سفارش تبلیغ
صبا

 




تاریخ : یادداشت ثابت - یکشنبه 97/3/21 | 5:33 عصر | نویسنده : سیدکمیل | نظر

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی...چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی...

..خلیل اتشین سخن:تیر به دوش بت شکن ای ماه دوباره سنگ وچوب شد نیامدی...

..برای ما که خسته ایم نه:ولی برای عده ایی چه خوب شد نیامدی...

..تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام دوباره صبح.ظهر.نه غروب شد نیامدی.نیامدی




تاریخ : جمعه 90/11/28 | 5:23 عصر | نویسنده : سیدکمیل | نظر

صدای زمزمه های حضور رادر میان بغض های هر شبم می شنوم.
ولی تمام جعه های خوب من تهی زآمدنت.
غروب شد،سحر برفت،سکوت آمد و برفت ونم نم سپید اشک روی گونه ام روان،
آمد وبرفت تو باز هم نیامدی .
خسته ام!
ز بهر سالهای بی امان سالهای سبز انتظار وخسته از ستم،از گناه های شیعیان وباز هم...
وجمعه جمعه ندبه ام وندبه ندبه اشک وآه وباز هم ...وبازهم...وباز هم نیامدی.
بیا وبا دوباره بودنت تمام کاش های کاش من تمام کن بیا وباز هم بپاش رنگ عشق
رنگ آبی حقیقتی را به روی ای کاش های کاش من. دلم بسی گرفته است...بهر سالهای باتو بودن ونبودنت،
از تو خواندن وندیدنت،از تو گفتن و... .
خواندنی ترین سروده ی من تا ابد به یاد ماندنی. سخت ومبهمی انتهای انتها.
در جواب وحل تو وامانده ام.هر کجا می روم هرچه می روم باز هم حضور می باید و ظهور.
بوی عطر سبز پیرهنت عطر خوب آمدنت حسرت دلهای بی قرارمان شده است.
امید روح خفته ام بیا و روشنی بده به قلب های بی قرار. به بغض های بی امان




تاریخ : سه شنبه 89/7/13 | 10:41 صبح | نویسنده : سیدکمیل | نظر

از دیر زمانی است که به خیلی مسیرها فکر می کنم و عاقبت کار را نافرجام میبینم درگوشهای از دنیایی زندگی می کنم که خیلی با دنیای دیگری فاصله دارد دنیا بسیار اعجاب انگیز و تهوع اور.

شاید زمانی برسد گه دیگر نباشم وبا خود انچه داشتم برده باشم.

زندگی کردن از از پس چراهای بی جواب !

ماندن در مردابی بنام تن ودل بستن به دنیایی پست.پستی از جهت رفتار انسانها. انسانهایی که فقط در هم لولیده اند وهمانند زالو مشغول دله گی هستند. بن بست نیست درد ورنج است            

ازادی ارزوی دست نیافتنی برای انسان. شاید فکر ازاد شدن در سر باشد ولی خود ازادی محال است . اینکه احساس      ازادی را هم کسانی در خود حس می کنند باز هم خیال واهی بیش نیست.چرا که اگر از سلولی رهایی پیدا کنند در همان زمان به سراغ سلول بعدی با پا خودشان بی هیچ دلیل قانع کننده ای قدم خواهند گذاشت.گاهی هم با کاری بنام انقلاب یا دگرگونی فقط زندانبان خودرا عوض می کنند.

شاید راه علاج بهتری برای فرار این انسان سرگردان دراین وادی پر مشغله پیدا بشود اکثر مردمان برای یک انتخاب بهتری به سوی مذهب رومیاورند وبگمان این که بهترین را گزیده اند اما غافل از اینکه مذهب خود بتنهایی کاری برای اینها نمی تواند انجام دهد زیرا که در این جا باید وارد بحث مذهب بشویم از طرفی دو سوال اساسی که در هر دوره و زمانی باید بررسی شود وپاسخ به ان داده شود و ان اینکه دین چیست ودیندارکیست ؟                        

با طرح این دو سوال میتوان راهی بسوی درهای شناخت در جهت اگاهی از خود دین و مسایل مربوط به ان گشود.                                        

ابتدا این مهم است که بحث مربوطه را با عقل امروزی و برای عقل امروزی گفتمان شود. بهر تقدیر استفاده از موضاعات بحثهای کلامی نیز نباید غافل شد.دین یکی از نیازهای اساسی بشر

بوده است . انسان در ابتدا بر این باور بوده است که یک نیروی قویتر وبالاتر از همه موجودات و نیروهای طبیعی وجود دارد . وهمیشه بدنبال این قدرت مافوق بشری و طبیعی می گشته.وازان بعنوان نیرو و اراده مافوق بشری یاد می کرده به همین جهت بوده که به خیلی از مسایل خرافی رو اورده است . وخرافه پرستی قسمت بزرگی از زندگی او را در بر می گرفته .البته این احساس که یک نیاز در انسان بصورت پیچیده ومبهم بوده بعنوان حس پرستش نیز گفته شده .




تاریخ : جمعه 89/4/11 | 7:42 عصر | نویسنده : سیدکمیل | نظر

کد مداحی و آهنگ مذهبی