزار زنان در عربستان سعودی و دیگر کشورهای پیرو فرقه? وهابیت شده‌است... شیخ شمس الدین بوربی، یکی از مشهورترین رجال افتاء کشور الجزایر، اعلام کرد: چندین مورد درباره این فتوا داشتیم که موثرترینش در نفس من این حالت بود که این زن با حالت گریه می‌گفت که شوهر وهابی متدینش به او دستور داده که به دوستش شیر دهد تا با هم محرم شوند و دوستش بتواند ماه رمضان را با آن‌ها در یک خانه بگذراند و آن زن هم خیلی منفعل و متاثر شده بود.
یک بچه و چند پدر
وهابیان در فتوایی در مورد بچه‌ای که دو نفر درباره وی ادعای پدری داشته باشند می‌گویند: اگر هیچ ییک از آن دو نفر دلیل و مدرک قانع کننده‌ای نداشته باشند و یا دلایل در تضاد و مخالف یک دیگر بود باید آن کودک را بر کسی که قیافه شناس است عرضه کنند پس اگر او تشخیص داد که هر دو نفر پدر کودک هستند به هر دو ملحق می‌شود و اگر تشخیص داد که هر دو نفر پدر کودک هستند به هر دو ملحق می‌شود و از هر دو ارث می‌برد و آن دو نفر هم از اون ارث می‌برند.
هم چنین اگر بیش از یک نفر ادعا داشته باشند، با تشخیص قیافه شناس به همه? آنان تعلق خواهد داشت.
نظر روزنامه‌ها
روزنامه عرب زبان احداث المغربیه در مورد باورهای این مکتب چنین می‌نویسد:
افکار ابن تیمیه (مرگ 728هجری) روشن و صریح است، او با اندیشه و عقل به کلی مخالف است و خواستار الغای عملکرد عقل از تمام شئون زندگی روزانه‌است و با فکر کردن و اندیشیدن دشمن است، مگر اینکه آن فکر و اندیشه در راستای تأیید نقل باشند. در واقع او همه نمادها و مظاهر زندگی این عصر را نفی می‌کند. به نظر او مهمترین مصلحت در این است که با کفار دشمن باشیم. برای او مهم نیست که در این راه غیر مسلمان اذیت و آزار شوند و مسلمان نیز ضرر اقتصادی ببینند. او با این کار، افکار تندروانه و نژادپرستانه و کراهیت را مورد تأیید قرار می‌دهد و می‌گوید: اینکه برخی از پیامبر نقل کرده‌اند که:
هرکس کافری را آزار دهد، من را آزار داده، این یک دروغ بزرگ است.
شاگرد او ابن القیم الجوزی روایت کرده‌است: وزیر اتار در اینکه یهودیان می‌توانند بر دین خود باقی بمانند، به این آیه استناد کرد:

«قل یا أیها الکافرون لا أعبد ما تعبدون و لا أنتم عابدون ما أعبد و...» و این آیه از محکمات است و منسوخ نیست، ولی او با آنها در مورد تفسیر این آیه به جدل برخواست و گفت: آنها کافر هستند و جایگاه ابدی آنها جهنم است.

ابن تیمیه می‌گوید: کسانی که به دین اسلام پایبند نیستند، دو دسته‌اند"

یا کافرند یا منافق و مردم پس از هجرت پیامبر (ص) تاکنون سه طبقه هستند: «مؤمن، منافق وکافر». سپس او خون غیرمومن (منافق و کافر) را حلال شمرده و حتی در این راه دسته دیگری از مسلمانان مانند شیعیان دوازده امامی را که از شیوه و روش فهم او از اسلام پیروی نمی‌کنند، نیز در زمره منافقان و کافران قرار می‌دهد.

ابن تیمیه از نظر شرعی، قتل و سلب و اغتصاب و مصادره اموال و آزار زنان و کودکان و... را حلال اعلام می‌کند. اما در مورد مسلمانان مانند شیعه بر حسب ابن تیمیه، کفر آنها بزرگتر و گناه آنها عظیمتر از کفار اصلی است و بنابراین مجازات آنها هم شدیدتر از مجازات کفار اصلی است.

-به هر حال این برداشت فکری، نه برای فکر و نه برای فرهنگ و تمدن احترامی قایل نیست.
وهابیت چند تا شاخصه داره
یکی از شاخصه هاش این است که هرگونه توصل به پیغمبر و توصل به دیگر اولیا شرک است
رفتن به زیارت قبر پیامبر یا قبر ائمه (ع ) شرک است
شفاعت خواستن از پیامبر یا ائمه شرک است
برای پیامبر اسلام مراسم جشن گرفتن و مراسم شهادت گرفتن شرک است
کسی برای پدر و مادرش قرآن بخواند و ثواب قرآن را هدیه کند شرک است
برای بچه جشن تولد گرفتن شرک است
کسی برای خود و همسرش سالگرد ازدواج بگیرد شرک است
تسبیح به دست گرفتن و ذکر گفتن با آن شرک است
رفتن به غار حرا شرک است
بعد از قرآن خواندن بگوید صدق الله و العظیم شرک است
قرآن دسته جمعی خواندن شرک است
اگر 5 تا یا 4 تا شیعه بکشید در آخرت به دیدار پیامبر خواهید رفت
اگر 7 تا شیعه بکشید پیامبر در آخرت به دیدار شما خواهد آمد ضمن اینکه حتما وارد بهشت میشوید و اصلا وارد جهنم نمیشید
اینم لینکش
http://www.mediafire.com/?4523mskt47imkbl


مناظره محمد بن عبدالوهاب با خدا !!!

خداوند متعال

:
و إذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین (بقره /34)
؛ هنگامی که به ملائکه گفتیم برای آدم سجده کنید , همه سجده کردند جز ابلیس که امتناع کرد و تکبر ورزید و از کافرین بود.

- محمد بن عبدالوهاب : خدایا این شرک است که تو به ملائکه فرمان داده ای آدم را سجده کنند . چرا مردم را به سجده بر آدم وادار می کنی ؟


- خداوند متعال: و رفع ابویه علی العرش و خرُّوا له سُجدا و قال یا ابت هذا تأویل رویای من قبل قدجعلها ربی حقا (یوسف/100)
؛ یوسف پدر و مادرش را بر تخت نشاند و برادران یوسف پیش او به سجده افتادند . یوسف گفت : ای پدر! این تأویل خواب من است که پیش از این دیده بودم و خداوند آن را محقق ساخت.


- محمد بن عبدالوهاب : خدا یا چرا پیامبرت یعقوب و یوسف باید اجازه دهند که برادرانش پیش او سجده کنند . برادران یوسف مشرک شده اند و قتل شان واجب . یعقوب و یوسف باید آن ها را می کشتند.



- خداوند متعال:
و إذ جعلنا البیت مثابه للناس و أمنا و اتخذوا من مقام ابراهیم مصلی (بقره/125)
؛ [به یاد بیاورید] هنگامی که ما کعبه را محل بازگشت مردم و محلی امن قرار دادیم. [برای تجدید خاطره] مقام ابراهیم را محل عبادت خود قرار دهید .


- محمد بن عبدالوهاب : خدایا چرا گفته ای مقام ابراهیم را محل عبادت خود قرار دهید . چرا مکان یک بشر را محل عبادت خود قرار می دهی ؟ این شرک است . هیچ بشری به هیچ وجهی نباید دخلی در عبادت تو پیدا کند. چرا یک بیابان نامربوط به بشر را محل عبادت خود قرار ندادی که مقام ابراهیم را محل عبادت خود قرار دادی ؟ این باعث می شود مردم یاد بگیرند و محل اولیای دیگری چون رسول خدا(ص) و علی (رض) و... را محل عبادت خود قرار دهند . این ها همه شرک است .




- خداوند متعال:
فی بیوت أذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الآصال(نور/36)
؛ خانه هایی که خداوند اذن داده که بالا برده شود و در آن ها اسم خداوند برده شود که برای او صبح و شب تسبیح بگویند .


- محمد بن عبدالوهاب : خدایا ! چرا تو اذن داده ای که خانه هایی محل عبادت قرار گیرند؟ در آن صورت مردم می آیند در قبر رسول الله (ص) نماز می گذارند که این خانه رسول خدا بوده است . چون رسول الله در تفسیر این آیه گفته این خانه ها خانه های پیامبر است و خانه های علی و فاطمه هم از افضل ترین این خانه ها است . مردم می آیند در این خانه ها عبادت می کنند و مشغول نماز می شوند . محل قبر علی و فاطمه را هم چون پیامبرت گفته که خانه های آن ها هم از خانه های مأذون است , محل عبادت قرار می دهند. این ها همه شرک است .




- خداوند متعال: ما من شفیع الا من بعد إذنه ذالکم الله ربکم فاعبدوه افلا تذکرون(یونس/3)؛
هیچ شفاعت کننده ای وجود ندارد مگر پس از اذن خداوند . این خدای شما است آن را پرستش کنید . آیا به یاد نمی آورید؟ .


- خداوند متعال: و کم من مَلَک فی السماوات لاتغنی شفاعتهم شیئا الا من بعد أن یأذن الله لمن یشاء و یرضی (نجم/26)
؛ چه بسیارند فرشتگانی در آسمان که شفاعت شان هیچ سودی ندارد جز پس از آنکه خداوند اذن بدهد برای کسانی بخواهد و راضی گردد.


- خداوند متعال:
و لا تنفع الشفاعه عنده الا لمن أذن له (سبأ/23) ؛
شفاعت سودی ندارد جز برای کسی که اذن داده شده باشد .


-محمد بن عبدالوهاب : خدا چرا استثنا کرده ای که جز برای کسیکه اذن شفاعت داده شود . باید بگویی به هیچ وجه شفاعتی در کار نیست و هیچ کسی نمی تواند شفیع باشد . اینکه تو استثنا کرده ای سبب می شود برخی از پیامبر و اولیایت بخواهند او را نزد تو شفاعت کنند . این شرک است که از غیر خدا شفاعت بخواهی .




- خداوند متعال:
قالوا یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین (یوسف /97) قال ساستغفر لکم ربی انه هو الغفور الرحیم (یوسف/98) ؛
برادران یوسف گفتند : ای پدر برای گناهان ما از خدا طلب بخشش کن. یعقوب گفت : بزودی برای شما طلب آمرزش می کنم از خدای خود که او بخشنده مهربان است.


- محمد بن عبدالوهاب : دیدی گفتم اگر اجازه بدهی مردم بلافاصله طلب شفاعت می کنند . این برادران یوسف پدر خود را شفیع قرار دادند و از تو طلب آمرزش کردند. این شرک است .




- خداوند متعال: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون(مائده /35) ؛
ای مومنان از خدا بترسید و بسوی او وسیله ای بجویید و در راه خدا کوشش کنید باشد که به رستگاری برسید.


- محمد بن عبدالوهاب : خدایا ! چرا امر کرده ای که مومنان به نزد تو وسیله بجویند. آنان باید مستقیما نزد تو مراجعه کنند نه که نزد شفیعی رفته او را وسیله ای جهت تقرب به تو قرار دهند. این شرک است که مردم به غیر تو مراجعه کنند.




- خداون متعال:
اذهبوا بقمیصی هذا فألقوه علی وجه ابی یأت بصیرا وأتونی باهلکم اجمعین(یوسف/93) فلما أن جاء البشیر القاه علی وجهه فارتد بصیرا قال الم اقل لکم انی اعلم مالا تعلمون (یوسف96) ؛
یوسف گفت : این پیراهن مرا ببرید و آن را بر صورت پدرم بیاندازید تا بینا شود و تمام اهل خود را بیاورید. وقتی قاصد رسید پیراهن را به صورت یعقوب انداخت و یعقوب بینا شد. و یعقوب گفت مگر من نگفتم من چیزی می دانم که شما نمی دانید.


- محمد بن عبدالوهاب : خدا یا ! چرا این آیه را آورده ای . پیراهن که هیچ تأثیری ندارد . اینکه پیراهنی بتواند چشم نابینا را بینا کند نادرست است و این باعث خواهد شد مردم به ضریح پیامبر و اولیای تو چشم بمالند و از پیامبر و اولیا شفاطلب کنند چون فکر می کنند وقتی پیراهن یوسف بتواند چشم یعقوب را بینا کند , ضریح رسول خدا(ص) که افضل انبیاء است حتما این کار را می تواند انجام دهد. درحالیکه درخواست شفا از غیر خدا شرک است و مشرک واجب القتل .




- خداوند متعال: و کذالک اعثرنا علیهم لیعلموا أن وعد الله حق و ان الساعه لا ریب فیها إذ یتنازعون بینهم أمرهم فقالوا ابنوا علیهم بنیانا ربهم اعلم بهم . قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذن علیهم مسجدا(کهف/21) ؛
و این چنین مردم را متوجه حال آن ها کردیم تابدانند که وعده خداوند در مورد رستاخیز حق است. و در پایان جهان و قیام قیامت شکی نیست . در آن هنگام که میان خود نزاع داشتند ؛ گروهی می گفتند: بنایی بر آنان بسازید(تابرای همیشه از نظر پنهان شوند و از آن ها سخن نگویید که ) پروردگارشان از وضع آن ها آگاه تر است . ولی آن ها که از راز شان آگاهی یافتند (و آن را دلیلی بر رستاخیز دیدند) گفتند : مامسجدی در کنار مدفن آن ها می سازیم (تا خاطره آنان فراموش نشود).


- محمد بن عبدالوهاب : خدا یا چرا این داستان را نقل کردی . وقتی هم نقل کرده بودی باید آن را شدیدا رد می کردی . چرا از کنار بنای مسجد بر قبر بدون هیچ انکار و ردی گذشتی در حالیکه در آیه بعدی که مردمان بعدا در مورد تعداد اصحاب کهف اختلاف خواهند کرد , بدنبال نقل داستان فرموده ای : فلاتمار فیهم الا مراءا ظاهرا ؛ بدون دلیل در مورد آن ها حرف نزنید. اینجا کار جدال کنندگان را تقبیح کرده ای اما آن جا کار بناکنندگان مسجد را تقبیح نکرده ای . در حالیکه بنای مسجد بر قبر ها شرک است .




- خداون متعال: ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه (بینه /7) ؛
کسانی به خدا و رسولش ایمان آورده و اعمال صالح انجام می دهند , آن ها بهترین مخلوقاتند.


- محمد بن عبدالوهاب : خدا یا پیامبرت گفته : منظور از خیر البریه در این آیه علی و شیعیانش هستند . چرا تو این آیه را فرموده ای در حالیکه شیعیان کافر هستند و مشرک و آن ها واجب القتل هستند در حالیکه تو آن ها را بهترین مخلوقات دانسته ای .

 
منابع:
1) صحیح بخارى، ج2، ص16، ح1010، کتاب الإستسقاء، باب 2، باب سؤال الناس الإمامه استسقاء اذا قَحَطُوا .
2) صحیح بخارى، ج 2، ص 70، کتاب الجنائز، باب الدخول على المیت بعد الموت، ج 5، ص 143، کتاب المغازى، باب مرض النبی صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله.
3) الدرر السنیّه فى الردّ على الوهابیه، ص 34، ط. مکتبه ایشیق، استانبول، 1396 در ط. مصر 36، سیره زینى دحلان، در حاشیه سیره حلبى، ج 3، ص 391، چاپ مصر.
4) تاریخ بغداد، ج 1، ص 135؛ و خوارزمى در مناقب ابى حنیفه، ج 2، ص 199 و ابن جوزى در منتظم، ج 16، ص 100.
5) صحیح ترمذى، ج 5، ص 229 ح 3649، ط. دار الفکر بیروت، تحقیق عبدالرحمن محمّد عثمان و سنن ابن ماجه، ج 1، ص 448.
6) مستدرک على الصحیحین، ج 1، ص 313، 519 و 526.
7) کتاب الدعاء، ص 320؛ معجم الکبیر، ج 9، ص 31 و مجمع الزوائد: ج 2، ص 279.







تاریخ : چهارشنبه 93/10/17 | 9:30 صبح | نویسنده : سیدامیرعلی موسوی الحسینی

دشمن شناسی(آل سعود در نظر امام خمینی(ره))
یکی از اصلی ترین نقاط مبانی و اندیشه امام تاکید بر اسلام ناب محمدی(ص) و در مقابل آن بر حذر داشتن از ((اسلام آمریکایی)) است.
 
 
این اسلام آمریکایی از منظر امام چند مصداق دارد از جمله:” اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بی شعور حوزه های علمی و دانشگاهی، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها و در یک کلام اسلام آمریکایی“(1)در یک دسته بندی کلی می توان گفت خطاب اصلی امام درباب اسلام آمریکایی متحجرین و القاطیون اند که داستان این اسلام به درازای تاریخ بشر است.
 
اسلام آمریکایی به مثابه ابزاری در دست ابر قدرت هاست برای اعمال نفوذشان و برای ایستادگی و انحراف در اسلام ناب محمدی و می توان اینگونه اجتهاد کرد که:”در انقلاب اسلامى، اسلام کتاب و سنت، جایگزین اسلام خرافه و بدعت؛ اسلام جهاد و شهادت، جایگزین اسلام قعود و اسارت و ذلت؛ اسلام تعبد و تعقل، جایگزین اسلام التقاط و جهالت؛ اسلام دنیا و آخرت، جایگزین اسلام دنیاپرستى یا رهبانیت؛ اسلام علم و معرفت، جایگزین اسلام تحجر و غفلت؛ اسلام دیانت و سیاست، جایگزین اسلام بى‌بندوبارى و بى‌تفاوتى؛ اسلام قیام و عمل، جایگزین اسلام بى‌حالى و افسردگى؛ اسلام فرد و جامعه، جایگزین اسلام تشریفاتى و بى‌خاصیت؛ اسلام نجاتبخش محرومین، جایگزین اسلام بازیچه‌ى دست قدرتها؛ و خلاصه اسلام ناب محمّدى(صلّى‌اللَّه‌علیه‌واله‌وسلّم)، جایگزین اسلام امریکایى گردید.” (2)
 
برائت از مشرکین
 
امام که  بُعد سیاسی اسلام در اندیشه ایشان جایگاه ویژه ای داشت، با استناد به آیات و روایات در باب برائت از شرک در حج و با توجه حضور میلیون ها حاجی در مراسم حج و نیز بستر بسیار مناسب این مراسم، اینگونه زائران را به برائت از مشرکین فرا می خواند: (( اعلان برائت از مشرکان که از ارکان توحیدی و واجبات سیاسی حج است باید در ایام حجّ به صورت تظاهرات و راهپیمایی، با صلابت و شکوه هرچه بیشتر برگزار شود… چه بسا جاهلان متنسّک بگویند که قداست خانه حق و کعبه معظمه را به شعار و تظاهرات و راهپیمایی و اعلان برائت نباید شکست و حجّ جای عبادت و ذکر است، نه میدان صف آرایی و رزم؛ و نیز چه بسا عالمان متهتّک القا کنند که مبارزه و برائت و جنگ و ستیز، کار دنیاداران و دنیا طلبان بوده است و ورود در مسائل سیاسی، آن هم در ایّام حجّ دون شان روحانیون و علما می باشد، که خود این القائات نیز از سیاست مخفی و تحریکات جهانخواران به شمار می رود… .))(3)
 
حرم امن الهی
 
سرزمین مکه به ظاهر باید فاقد امنیت می‏بود، زیرا از یک‏سو خوی مردم حجاز تجاوزگری و غارتگری بود و از سوی دیگر از علم، فرهنگ، کشاورزی، دامداری و صنعت بی‏بهره بودند و اصولاً مردمِ بی‏فرهنگِ گرسنه، غارتگر می‏شوند؛ لیکن با این همه، خداوند می‏فرماید: ما مکه را هم محل امن و هم با برکت قرار دادیم: (اَوَ لَم نُمَکِّن لَهُم حَرَمًا ءامِنًا یُجبی‏ اِلَیهِ ثَمَرتُ کُلِ‏ّ شی‏ءٍ رِزقًا مِن لَدُنّا)(4). همچنین می‏فرماید: هر کس بدان داخل شود در امان است: (ومَن دَخَلَهُ کانَ ءامِنا)(5) و بنابر همین اصل، قریش متنعّم شد و خداوند آنان را از گرسنگی رهانید و از ترس ایمن ساخت: (اَطعَمَهُم مِن جوعٍ وءامَنَهُم مِن خَوف)(6).
 
 
 
خدای سبحان درباره امنیت تکوینی حرم می‏فرماید: برخی اهل مکه می‏گویند: اگر ما به تو ایمان بیاوریم، کافران ما را از سرزمین خودمان بیرون کرده، آواره می‏شویم. آیا اینان نمی‏دانند که ما مکه را امن قرار دادیم؟: (وقالُوا اِن نَتَّبِعِ الهُدی‏ مَعَکَ نُتَخَطَّف مِن اَرضِنا اَوَ لَم نُمَکِّن لَهُم حَرَمًا ءامِنا)(7). همچنین می‏فرماید: با اینکه در اطراف مکه آدم‏ربایی فراوان است ما سرزمین مکه را حرم امن قرار دادیم نه اینکه ساکنان حرم الهی و مکه انسان‏هایی صالح‏اند یا رهزنان مهاجم گرچه نسبت به شهرها و اشخاص دیگر پرده‏دری دارند؛ لیکن حرمت حرم را پاس می‏دارند: (اَوَ لَم یَرَوا اَنّا جَعَلنا حَرَمًا ءامِنًا ویُتَخَطَّفُ النّاسُ مِن حَولِهِم).(8) از آنجا که اختطاف و ربوده شدن امری تکوینی است، پس امنیّت مقابل آن نیز امری تکوینی است.
 
از آیات مذکور که مربوط به عصر جاهلیت است به خوبی استفاده می‏شود که خطر غارت، آدم‏ربایی و رهزنی که در خارج حرم بود در محدوده آن نبوده است. حکم امن تشریعی پس از اسلام آمده است و قرآن کریم امنیتی را که از دوران جاهلیت تا زمان اسلام ادامه داشت و همچنان تداوم دارد، به عنوان سند ذکر می‏کند.
 
امام صادق‏(علیه‌السلام) درباره امنیت حرم فرمود: هر کس به حرم پناه بَرد در امان است و هر گنهکاری داخل کعبه شود و بدان پناه ببرد، از خشم خدا در امان است و هر حیوانی که وارد حرم شود از هرگونه تهدید یا آزاری در امان است، تا زمانی که از حرم بیرون رود.(8) باید توجه داشت که اعلام امنیت سرزمین مکه بدین معنا نیست که هر کسی بتواند آزادانه با میل خود در آن مکان رفتار کند، زیرا خداوند سبحان درباره سرزمین دیگری که مردم آن در امنیت بودند امّا براثر کفران نعمت، فراوانی روزی آن‏ها از میان رفت و گرسنگی و ناامنی جایگزین آن شد، می‏فرماید وضَرَبَ اللهُ مَثَلًا قَریَةً کانَت ءامِنَةً مُطمَئِنَّةً یَأتیها رِزقُها رَغَدًا مِن کُلِّ مَکانٍ فَکَفَرَت بِاَنعُمِ اللهِ فَاَذقَهَا اللهُ لِباسَ الجوعِ والخَوفِ بِما کانوا یَصنَعون) (9)، بنابراین، معنای امنیت تکوینی حرم این نیست که در آنجا کشتار نمی‏شود، بلکه خداوند آن سرزمین را بر اساس لطف خاص خود مأمن قرار داده است؛ لیکن اگر مردم آنجا بیراهه رفتند، خداوند آن‏ها را به قهر خود می‏گیرد.
 
کشتار حجاج و حرمت شکنی حریم یار
 
صدها هزار زائر مسلمان در موسم حج سال 1407 هجری قمری به عزم حج و زیارت حرمین راهی حجاز شدند و چون تبرّی از مشرکان همانند تولّی اولیای الهی در متن دین تعبیه شده و در مناسک حج نیز تبلور خاص دارد و برای نیل به این هدف، وحدت همگان ضروری است، از این طبق رهنمود رو حضرت امام خمینی (قدس سره الشریف) که بدان اشاره شد در مراسم برائت از مشرکین در مکه شرکت کردند. در این مراسم که با توافق هیئت حاکمه کنونی حجاز برگزار می شد هزاران نفر زن و مرد ایرانی و غیر ایرانی شرکت کرده بودند و هیچ گونه نا امنی و اغتشاش از طرف زائران و برائت جویان مشاهده نشد، لیکن بعد از ظهر جمعه ششم ذیحجه سال 1407، در حالی که راهپیمایی برائت از مشرکین در حال برگزاری بود و پیشاپیش راهپیمایان، زنان و سالمندان و معلولان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران حرکت می کردند، ماموران سعودی بیرحمانه زائران غریب و بی پناه را سرکوب کردند، به طوری که صدها نفر زن و مرد مسلمان کشته و صدها نفر دیگر زخمی و مجروح و خفه شدند.
 
این کشتار ددمنشانه با سلاح گرم و سرد و گازهای اشک آور و خفه کنند انجام شد و صفیر گلوله مسلسلها در فضای حرم امن الهی پیچید و در ماه حرام و در بلد امن، زائران محرم را به جرم تبری از مشرکان این چنین به خاک و خون کشیدند و از تحویل اجساد شهیدان تا مدتها خودداری کردند. غیر از اینها، جنایتهای روانی و غیر روانی دیگر مرتکب شدند که نه قلم یارای شرح آن را دارد و نه بیان.
 
مواضع صریح امام در قبال آل سعود و حرمت شکنی حرم امن الهی
 
می توان گفت کشتار حجاج مظلوم در مراسم برائت از مشرکین نقطه اوج ابراز دیدگاه امام نسبت به آل سعود بود و  ایشان در قبال این عمل قبیح آل سعود مواضع صریحی داشتند.
 
محورهای اساسی مواضع امام در پیامهای، سخنرانی ها و نامه هایشان را می توان بدین شرح دانست:
 
-         آل سعود با این واقعه پرده از چهره کریه خود و دست نشاندگان ابرقدرت ها برداشت و آمریکایی بودن این اسلام اثبات شد. و نباید گذاشت از کعبه صدای سازش با آمریکا و شرک و کفر نواخته شود.
 
-         این واقعه از سایر ظلم ها و خیانت های صورت گرفته مانند اشغال قدس، تجاوز صدام و … متفاوت و جانسوزتر است و  در این واقعه به اسلام خیانت شد و مسئله اش شکسته شدن حرمت بیت الله الحرام بود.
 
-         آنها ادامه نسل ابی سفیان و ابی لهب و مریدان یزیدند و این لکه ننگ از دامان آنها پاک نمی شود و قابل هدایت نیستند و انتقام فرزندان ابراهیم را از نمرودها و قارون ها خواهیم گرفت.
 
-         ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم بر نمی داریم.
 
امام در پیامهای خویش این گونه در باب این واقعه اظهار نظر می کنند:
 
((اگر ما از مسئله قدس بگذریم، اگر ما از صدام بگذریم، اگر ما از همه کسانى که به ما بدى کردند بگذریم، نمى توانیم از مسئله حجاز بگذریم. مسئله حجاز یک باب دیگرى است، غیر مسائل دیگر. و لازم است زنده نگه داشتن این روز، روزى که این خیانت شد به اسلام.
 
مسئله بالاتر از این مسائل است و باید ما با همه قوایى که داریم، مسلمین با همه قوایى که دارند و دنیا، آنهایى که به خدا اعتقاد دارند با همه قوایى که دارند، باید با این مسئله محاربه کنند، به هر طورى که خودشان صلاح مى دانند.
 
این ننگ را نباید ما به گور ببریم که ما بودیم، دیدیم در حضور ما بزرگترین جنایت واقع شد و حالا هم آنها طلبکار هستند از ما.
 
کشتار حجاج، توطئه اى از پیش طراحى شده این توطئه بى اشکال، یک توطئه سابقى بود، هیچ اشکالى در این نیست که یک سابقه اى داشت این توطئه ، بنا داشتند بر اینکه این امر واقع بشود، تحمیل کرده بودند بر آل سعود احمق، که یک همچو کار احمقانه اى بکند و خودش را در تمام دنیا منحط کند.قضیه کشته شدن نیست، قضیه هتک احترام است((. (10)
 
((کشتار زائران خانه ی خدا توطئه ای برای حفظ سیاست های استکبار و جلوگیری از نفوذ اسلام ناب محمدی – صلی الله علیه و آله و سلم – است و کارنامه ی سیاه و ننگین حاکمان بی درد کشورهای اسلامی حکایت از افزودن درد و مصیبت بر پیکر نیمه جان اسلام و مسلمین دارد.پیامبر اسلام نیازی به مساجد اشرافی و مناره های تزئیناتی ندارد. پیامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پیروان خود بوده است که متأسفانه با سیاست های غلط حاکمان دست نشانده به خاک مذلت نشسته اند. مگر مسلمانان جهان فاجعه ی قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه های مسلمین را در طول حیات ننگین آل سعود و نیز جنایت قتل عام زائران خانه ی خدا را فراموش می کنند؟ مگر مسلمانان نمی بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانون های فتنه و جاسوسی مبدل شده اند که از یک طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بی-شعور حوزه های علمی و دانشگاهی، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها و در یک کلام اسلام آمریکایی را ترویج می کنند و از طرف دیگر سر بر آستان سرور خویش، آمریکای جهان خوار می گذارند؟مسلمانان نمی دانند این درد را به کجا ببرند که آل سعود و خادم الحرمین به اسرائیل اطمینان می دهد که ما اسلحه ی خودمان را علیه شما به کار نمی بریم و برای اثبات حرف خود با ایران قطع رابطه می کنند! واقعاً چقدر باید رابطه ی سران کشورهای اسلامی با صهیونیست ها گرم و صمیمی شود تا در کنفرانس سران کشورهای اسلامی مبارزه ی سوری و ظاهری هم با اسرائیل، از دستور کار آنان و جلسات آنان خارج شود. اگر این ها یک جو غیرت و حمیت اسلامی و عربی داشتند، حاضر به یک چنین معامله ی کثیف سیاسی و خودفروشی و وطن فروشی نمی شدند.آیا این حرکات برای جهان اسلام شرم آور نیست و تماشاچی شدن گناه و جرم نمی باشد؟ آیا از مسلمانان کسی نیست تا بپاخیزد و این همه ننگ و عار را تحمل نکند؟ راستی ما باید بنشینیم تا سران کشورهای اسلامی احساسات یک میلیارد مسلمان را نادیده بگیرند و صحه بر آن همه فجایع صهیونیست ها بگذارند و دوباره مصر و امثال آنان را به صحنه بیاورند؟ حال مسلمانان باور می کنند که زائران ایرانی برای اشغال خانه خدا و حرم پیامبر قیام کرده اند و می خواستند کعبه را دزدیده به قم ببرند؟!! اگر مسلمانان جهان باور کرده اند که سران آن ها دشمنان واقعی آمریکا و شوروی و اسرائیل هستند، تبلیغات آنان هم در مورد ما را باور می کنند، البته ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین الملل اسلامی مان بارها اعلام نموده ایم که در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهان خواران بوده و هستیم، حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفکر تشکیل امپراطوری بزرگ می گذارند، از آن باکی نداریم و استقبال می کنیم. ما در صدد خشکانیدن ریشه-های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و کمونیزم در جهان هستیم، ما تصمیم گرفته ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظام هایی را که بر این سه پایه استوار گردیده اند نابود کنیم و نظام اسلام رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم – را در جهان استکبار ترویج نماییم و دیر یا زود ملت های در بند شاهد آن خواهند بود. ما با تمام وجود از گسترش باج خواهی و مصونیت کارگزاران آمریکایی، حتی اگر با مبارزه قهرآمیز هم شده باشد، جلوگیری می کنیم.)) (11)
 
و نهایتا  امام خمینی(ره) در وصیت خویش به ما برای پیمودن ادامه مسیر ایشان صریحا بر عدم تسامح و ایستادگی در برابر آل سعود توصیه نمودند:
 
((انشاءالله ما نخواهیم گذاشت از کعبه و حج، این منبر بزرگی که بر بلندای بام انسانیت باید صدای مظلومان را به همه ی عالم منعکس سازد و آوای توحید را طنین اندازد، صدای سازش با آمریکا و شوروی و کفر و شرک نواخته شود و از خدا می-خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبه ی مسلمین که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ آمریکا و شوروی را به صدا درآوریم. مسلمانان جهان و محرومین سراسر گیتی از این برزخ بی انتهایی که انقلاب  اسلامی ما برای همه ی جهان خواران آفریده است، احساس غرور و آزادی کنند و آوای آزادی و آزادگی را در حیات و سرنوشت خویش سر دهند و بر زخم های خود مرهم گذارند، که دوران بن بست و ناامیدی و تنفس در منطقه ی کفر به سر آمده است و گلستان ملت ها رخ نموده است و امیدوارم همه مسلمانان شکوفه های آزادی و نسیم عطر بهاری و طراوت گلهای محبت و عشق و چشمه سار زلال جوشش اراده ی خویش را نظاره کنند، همه باید از مرداب و باتلاق و سکوت و سکونی که کارگزاران سیاست آمریکا و شوروی بر آن تخم مرگ و اسارت پاشیده اند، به درآییم و به سوی دریایی که زمزم از آن جوشیده است روانه شویم و پرده ی کعبه و حرم خدا را که به دست نامحرمان نجس آمریکا و آمریکازاده ها آلوده شده است با اشک چشم خویش شستشو دهیم.)) (12)
 
((و لازم‌ است‌ در نوحه‌ها و اشعار مرثیه‌ و اشعار ثنای‌ از ائمة‌ حق‌ ـ علیهم‌ سلام‌الله ـ به‌طور کوبنده‌ فجایع‌ و ستمگریهای‌ ستمگران‌ هر عصر و مصر یادآوری‌ شود؛ و در این‌ عصر که‌ عصر مظلومیت‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ دست‌ امریکا و شوروی‌ و سایر وابستگان‌ به‌ آنان‌ و از آن‌ جمله‌ آل‌ سعود، این‌ خائنین‌ به‌ حرم‌ بزرگ‌ الهی‌ ـ لعنة‌الله و ملائکته‌ و رسله‌ علیهم‌ ـ است‌ به‌ طور کوبنده‌ یادآوری‌ و لعن‌ و نفرین‌ شود.)) (13)




تاریخ : چهارشنبه 93/10/17 | 8:50 صبح | نویسنده : سیدامیرعلی موسوی الحسینی

 

بسم الرب الشهدا والصدیقین

 

امام زمان (عج) در ادیان(همراه توضیحات مکتوب)

 

زیورحضرت داودازکتاب مقدس

1:در میان امتها گوئید خداوند سلطنت می گیردربع مسکونی پایدارمیشودوجنبش نخواهدخورد قومهارابه انصاف داوری خواهد نمود اسمان شادی کندوزمین مسرور گرددودریاوپری ان غرش نمایدصحرا و هرچه در ان است به وجد اید انگاه تمام درختان جنگل ترنم خواهندکردزیراکه می ایدکه برای داوری جهان"می اید ربع مسکون رابه انصاف داوری خواهد کرد.مزمور96.

2:شریران مقطع خواهند شدواما منتظران خداوندوارث زمین خواهندشد.مزمور37.

3:ای خدا احکام خود رابه ملک زادهعطا فرماتا انکه قوم تورا به عدالت و فقرای تو را به انصاف حکم نمایدبه قوم کوههاسلامت وکویرهاعدالت برساندفقیران قوم تو را حکم نمایدوپسران مسکینان را نجات دهدوظالم را بشکند...در روزهایش صدیقان شکوفه خواهند نمودزیادتی سلامتی تا باقی بماند ماهد(خواهدبود)...از دریابه دریاواز نهربه اقصای زمین سلطنت خواهد نمود...بلکه تمامی ملوک به او کرنش خواهند نمودوتمامی امم او را بندگی خواهند کردزیراکه فقیر وقتی فریاد می کندومسکینی که نصرت کننده نداردخلاصی خواهد داد...مزمور27.

4:هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بودواماحلیمان وارث زمین خواهند شد.نزدخداوند ساکت شودومنتظراناوباش منتظر خداوند باش وطریق اورا نگهدارتا تورا به وراثت زمین برفرازد.مزمور37.

جاماسب نامه در کتاب (زندوهومن میسن)

1:جاماسب از قول استادش زرتشت خبر می دهد:پیش از ظهورسوشیانس پیمان شکنی ودروغ وبی دینی درجهان رواج می یابدومردم از خدا دوری جسته ظلم وفسادوفرومایگی اشکار می گردد همین هانیز اوضاع جهان را دگرگون ساخته زمینه رابرای ظهورنجات دهنده مساعدمیگردند.

وقایعی که مسادف باظهورمیشودعبارت است ازعلامات شگفت انگیزی که در اسمان پدید می اید(کف دست نورانی)ودال بر امدن شهرایزد میباشدوفرشتگان از شرق وغرب به فرمان اوفرستاده می شودوبه همه دنیاپیام می فرستد اما اشخاص شروراو را انکارمیکنندوکاذب می شمارندونگهبانان پیروزگراسمانهاوزمینهادر برابراوسرفرود می اورند.کتاب زندوهومن صفحه25.

2:گشتاسب پادشاه وقت می پرسد:وقتی((سوشیانس))ظهورکردچگونه فرمانروائی ودادستانی میکندوجهان را چگونه اداره خواهد کردوچه ائینی دارد؟جاماسب درپاسخ وی میگوید:سوشیانس"((نجات دهنده دنیا))این را به جهان(رایج)کندوازونیاز(فقروتنگدستی)راهم تباه کندواهریمن را ازدامان افریدگان باز داردومردمان گیتی هم منش(تفکر)وهم گفتاروهم کردارباشند.جاماسب نامه درکتاب زندوهومن میسن صفحه121و122.

3:انگاه پیروزی بزرگی از طرف ایزدان میشودواهریمنان را منقرض میسازندوتمام اقتداراهریمنان در زمین است ودراسمان راه ندارندوبعداز پیروزی ایزدان وبرانداختن تبار اهریمنان عالم کیهان به سعادت اصل خود رسیده"بنی ادم بر تخت نیکبختی خواهند نشست.ص121و122.

کتاب شاکمونی (هندوها)

پادشاهی ودولت دنیابه فرزند سید خلایق دوجهان"کشن"(کشن:به لغت هندی حضرت محمد(اللهم صلی علی محمدوال محمدوعجل فرجهم)است).بزرگوارتمام شودوی کسی باشدکه بر کوههای مشرق ومغرب دنیاحکم براندوفرمان کندوبر ابرها سوار شودوفرشتگان کارکنان اوباشندوجن وانس در خدمت اوشوندازسودانکه زیرخط استوا استتاارض تسعین که زیر قطب شمالی است وماوراء بحارراصاحب شودودین خدا یک دین شودودین خهدا زنده گرددونام او قائم باشدوخداشناس باشد.

کتاب دید(هندوها)

پس از خرابی دنیاپادشاهی در اخرالزمان پیداشود که پیشوای خلایق باشدونام او منصور باشدوتمام عالم را بگیردوبه دین خود اوردهمه کس از مومن وکافر بشناسدوهرچه از خداخواهد بر اید.

کتاب باسک(هندها)

دوردنیا تمام شودبه پادشاه عادلی در اخرالزمان که پیشوای ملائکه وپریان وادمیان باشدوحق وراستی بااوباشدوانچه در دریاها وکوههاپنهان باشد بدست اوردواز اسمانهاوزمین وانچه باشدخبر دهدواز او بزرگتر کسی به دنیا نباشد.




تاریخ : سه شنبه 89/8/11 | 6:11 عصر | نویسنده : سیدامیرعلی موسوی الحسینی

کتاب پاتیکل (هندوها)

چون مدت روز تمام شوددنیای کهنه نو شودوزنده گرددصاحب ملک تازه پیدا شودازفرزندان وپیشوای جهان یکی ناموس اخرالزمان ودیگری صدیق اکبریعنی وصی بزرگتروی که "پشن"نام داردونام ان صاحب ملک تازه"راهنما"استبه حق پادشاه شودوخلیفه "رام"(خدا)باشدوحکم براندواو رامعجزه بسیار باشدهرکه پناه به او بردودین پدران او اختیار کندسرخ روی باشدودرنزد رام(خدا)ودولت او بسیار کشیده شودوعمراوازفرزندان ناموس اکبر زیادباشدواخردنیا به او تمام شودوازساحل دریای محیط وجزایرسراندیب وقبرادم (ع)وازجبال القمرتاشمال هیکل زهره تاسیف البحرواقیانوس را مسخرگرداندوبتخانه سومنات را خراب کندو"جگرنات"به فرمان او به سخن ایدوبه خاک افتدپس ان را بشکندوبه دریای اعظم اندازدوهربتی که هرجاباشدبشکند.((ناموس اخرالزمان پیامبراسلام(اللهم صلی علی محمدوال محمدوعجل فرجهم)وپشن نام حضرت علی بن ابیطالب(ع)می باشد.جگرنات به لغت سانسکریتی نام بتی است که هندوها مظهرخدامیدانند)).

کتاب دادنک(بودائیان)

ازقول بودا:بعدازانکه مسلمانی به هم رسیددراخر میان عالم ظلم وفسق وگناه وریای زاهدان وخیانت امینان وحسودی بخیلان وعمل نکردن دانایان به اموخته ی خود دنیااز ظلم وجفاوگناه پر شوداز دین جزءنام او نماندپادشاهان ورئیسان بی رحم وظالم شوندورعیت بی انصاف ونافرمان ومتقلب شوندوهمه در خرابی نظم دنیا بکوشندوهمه جا را ظلم وناسپاسی فراگیردانوقت "دست راستین"جانشین(مماطا){حضرت محمد(اللهم صلی علی محمدوال محمدوعجل فرجهم)}ظهورکندوخاوروباخترعالم را بگیرد ادمیان را به راه خوبیهارهبری کنداوفقط وتنهاحق وراستی را قبول میکندوبس.

کتاب دانیال از کتاب مقدس

1:در ان زمان امیر عظیمی که برای قوم تو قائم(ع)است خواهد برخواست وچنان زمان ننگی خواهد شدکه از حینی که امتی به وجود امده است تا امروز نبوده و دران زمان هریک از قوم توکه دردفتر مکتوب یافت میشودرستگار خواهد شدوبسیاری از انان که در خاک زمین خوابیده اندبیدار خواهند شد…کتاب دانیال باب12.

2:پسر انسان با ابرهای اسمان امدوسلطنت وجلال وملکوت به او داده شدتاجمیع قومهاوامتهاوهمه او را خدمت نمایندباب7.

رجعت

3:امیر عظیمی که برای پسران قوم تو ایستاده(قائم علیه السلام)است خواهد ایستاد…در ان زمان هر کس ازقوم توکه در دفتر مکتوب یافت میشودرستگار خواهد شدوبسیاری از انانکه درخاک زمین خوابیده اندبیدار خواهند شد.کتاب دانیال نبی باب 12بند1-4-12

تورات

1:ودر ایام اخر واقع خواهد شد…داوری میان امتهابه سوی ان روان خواهد شداوامتها را داوری خواهد نمودقومهای بسیاری راتنبیه خواهد کردامتی برامتی شمشیر نخواهد کشیدوباردیگرجنگ را نخواهد اموخت.کتاب اشعیاء نبی باب دوم بندهای 2-4

عدالت

2:بلکه مسکینان را به عدالت داوری خواهد کردبه جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد نمود…کمربندش کمرش عدالت خواهد بودوکمربند میانش امانت وگرگ با بره سکونت خواهد داشت وپلنگ با بزغاله خواهد خوابیدوگوساله وشیروپرواری باهم وطفل کوچک انها را خواهد راند.کتاب اشعیاءنبی باب یازدهم بندهای6-4

3:عصای قدرت وسلطنت یهوددورنخواهد شدونه فرمانروایی از میان پاهای وی تا(شیلو)بیایدواورا اطاعت امتها خواهد بود(شیلو:کسی که دارای حق است وصلح وسلامتی می اورد)."تورات سفر پیدایش شماره10و42.

طفل شیرخوار بر سوراخ مار…

4:طفل شیرخواره برسوراخ مار بازی خواهدکردوطفل از شیر بازداشته شده دست خود را بر خانه افعی خواهد گذاشت ودرتمامی کوه مقدس من ضرر وفسادی نخواهد کردزیرا که جهان از معرفت خداوند(جل جلاله)پرخواهد بودمثل ابهائی که دریا را می پوشاند.اشعیانبی باب یازدهم8-9

انصاف در بیابان و…

5:انگاه انصاف در بیابان ساکن خواهد شدوعدالت دربوستان مقیم خواهد گردید.وعمل عدالت سلامتی ونتیجه ی عدالت ارامی واطمینان خواهدبودتاقوم من در مسکن سلامتی ودرمساکن مطمئن ودرمنزل های ارامی ساکن خواهند شد.اشعیاءنبی باب سی و دوم16-18

 

کتاب صفنیای نبی از عهد عتقیق

"منتظرباشید"

خداوند(جل جلاله)می فرمایدبرای من منتظرمباشیدزیرا قصه من بر این است که امتها را جمع نمایم وممالک را فراهم نمایم ودر ان زمان پاک به امتها باز خواهم داد تا جمیع ایشان اسم"یهوه"(خدا"جل جلاله")را بخوانندوبه یک دل او را عبادت نمایند.باب3شماره8-9

کتاب حبقوق نبی از کتاب مقدس

اگرچه تاخیر نمایدبرایش منتظر باش زیرا که البته می ایدودرنگ نخواهدنمود بلکه جمیع امتها رانزد خودجمع می کندوتمامی قومها را برای خویشتن فراهم اورد.

کتاب زکریای نبی

"فتح اورشلیم"

اینک روز خداوند می ایدوغنیمت تو در میانت تقسیم خواهد شدوجمیع امتها را بر ضد اورشلیم برای جنگ جمع خواهم کردوشهرراخواهندگرفت وخانه ها را تاراج خواهند نمودوان یک روز معروف خداوند"جل جلاله"خواهد بود"یهوه(خدا"جل جلاله")برتمامی زمین پادشاه خواهدبود.




تاریخ : سه شنبه 89/8/11 | 6:7 عصر | نویسنده : سیدامیرعلی موسوی الحسینی

انجیل 

1:عیسی "علیه السلام" ایشان را گفت:هراینه به شما می گویم:شماکه مرا متابعت نموده ایدوقتی که پسر انسان برکرسی خودجلال خود نشیندشما نیز به دوازده کرسی نشسته بر دوازده سبط داوری خواهید نمودوهرکه به خاطر اسم من خانه ها یه برادران یاخواهران یا پدر یامادریازن یافرزندان یازمینها را ترک کردصدچندان خواهد یافت و وارث حیات جاودانی خواهدگشت"انجیل متی باب 19بندهای 28و29.

2:پیش از وقت به چیزی حکم مکنیدتا خداوند"جل جلاله"بیاید که خفایای ظلمت را روشن خواهد کردونیتهای دلها را به ظهورخواهد اوردانگه هر کس را مدح از خدا"جل جلاله"خواهدبود.رساله اول پولس رسول به قرنتیانباب چهارم بند5.

3:به جنگ نیکو جنگ کرده ام و دوره ی خود را به کمال رسانیده ایمان راه محفوظ داشته ام بعد از این تاج عدالت برای من حاضر شده است که خداوند داورعادل در ان زمان به من خواهد دادونه به من بلکه به.همه کسانی که ظهور اورا دوست دارند"رساله دوم پولس به تیمو تاوس باب4بند7و8

4:به زودی می ایم پس انچه داری حفظ کن مبادا کسی تاج تو را بگیرد."مکاشفه یوحنای رسول باب سوم بند11.

نشانه های اخرالزمان"درانجیل متی"

5:امه این را بدان که در ایام اخرزمانهای سخت پدید خواهد امدزیرا که مردمان خودپرست خواهندبودوطماع ولاف زن ومتکبروبدگو ونامطیع والدین وناسپاس وناپاک وبی الفت وکینه دوزوغیبت گروناپرهیزوبی مروت ومتنفر از نکویی وخیانتکاروتند مزاج ومغرورکه عشرت را بیشتر از خداوند"جل جلاله"دوست دارندکه صورت دینداری دارندلیکن قوت ان را انکار می کنند."رساله دوم پولس به تیمو تاوس باب سوم بندهای 1-5

نشانه های ظهور"در انجیل متی.یوحنا.مرقس.لوقا"

6:وفورا بعد مصیبت ان ایام افتاب تاریک گرددوماه نور خود را ندهدوستارگان از اسمان فرو ریزندوافلاک متزلزل گرددوانگاه عدالت بر انسان در اسمان پدید گرددوان وقت جمیع طوایف سینه زنی کنندوپسر انسان را بینندکه بر ابرهای اسمان باقوت وجلال عظیم می اید."انجیل متی باب 24بند29و30

7:لیکن چون تسلی دهنده که او از جانب پدرنزد شما ایدیعنی"روح راستی"که از پدر صادر می گردد او بر من شهادت خواهد دادوشما نیز شهادت خواهید داد."انجیل یوحنا باب 15 صفحه27.

8:راست می گویم که رفتن من برای شما مفید است زیرا اگر نروم "تسلی دهنده"نزد شما نخواهد امداما اگر بروم اورانزد شما می فرستم وچون او ایدجهان را بر گناه وعدالت داوری ملزم خواهد نمودو…بسیار چیز های دیگر نیز دارم به شما بگویم لکن الان طاقت تحمل انها را نداریدولیکن چون او"روح راستی"ایدشما رابه جمیع راستی ها هدایت خواهد کردزیرا که او از خود تکلم نمی کندبلکه به انچه شنیده است سخن خواهد گفت واز امور اینده به شما خبر خواهد دادانچه از ان من است می گیردوبه شما خبر خواهد داد.انجیل یوحنا باب16شماره7.

9:انگاه پسر انسان را می بینیدکه با قدرت وجلال عظیم بر ابرها می ایددر انوقت فرشتگان خود را ازجهات اربعه از انتهای زمین تا اقصای فلک فراهم خواهد اورد…ولی از ان روز و ساعت غیر از پدر هیچ کس اطلاع نداردونه فرشتگان در اسمان ونه پسر هم پس در حذر باشید و بیدار شده و دعا کنید زیرا نمی دانیدکه ان وقت کی می شود."انجیل مرقس باب13شماره 19و32.

10:پس شما نیز مستعد باشیدزیرا درساعنی که گمان نمی بریدپسر انسان می اید."انجیل لوقا باب12صفحه40

…ودلهای مردمان ضعف خواهد کردازخوف وانتظار ان وقایعی که بر ربع سکون ظاهر شودوانگه پسر انسان راخواهنددید که بر ابری سوار شده باقوت وجلال عظیم می اید."انجیل لوقاباب20صفحه40.

کتاب زکریای نبی

"فتح اورشلیم"

اینک روز خداوند می ایدوغنیمت تو در میانت تقسیم خواهد شدوجمیع امتها را بر ضد اورشلیم برای جنگ جمع خواهم کردوشهرراخواهندگرفت وخانه ها را تاراج خواهند نمودوان یک روز معروف خداوند"جل جلاله"خواهد بود"یهوه(خدا"جل جلاله")برتمامی زمین پادشاه خواهدبود.




تاریخ : سه شنبه 89/8/11 | 6:3 عصر | نویسنده : سیدامیرعلی موسوی الحسینی
 

 

سخنان حضرت صاحب الامر(عج) و علامت ظهور

 

برای ظهور امام زمان(عج) وقت خاصی تعیین نشده و همواره در سخنان پیامبراکرم(ص) و ائمه اطهار علیهم السلام از گمانه زنی در این زمینه نهی شده است؛ چرا که مشیت الهی آن است که زمان دقیق این واقعه مبارک، برای مصلحتی که در آن هست؛ از همگان مخفی باشد. البته برای ظهور علامت های بسیاری در روایات ذکر شده است ولی هیچ کدام از آنها وقت خاص ظهور را مشخص نمی سازد. در توقیعی که از سوی امام زمان(عج) خطاب به علی بن محمد سمری، آخرین نایب خاص دوره غیبت صغری، صادر شده آمده است: دوره ی غیبت کبری آغاز شد و ظهور واقع نخواهد شد مگر وقتی که خداوند متعال اجازه دهد و این کار هم بعد از زمانی بسیار طولانی ـ آن وقت که قلب ها قساوت پیدا کرد و زمین از ستم پر شد ـ به وقوع خواهد پیوست.

راه نجات

بی شک در طول زمان، برخی شبهات فکری و اعتقادی رخ می نماید که بر اثر نبود دقت و تأمل لازم عده ای را به بیراهه می کشاند در چنین هنگامی وجود معیاری که انسان را از انحراف باز دارد بسیار ضروری است. زمانی در بین گروهی از اندیشمندان شیعه در بحث های کلامی اختلاف پدید آمد. از ناحیه امام عصر(عج) توقیعی صادر شد که در بخشی از آن چنین توصیه شده بود: از راه راست منحرف نشوید و مقصد و جهت گیری خودتان را از طریق دوستی ما اهل بیت به سوی سنت و سیره روشن قرار دهید. تقوای الهی پیشه کنید و از رهنمودهای ما پیروی کنید.

مطرود ائمه اطهار علیهم السلام

در بسیار از دعاها و زیارات از ائمه اطهار علیهم السلام به عنوان صراط و میزان یاد می شود. از این رو رضایت ائمه اطهار حکایت از رضایت خداوند دارد. همچنان که اگر عملکرد کسی مورد تأیید آن بزرگواران نباشد بی شک مورد پسند خدا و رسول نیز نخواهد بود. در یکی از سخنان حضرت بقیة الله(عج) در این باره آمده است: هر که ما از او بیزاری بجوییم خدا و فرشتگان او و همه پیامبران الهی و اولیایش نیز از او بیزاری می جویید.

شکوه از مردم

امام زمان(عج) در شکوه از مردمی که بر اثر سستی و بی توجهی به دین از مسیر هدایت منحرف و دچار فتنه ها می شوند چنین می فرمایند: چگونه این مردم در فتنه افتاده، در وادی سرگردانی گام بر می دارند و گاهی به چپ و گاهی به راست می روند؟ از دین خود دست بر می دارند یا دچار تردید می شوند یا گاهی حتی با حقّ به دشمنی می پردازند. اینان یا آنچه در روایات و اخبار صحیح آمده درک نکرده اند، یا اگر درک کرده اند خود را به فراموشی می زنند...

سفارش به استغفار

گناهان همچون سم سلامت روح انسان را به خطر می اندازند. هرگاه انسان در نتیجه فریب نفس اماره یا وسوسه های شیطان و غفلت هایی که بر اثر مشغول شدن به دنیا و زینت های آن پیش می آید دچار گناه شود، لازم است هرچه زودتر از طریق توبه و استغفار نسبت به تدارک گذشته و برطرف ساختن آثار سوء گناه اقدام کند؛ به امید آن که مشمول رحمت و غفران الهی قرار گیرد. امام عصر(عج) در پاسخ به حسن بن فضل یمانی که مرتکب خطایی شده بود و با ارسال نامه ای از آن حضرت عذرخواهی کرده بود، نوشتند: هرگاه از گناه و اشتباهی که مرتکب شده ای به درگاه خداوند متعال استغفار کنی، خداوند آن را می بخشد.

آثار بخل و یاری نکردن نیازمندان

حضرت مهدی(عج) درباره کسانی که به رغم برخورداری از نعمت های الهی، از رسیدگی به وضع محرومان خودداری می کنند فرموده است: هرکس که خداوند به او نعمت هایی عنایت کرده و از رسیدگی به وضع آن دسته از افراد که درباره آنها سفارش شده بخل ورزد، در دنیا و آخرت در زمره زیانکاران قرار خواهد گرفت.

راه عاقبت به خیری

از آرزوهای مهم تک تک افراد آن است که در زندگی به گونه ای رفتار کنند که عاقبت نیکی داشته باشند. در این زمینه رهنمودهای بسیاری از اولیای الهی نقل شده است که بی شک رعایت آنها انسان را به سعادت واقعی و عاقبت بخیری موفق می سازد. حضرت مهدی(عج) در این باره می فرمایند: شیعیان ما وقتی به فرجام نیک دست می یابند که از گناهانی که خداوند نهی کرده به طور کامل دوری کنند و هیچ یک از آنها را مرتکب نشوند.

اوّلین سخن امام زمان علیه السلام در زمان ظهور

مرحوم شیخ صدوق نقل می کنند وقتی که امام زمان(عج) ظهور کنند در حالی که به دیوار کعبه تکیه کرده اند ابتدا این آیه را قرائت خواهند کرد:بَقیة اللّه خیر لَکُمْ اِنْ کُنْتم مؤمنین؛ بقیة اللّه برای شما بهتر است اگر اهل ایمان باشید.

آن گاه خواهند فرمود منم بقیّة الله و حجت خدا و خلیفه و جانشین او برای شما. نقل شده است از آن زمان به بعد هرکس که خدمت حضرت مهدی(عج) می رسد به آن حضرت با عبارت: السّلام علیک یا بقیّة الله؛ سلام بر تو ای بقیّة اللّه؛ سلام خواهد داد.

منبع:http://www.hawzah.net




تاریخ : دوشنبه 89/7/19 | 11:23 صبح | نویسنده : سیدامیرعلی موسوی الحسینی

 

نام کتاب مقدس                     اسماء مقدس حضرت ولی عصر

1- صحف ابراهیم                             صاحب

2 – زبور داوود                                قائم

3 – تورات به لغت توکوم                     قیدمو

4 – تورات عبری                              ماشع

5 – انجیل                                       مهمید آخر

6 – زمزم زرتشت                             سروش ایزد

7 – السیاق زند و پازند                        برام

8 – در زند و پا زند                            بنده یزدان

9 – هزار نامه هندیان                          لند بطاوا (لندیطارا)

10 – ارماطس                                  شماخیل

11 – جاویدان                                   خوراند

12 – کندرال فرنگیان                         خجسته

13 – کتاب اشعیای نبی                       فیروز

14 – کتاب محسوس                          خسرو

15- کتاراتزی پیغمبر                        میزان الحق

16 – برزین آذر فارسیان                     پرویز

17 – قبروس رومیان                         فردوس الاکبر

18 – صحیفه آسمانی                         کلمه الحق

19 – صحیفه آسمانی                         لسان الصدق

20 – کندرال                                   صمصام الاکبر

21 – دوهر                                     بقیه الله

22 – قنطره                                    قاطع

23 – دید براهم                                منصور

24 – انجیل یوحنا                             تسلی دهنده و روح ایستادگی

25 – تورات                                   شیلو

26 – انجیل متی و لوقا و مرقس           پسر انسان

27 – کتاب دانیال                             قائم

28 – اوستا – جاماسب نامه                 سوشیانس

29- شاکمونی                                 قائم

30- پاتیکل هندوها                           راهنما

31 – دادنک بودایی ها                        دست راستین

 




تاریخ : یکشنبه 89/5/10 | 9:38 صبح | نویسنده : سیدامیرعلی موسوی الحسینی

در اینجا به ذکر قسمتى از نشانه هاى ظهور حضرت قائم آل محمد (اَرْواحُنا فَداه ) مى پردازیم که پیش از ظهور آن حضرت رخ مى دهد

:1)خروج سفیانى (سفیانى ، یکى از طاغوتهاى مقدّس مآب از نسل ابوسفیان است و در شام به دست سپاه حضرت مهدى (علیه السلام ) شکست خورده و کشته مى شود
2)کشته شدن سیّدِ حسنى (جوان خوش صورت از آل امام حسن (علیه السلام ) با سپاهش به حمایت از امام زمان (علیه السلام ) برمى خیزد و سرانجام ، به شهادت مى رسد
.
3) اختلاف بنى عبّاس در ریاست دنیا
.
4)گرفتن خورشید در نیمه ماه رمضان
.
5)گرفتن ماه در آخر آن ماه ، برخلاف عادت (و نظم فلکى

6) فرو رفتن زمین بیداء (زمین بین مکّه و مدینه).
7)فرو رفتن زمین در نقطه اى از مشرق و مغرب
.
8)توقّف خورشید، هنگام اوّل ظهر تا وسط وقت عصر
.
9)طلوع خورشید از مغرب
.
10) کشتن «نفس زکیّه » در پشت کوفه همراه هفتاد نفر از نیکان
.
11) سر بریدن یک مرد هاشمى بین حجرالا سود و مقام ابراهیم (علیه السلام)
.
12) ویران شدن دیوار مسجد کوفه
.
13) به اهتزاز درآمدن پرچمهاى سیاه از جانب خراسان
.
14)خروج یمانى (یمانى از مردان نیک و طرفدار امام زمان (علیه السلام ) است ) که به حمایت از آن حضرت ، با سپاه خود برمى خیزد
.
15)ظهور مغربى در مصر و حکومت او بر مردم شام
.
16)فرود ترکها به جزیره
.
17)ورود رومیان به رمله
.
18)طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه مى درخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگر متّصل شوند
.
19)پدید آمدن سرخى در آسمان که در فضا پراکنده گردد
.
20) آتشى در طول مشرق ، آشکار شود و سه روز یا هفت روز در آسمانى باقى بماند
.
21)پاره نمودن عرب اسارت خود را و حکومت عرب بر شهرها و کشورها
.
22)بیرون رفتن عرب از تحت نفوذ سلطان عجم
.
23)کشتن امیر مصر، توسّط مردم مصر
.
24)خراب شدن شام
.
25)اختلاف سه پرچم در شام (کشمکش سه گروه
(.
26)ورود دو پرچم قیس و عرب به کشور مصر
.
27)به اهتزاز درآمدن پرچمهاى قبیله «کنده »در خراسان
.

 

 

 




تاریخ : چهارشنبه 89/5/6 | 12:6 عصر | نویسنده : سیدامیرعلی موسوی الحسینی

28)آمدن اسبهایى از جانب مغرب ، تا اینکه در کنار حیره (نزدیک کوفه ) بسته شوند.
29)برافراشته شدن پرچمهاى سیاه از جانب مشرق به سوى حیره
.
30)طغیان آب فرات ، به طورى که سرازیر کوچه هاى کوفه گردد
.
31)خروج شصت دروغگو که همه آنان ادّعاى نبوت مى کنند
.
32)خروج دوازده نفر از نژاد ابوطالب (علیه السلام ) که همه آنان ادّعاى امامت براى خود دارند
.
33) سوزاندن مردى بلند مقام از شیعیان بنى عبّاس بین سرزمین جلولاء (واقع در هفت فرسخى خانقین ) و سرزمین خانقین
.
34)بستن پلى نزدیک محله کرخ بغداد
.
35) برخاستن باد سیاهى در بغداد، در آغاز روز
.
36)زلزله شدید در بغداد
.
38)فرو رفتن بیشتر شهر بغداد در زمین بر اثر زلزله
.
39)ترس عمومى که عراق و بغداد را فراگیرد
.
40)مرگهاى سریع و عمومى در بغداد
.
41)کم شدن اموال و انسانها و محصول کشاورزى
.
42)پیدایش ملخ در فصل خود و در غیر فصل خود تا آنجا که زراعتها و غلاّت را از بین ببرد
.
42)کم شدن غلاّت و محصولات گیاهى
.
43)اختلاف و کشمکش در میان دو صنف از عجم و خونریزى بسیار بین آنان
.
44)بیرون آمدن بردگان از زیر فرمان اربابان و کشتن اربابان
.
45)مسخ شدن جمعى از بدعتگذاران ، به صورت میمون و خوک
.
46)پیروزى بردگان بر شهرهاى اربابان
.
47)نداى (غیرعادى ) از آسمان بر همه جهان به طورى که هرکسى در هر زبانى باشد آن ندا را به زبان خودش مى شنود
.
48)پیدایش صورت و سینه انسان در قرص خورشید
.
49)مردگانى زنده از قبرها بیرون آیند و به دنیا بازگردند و به دید و بازدید با همدیگر بپردازند
.
50) در پایان همه ، 24 بار، باران پى در پى مى آید و زمین خشک را پس از مرگش ، زنده و سبز و خرّم مى کند و به دنبال آن برکتهاى زمین بروز مى نماید و در دسترس قرار مى گیرد
.
و بعد از این حوادث ، هرگونه بلا و ناراحتى و گرفتارى معتقدین به حق از شیعیان حضرت مهدى (علیه السلام ) برطرف مى گردد، در این هنگام آنها آگاه شوند که امام عصر (عَجَّلَ اللّه تعالى فَرَجَه الشّریف ) در مکّه ظهور کرده است براى یارى او به سوى مکّه رهسپار شوند، چنانکه روایات ، بیانگر این مطلب است
.
این نشانه هایى که ذکر شد، پاره اى از آنها حتمى است و پاره اى مشروط به شرایطى است و خداوند داناتر است که چه خواهد شد و ما آنچه را نقل کردیم ، از کتب از حدیث و روایات ، گرفته شده ، از خداى بزرگ کمک مى جوییم و از درگاه او توفیق سعادت مى خواهیم

 .

بر گرفته از کتاب نگاهی بر زندگی 12 امام(ع)نابغه و فقیه بزرگ علامه حلی(ره)

ترجمه محمد محمدی اشتهاردی




تاریخ : چهارشنبه 89/5/6 | 12:5 عصر | نویسنده : سیدامیرعلی موسوی الحسینی

 

اندیشه‏ی بشری از راه افکار مارکسیستی، در سده‏ی 19 میلادی، جبر تاریخی را درک کرد و به کشف مراحل و مقاطع جبری تاریخ و قوانین کلی آن پرداخت، اما در کشف خود به راه اشتباهی رفت . (2) در مقابل، اندیشه‏ی نبوی، از آغاز پیدایش در بیش از هزار سال پیش، تصور خود از حرکت جامعه‏ی بشری را براساس جبر تاریخی نهاد و اندیشه‏ای روشن از سنت‏ها و مراحل تاریخ را تقدیم کرد .

 

میراث دینی یهودیان و مسیحیان و مسلمانان، نصوص مشترکی را درباره‏ی سنت‏های تاریخی به گزارش پیامبران، در بر دارد و پژوهشگران می‏توانند بگویند باور دینی به سنت‏های تاریخی، از مهم‏ترین اعتقادات اساسی مشترک میان ادیان سه گانه‏ی اسلام، یهودیت و مسیحیت است .

مایلم تاکید کنم متون دینی که میراث ادیان سه گانه‏ی مذکور است، اطلاعات یکسانی توسط شخصیت‏های تاریخی ارایه می‏دهد که حرکت و نهایت تاریخ براساس آن پایه‏ریزی می‏شود .

بنابراین، در برابر ما فقط اندیشه‏ی مشترکی درباره‏ی نهایت‏سیر تاریخ نیست، بلکه اندیشه‏های هم‏خوان شخصیت‏های تاریخی است که از متون دینی به دست می‏آید . به سبب وجود متونی که از شخصیت‏های تاریخی سخن می‏گوید، قرائت‏ها و تفسیرهای گوناگونی یافته می‏شود که ما را در برابر مصداق‏های مختلفی از یک اندیشه قرار می‏دهد . البته راه گفت و گوی آرام علمی برای ادیان سه گانه و گرایش‏ها و مذاهب، برای راه‏یابی و وصول به قرائتی یکسان از متون، باز است .

پس از این مقدمه می‏توان گفت:

به اعتقاد شیعه، وجود مهدی موعود، حجت‏بن الحسن العسکری، فرزند حسین مظلوم و شهید، با مراحل و سنت‏های سیر تاریخ مرتبط است، چنان که این سخن را تمامی پیامبران توسط متون اساسی مانند قرآن و تورات و انجیل گفته‏اند .

سیر اعتقادات شیعی، به گواه میراث معتبرش، مدعی است که مهدی موعود (عج)، قهرمان پایان تاریخ است . متون شیعی، مهدی موعود (عج) را «محمد بن الحسن العسکری، فرزند حسین مظلوم شهید» می‏داند . متون دینی مسیحی و یهودی نیز وی را مشخص کرده‏اند .

گواه اندیشه‏ی ما، تاکید قرآن است که پایان درخشان تاریخ، به خواست‏خدا حتمی است و خداوند در قرآن و کتاب‏هایی که بر پیامبران پیشین فرستاده، آن را بیان کرده است . قرآن تاکید دارد که خبر بعثت پیامبر مکی، در تورات و انجیل هست . اهل بیت علیهم السلام در سخنان خود تاکید دارند که کتاب‏های پیشین [تورات و انجیل] به محمد و اهل بیتش بشارت داده است . علی و حسین و مهدی علیهم السلام در این کتاب‏ها نام برده شده‏اند، چنان که از پیامبر صلی الله علیه و آله نام برده شده است .

اعتقاد مشترک ادیان سه گانه‏ی آسمانی درباره‏ی پایان تاریخ

پیروان ادیان سه گانه‏ی آسمانی (مسلمانان، مسیحیان و یهودیان) باور دارند آینده‏ی نهایی مسیر زندگی خاکی، پیروزی ایمان بر کفر، حاکمیت‏حق و علم و عدالت اجتماعی و عبادت خدای متعال، وراثت زمین به صالحان، پایان خرافات و گمراهی و ستم و تمامی گونه‏های انحراف است . نیز اتفاق نظر دارند شخصی که خداوند عهد و پیمانش رابه دست او تحقق می‏بخشد، از فرزندان ابراهیم بوده‏است و شریعتی که بدان حکومت می‏کند، آیین موسی نیست، بلکه دین پیامبری است که خداوند در آخر زمان، وی را مبعوث می‏کند و امی‏ها [اهالی مکه (ام القری) ] منتظر اویند . (3)

در قرآن کریم، سوره‏ی انبیا (21) آیه‏ی 105 آمده است:

و ما بعد از تورات، در زبور داوود نوشتیم [و در کتب انبیای پیشین وعده دادیم ] که بندگان نیکوکار من، ملک زمین را وارث و متصرف خواهند شد .

مزمور 37 کتاب مقدس خطاب به داوود چنین می‏گوید:

کار اشرار تو را نگران نکند و بر گناه کاران حسرت مبر; زیرا مانند گیاه، زود پژمرده می‏شوند و مثل علف سبز، تند خشک می‏گردند . بر پروردگار توکل کن و کار خیر انجام بده . با خیال آسوده، در زمین سکناگزین و امانت‏دار باش . به پروردگار امیدوار باش تا آرزوی قلبی‏ات را برآورد . راهت را برای پروردگار خالص ساز و بر او توکل کن تا کارت را بر عهده گیرد و بی‏گناهی‏ات را مانند نور، آشکار کند و مثل خورشید تابان، حقت را ظاهر سازد . در پیشگاه پروردگار، آرام گیر و با شکیبایی، در انتظار [فرمان] وی باش و به آن‏که به کمک نیرنگ، در تلاشش موفق می‏شود، حسرت مبر . خود را از غضب نگه دار و خشم را ترک کن و برای انجام شر، متهور مباش; زیرا اشرار در می‏مانند، اما منتظران [فرمان] پروردگار، وارثان خیرات زمین اند . به زودی ، شخص شریر نابود می‏شود و اگر در پی وی باشی، او را نخواهی یافت . اما نیکوکاران، خیرات زمین را به ارث می‏برند و به فیض صلح و سلامت می‏رسند . . . خیر کمی که راستگو داراست، بهتر از ثروت بسیار اشرار است; زیرا دستان اشرار به زودی می‏شکند، اما پروردگار نیکوکاران را پشتیبانی خواهد کرد . پروردگار به روزگار افراد باکمال ، آگاه است و تا ابد، میراث‏شان پاینده خواهد بود . . . از شر دور باش و خوبی کن که تا ابد آرام باشی; زیرا پروردگار عدالت را دوست دارد و از پارسایان حمایت و تا ابد آنان را حفظ می‏کند . اما ذریه‏ی اشرار نابود می‏شوند . درستکاران، خیرات زمین را به ارث می‏برند و تا ابد در آن می‏مانند . دهان راستگو، همیشه سخن حکمت‏آمیز می‏گوید و به سخن حق، برتری می‏یابد . آیین معبودش، در دلش ثابت است و گام‏هایش متزلزل نیست . شریر در کمین درستکار است و تلاش در کشتن وی دارد، اما پروردگار نمی‏گذارد او به چنگ شریر افتد و به وقت محاکمه، محکوم گردد . منتظر [فرمان ] پروردگار باش و همیشه در راهش رو، تا مقامت را رفیع کند و زمین را مالک شوی و شاهد نابودی اشرار باشی .

می‏بینم شخص شریر [که در دنیا به ظاهر] پرثمر و پرسایه مانند درختی سبز و ریشه‏دار در زمین اصلی خود است، پس از مدتی، دیده نمی‏شود . به دنبال آن هستی، ولی اثری از آن نمی‏یابی .

کمال را در نظر گیر و مستقیم بنگر; که پایان چنین انسانی، سلامت است . اما همگی عصیان‏گران هلاک می‏شوند و نهایت اشرار، فناست، لیکن رهایی و رستگاری نیکوکاران، از جانب خداست و او به هنگام تنگی، دژ و امان آنان است . به حق، پروردگار کمک‏شان می‏کند و از اشرار نجات‏شان می‏دهد و رهایی می‏بخشد; زیرا زیر حمایت پروردگارند .

اختلاف نظر مسلمانان و مسیحیان و یهود در هویت رهبر موعود الهی

در هویت‏شخصی که خدای متعال به دست وی، رخداد بزرگی را که انتظار می‏رود، به اجرا می‏گذارد، اختلاف نظر است . مسلمانان و یهود و مسیحیان، نظر گوناگونی در امتی که رهبر بزرگ الهی، از آن است و شریعت الهی که بدان عمل می‏کند، دارند .

همگی مسلمانان معتقدند وی از ذریه‏ی اسماعیل و از فرزندان محمد صلی الله علیه و آله خاتم انبیا و از نوادگان فاطمه، دخت پیامبر است و امت این رهبر [موعود]، امت محمد است و آیینش، شریعت محمد می‏باشد .

ابی داود و ابن ماجه و ابن حنبل و طبرانی و حاکم در مستدرک و دیگران از قول پیامبر روایت کرده‏اند:

اگر از دهر (دنیا) جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند مردی از اهل بیتم را برمی‏انگیزاند که زمین را چنان که پر از ستم شده‏است ، پر از عدل و داد خواهد کرد .

نیز فرمود:

مهدی از عترت من، از فرزندان فاطمه است .

اما یهود و مسیحیان معتقدند که وی از ذریه‏ی اسحاق، از فرزندان یعقوب و از نوادگان داود است . مسیحیان می‏گویند: این رهبر [موعود ] اسراییلی، مسیح عیسی بن مریم است که به دست‏یهود کشته شد . خدای متعال، وی را زنده کرد و از میان مردگان برانگیزاند و به آسمانش برد و در آخر دنیا، وی را می‏فرستد تا توسط وی، وعده‏اش را تحقق بخشد .

یهودیان می‏گویند: وی [ رهبر موعود] هنوز زاده نشده است .

آیه‏ی 20 اصحاح [ سوره] 17 سفر تکوین [ پیدایش] به وعده‏ی خدای متعال به اسماعیل اشاره دارد:

«ای اسماعیل! سخنت را درباره‏ی وی [ رهبر موعود] شنیدم . منم آن‏که مبارکش می‏گردانم و رشدش می‏دهم و توانش را بسیار بسیار می‏کنم و دوازده رهبر می‏زاید و امت عظیمی قرارش می‏دهم‏» .

«حنان ایل‏» ; مفسر یهودی در حاشیه بر این آیه می‏گوید:

از پیش‏گویی این آیه، 2337 سال گذشت تا عرب (سلاله‏ی اسماعیل) [با ظهور اسلام در سال 624 م] امتی عظیم گردند . در این مدت، اسماعیل مشتاقانه منتظر بود وعده‏ی الهی محقق شود و عرب بر عالم چیره گردند . ولی ما که ذریه‏ی اسحاق هستیم، تحقق وعده‏ی الهی که به ما داده شده بود، به سبب گناهان‏مان، به تاخیر افتاد، اما حتما وعده‏ی الهی، در آینده محقق خواهد شد . پس نباید نومید شویم . (4)

در سفر اشعیا 111 آمده است:

از تنه‏ی «یسی‏» شکوفه می‏روید و از ریشه‏اش، شاخه سبز می‏شود . روح پروردگار، روح حکمت و هوشمندی، روح مشورت و توان، روح معرفت و ترس از پروردگار، بر «یسی‏» مستقر می‏شود و شادی‏اش در تقوای پروردگار خواهد بود . به آن‏چه چشمانش می‏بیند، قضاوت نخواهد کرد و به آن‏چه گوش‏هایش می‏شنود، حکم نخواهد نمود . برای مسکینان، به عدل قضاوت می‏کند و برای بینوایان زمین، به انصاف حکم می‏نماید . با دهان و زبانش، زمین را مجازات خواهد کرد و به نفسی که از میان لبانش بیرون می‏شود، منافق را می‏میراند . او لباس نیکی می‏پوشد و کمربند امانت‏داری می‏بندد . در نتیجه [و در پرتو حکومت عادلانه‏اش] گرگ با میش خواهد زیست و پلنگ در کنار بره خواهد نشست و گوساله و شیر درنده همدم خواهند شد و همه‏ی حیوانات با هم چرا خواهند کرد و بچه‏ی خردسالی، همگی را خواهد راند . گاو و خرس با هم به مرتع خواهند رفت و کره‏های‏شان کنار هم خواهند بود . شیر درنده مثل گاو، علف خواهد خورد و کودک شیرخواره، در امنیت، کنار لانه‏ی مار، بازی خواهد کرد و بچه‏ی خردسال، دستش را داخل لانه‏ی افعی می‏کند و بدو آسیبی نمی‏رسد . در هر کوه قدسی، آدمیان اذیت نمی‏شوند و بدی نخواهند کرد; زیرا زمین، از معرفت پروردگار پر خواهد شد، چنان که دریا از آب پر است . در آن روز، اصل و نسب «یسی‏» پرچم‏دار [هدایت ] امت‏خواهد بود و همگی مردم، (Gentiles) زیر پرچم وی خواهند آمد و بدو نظر خواهند داشت و جایگاه «یسی‏» رفیع خواهد شد .

آیا رهبر موعود از فرزندان اسحاق یا اسماعیل است؟ تفصیل سخن در اختلاف مسلمانان و مسیحیان و یهود، با تحقیق در این مساله ممکن است: پیامبری که امی‏ها [ مردم یا اهالی ام‏القری (مکه) ] منتظر اویند، عیسی است‏یا محمد صلی الله علیه و آله؟ وارث ابدی امامت ابراهیم کیست؟ آیا اسماعیل و ذریه‏ی برگزیده‏ی وی هستند یا اسحاق و فرزندان برگزیده‏ی او؟ و رهبر الهی که بی‏آن‏که گناهی کرده باشد، کشته می‏شود و کشتن وی سبب هدایت‏بسیاری خواهد شد، کیست؟ چنان که کشته شدن وی سبب حفظ و نشر دین می‏شود و نسلی از ذریه‏ی او، روزگار درازی خواهند زیست و آینده‏ی روشن تاریخ بشریت، به دست آنان محقق خواهد شد .

علمای مسلمان و بسیاری از علمای یهودی و مسیحی، درباره‏ی «رهبر موعود از نسل کیست‏» و «پیامبر آخرالزمان کیست‏» بحث کرده و پیروی خود از پیامبر و اهل بیتش را اعلام نموده‏اند . (5)

درباره‏ی «کشته شدن رهبر موعود» ، مسیحیان پیرو «پولس‏» به تفسیر متونی پرداخته‏اند که ازمرد دردها و رنج‏ها سخن می‏گوید و چنان که قوچ ذبح می‏شود، کشته خواهد شد . اینان معتقدند وی عیسی بن مریم است . اما تطبیق متون، متناسب با او نیست; زیرا عیسی، ذریه و نسلی نداشت که روزگار دراز یا کوتاهی زندگی کنند .

اختلاف شیعه و سنی در رهبر موعود

شیعه معتقد است رهبر موعود، محمد بن حسن عسکری است که سال 256 هجری متولد شد و والدش [امام] حسن عسکری بر امامت وی تصریح کرده است . سپس به اذن خدا، او غیبت صغری و کبری مانند عیسی نمود . غیبت صغری هنگامی بود که خدا، وی را از نیرنگ حکومت عباسی نجات داد . وی از هنگام تولد، مخفی می‏زیست و پدرش او را [از دیده‏ها ] پنهان می‏کرد . پس از وفات پدرش در 261، شیعیان را توسط وکیلانش (نواب اربعه) راهنمایی می‏کرد . نیابت اینان 69 سال (261- 329) به طول انجامید .

غیبت کبری، پس از وفات نایب چهارم (علی بن محمد السمری) آغاز شد . به هنگام وفات، وی به شیعه گفت: نایبی خاصی پس از او نخواهد بود تا خدای متعال، ولی‏اش را در آخر زمان ظاهر کند .

سنی‏ها معتقدند مهدی هنوز متولد نشده است و در آخرالزمان به دنیا می‏آید .

تفصیل سخن در اختلاف شیعه و سنی درباره‏ی ولادت رهبر موعود و این‏که وی فرزند [امام ] حسن عسکری است‏یا در آینده متولد می‏شود، با تحقیق در این مساله ممکن است . پیامبر جانشین و اوصیایی معصوم دارد و نقل سخن پیروان از امامان‏شان پذیرفته می‏شود; زیرا مانند پیروان مذاهب دیگرند که به نقل از رهبران مذهبی خود، مسایل فقهی و تاریخی را روایت می‏کنند .

تمامی شیعه از زمان قدیم، اتفاق نظر دارند که پیامبر از امامان نام برده، شمارشان را گفته و هر امام، امام بعدی را معرفی کرده‏است . [امام] حسن عسکری خبر داده است فرزندی دارد که وصی وی است و مهدی منتظر می‏باشد .

گواه شیعه بر بیان امامت الهی اهل بیت توسط پیامبر، حدیث ثقلین [کتاب الله و عترتی ] و حدیث‏سفینه [مثل اهل بیتی کمثل سفینة نوح . . . ] است . دلیل شیعه بر شمار امامان، حدیث اثنی‏عشر [اثنی عشر نقیبا] است و گواه بر این‏که نخستین امامان الهی، علی سپس حسن، بعد حسین‏اند، حدیث غدیر [من کنت مولاه فعلی مولاه] و حدیث منزلت [انت منی بمنزلة هارون من موسی . . . ] و حدیث کسا و حدیث الحسن و الحسین سبط من الاسباط است که همگی در احادیث معتبر سنی روایت‏شده‏اند .

گواه امامت نه فرزند [امام] حسین، احادیث وصیت در کتاب‏های معتبر شیعه است، مانند فرمایش امام باقر علیه السلام که کلینی روایت کرده‏است:

یکون تسعة ائمة من ذریة الحسین بن علی، تاسعهم قائمهم .

نه امام از فرزندان حسین بن علی‏اند، که نهمی قائم است .

امام صادق فرمود:

آیا می‏پندارید اوصیای ما هر که را بخواهند وصی می‏کنند؟ نه، والله! این عهد و گفته‏ای به جا مانده از رسول الله درباره‏ی امامی پس از امامی دیگر است تا به وی [ مهدی موعود (عج) ] پایان پذیرد .




تاریخ : سه شنبه 89/4/22 | 10:22 صبح | نویسنده : سیدامیرعلی موسوی الحسینی